خلاصه داستان: داستان فیلم معتقد 2 در ادامه اتفاقهای قسمت قبلی شکل میگیرد. کارآگاه وون هو همچنان در پی کشف حقیقتی است که پشت بزرگترین سازمان تجارت مواد مخدر در آسیا پنهان شده و به رئیس فراری آن، معلم لی، مربوط میشود. جستوجوی او زمانی وارد مرحلهای تازه میشود که با فردی به نام کیونکال روبهرو میشود؛ کسی که تنها فرد آگاه از هویت واقعی معلم لی است. وون هو برای نزدیک شدن به پاسخها باید با سرنخهای پیچیده و موقعیتی پرتنش روبهرو شود، اما فیلم جزئیات گره اصلی و نتیجه این تعقیب را آشکار نمیکند.
خلاصه داستان: فیلم جادهای به بوستون داستان ورزشکاران کرهای را در سال ۱۹۴۷ میلادی دنبال میکند؛ زمانی که آنها برای شرکت در ماراتن بینالمللی بوستون آماده میشوند. این مسابقه نخستین ماراتن بینالمللی برگزارشده پس از جنگ جهانی دوم بود و حضور ورزشکاران کرهای در آن، اهمیت تاریخی ویژهای دارد. فیلم در کنار نمایش تمرینها و دشواریهای مسیر، به انگیزهها، فشارها و امیدهای شخصیتها توجه میکند. رابطه میان ورزشکاران و تلاش آنها برای رسیدن به هدفی مشترک، بخش مهمی از روایت را شکل میدهد؛ روایتی ورزشی و تاریخی که بدون افشای پایان، فضای انسانی و پرتنش خود را حفظ میکند.
خلاصه داستان: داستان فیلم در سال ۱۹۹۲ و در شهر بوسان کره جنوبی میگذرد؛ جایی که سه مرد برای رسیدن به پول، قدرت و افتخار وارد معاملههایی خطرناک میشوند. هرکدام از این شخصیتها نگاه و هدفی متفاوت دارند، اما تصمیمهایشان بهتدریج آنها را در موقعیتی پیچیده و پرتنش قرار میدهد. فضای جنایی و سیاسی داستان، روابط میان این سه مرد را زیر فشار قرار میدهد و مرز میان اعتماد، جاهطلبی و خیانت را مبهم میکند. فیلم با تمرکز بر پیامد انتخابهای شخصیتها پیش میرود و بدون افشای گره اصلی، تعلیق خود را تا پایان حفظ میکند.
خلاصه داستان: پس از وقوع مجموعهای از قتلهای زنجیرهای، کارآگاه جنایی جائه هوان تصمیم میگیرد قاتل را پیدا کند؛ انگیزه او فقط انجام وظیفه نیست، زیرا یکی از همکارانش را در جریان همین پرونده از دست داده است. او سرانجام با جین هیوک، قاتل پرونده، روبهرو میشود و تعقیبوگریزی میان آن دو شکل میگیرد. این تعقیب به تصادفی شدید منجر میشود و جائه هوان پس از بههوشآمدن در بیمارستان، با واقعیتی عجیب مواجه میشود: بدن او با بدن قاتل عوض شده است. از اینجا، مرز میان تعقیبکننده و تعقیبشونده پیچیدهتر میشود.
خلاصه داستان: در آیندهای نزدیک، زمین به بیابانی خشک و بیآب تبدیل شده و بازماندگان برای ادامه زندگی باید با خطرهای گوناگون دستوپنجه نرم کنند. هیولاهایی که در این سرزمین ویران پرسه میزنند، هر لحظه جان انسانها را تهدید میکنند. کیونگ-سو، شکارچیای بیباک و باتجربه، در جریان یکی از روزهای سخت خود با نوجوانی به نام یونگ-هی روبهرو میشود. او درمییابد که یونگ-هی به دست پزشکی دیوانه ربوده شده است. کیونگ-سو تصمیم میگیرد او را نجات دهد، اما برای رسیدن به این هدف باید از میان بیابان خطرناک، هیولاها و دشمنی بیرحم عبور کند.
خلاصه داستان: دکتر چئون، نوه بزرگ یک خانواده شمن، سالهاست میراث خانوادگی خود را نپذیرفته و به وجود روحها و جنها باور ندارد. او به همراه دستیارش کانالی برای جلسات ساختگی تسخیر راه انداخته و با توضیح مشکلات روانی، به مراجعهکنندگان کمک میکند. ماجرا زمانی تغییر میکند که یو کیونگ، زنی با توانایی دیدن ارواح، از او میخواهد به روستایش سفر کند. خواهر کوچکتر یو کیونگ گرفتار روحی شیطانی شده است و نشانههای این اتفاق، دکتر چئون را با پدیدههایی روبهرو میکند که با باورهای قبلیاش سازگار نیستند. این سفر، آنها را به راز طلسم گمشدهای به نام سولکیونگ نزدیک میکند.