خلاصه داستان: سریال کرهای «نیوتوپیا» داستان زوجی را روایت میکند که پس از جدایی، با شیوع ویروسی که انسانها را به زامبی تبدیل میکند، تلاش میکنند دوباره به یکدیگر بپیوندند. لی جهیون، سربازی است که بهتازگی وارد خدمت شده و احساس نگرانی از آینده دارد. نامزد او، کانگ یونگجو، کارمندی تازهکار است که در دوران دانشگاه به «الهه مهندسی» معروف بود. با شیوع ویروس زامبی، آنها سعی میکنند در خیابانهای خطرناک سئول که پر از زامبیهاست، به هم برسند.
خلاصه داستان: سریال کره ای قاضی جهنمی درباره قاضیای به نام "کانگ بیت-نا" است که در واقع یک شیطان از جهنم است. او پس از مرگ در یک حادثه، مأمور میشود افرادی را که باعث مرگ دیگران شدهاند، به جهنم بفرستد. بیت-نا که ظاهری زیبا و شخصیتی بسیار باهوش دارد، مسئولیت سنگینی بر عهده دارد، اما زمانی که با یک کارآگاه به نام "هان دا-اون" آشنا میشود، مسیر زندگیاش به طرز عجیبی تغییر میکند. هان دا-اون کارآگاهی باهوش و دلسوز است که در پس ظاهر آرامش، دردهای پنهانی را حمل میکند. این دو شخصیت به زودی درگیر ماجراهایی پیچیده و هیجانانگیز میشوند.
خلاصه داستان: در دوران جوسئون، پسری از خانوادهای ثروتمند بهنام هونگ رانگ ناپدید میشود. دوازده سال بعد، مردی جوان بازمیگردد و ادعا میکند همان پسر گمشده است، بیآنکه گذشتهاش را به خاطر آورد. بازگشت او خانواده را وارد گردابی از شک، راز و تهدیدهای پنهان میکند.
خلاصه داستان: یون دونگ جو و جی هانا، دو قهرمان طلای المپیک در رشتههای بوکس و تیراندازی، بعد از ترک ورزش به دلیل مشکلات شخصی، بهعنوان افسر پلیس زندگی جدیدی را آغاز میکنند و با بیعدالتیهای اجتماعی مبارزه میکنند.
خلاصه داستان: داستان سریال درباره پادشاهی است که برای کشف راز یک نیروی شیطانی درون کاخ ولیعهد، دو فرد خاص را فرا میخواند. یکی از آنها «گو-چئون» شکارچی ارواح است که توانایی ورود به دنیای ارواح و نابودی آنها با شمشیر خود را دارد، و دیگری «ساِنگ-گانگ» دختری درباری است که از بدو تولد توانایی شنیدن صدای ارواح را داشته اما این قدرت برای او به یک نفرین تبدیل شده است. این دو شخصیت در کنار هم وارد ماجرایی تاریک میشوند که آنها را به کشف رازهای پنهان درون کاخ و دنیای ماورایی هدایت میکند.
خلاصه داستان: داستان سریال «بونا قاتل تمام عیار» درباره زنی به نام یو بونا است که در ظاهر زندگی آرامی به عنوان یک همسر و مادر دارد. اما پشت این نقاب معمولی، او یکی از اعضای یک سازمان مخفی و یک قاتل حرفهای به شمار میرود. بونا با مهارت بالا و بدون بر جای گذاشتن ردپا، مأموریتهای خطرناکی را انجام میدهد. چالش اصلی او حفظ این هویت دوگانه و پنهان نگه داشتن حقیقت از خانواده، به ویژه همسرش است. هرچه او بیشتر درگیر کارهای سازمان میشود، خط باریک میان زندگی عادی و دنیای تاریکش نازکتر میگردد. داستان با تعلیق و پیچشهای روانشناختی پیش میرود و تماشاگر را درگیر این پرسش میکند که آیا بونا میتواند راز خود را تا پایان حفظ کند یا خیر.