خلاصه داستان: فیلم جزیره جنگی داستان ۴۰۰ کارگر کرهای را روایت میکند که در دوران حکومت استعماری ژاپن برای کار سخت در معادن زغالسنگ به جزیره هاشیما، مشهور به جزیره جنگی، فرستاده میشوند. زندگی در این جزیره برای کارگران دشوار و طاقتفرساست و فشار شرایط، آنها را در موقعیتی بحرانی قرار میدهد. با گذشت زمان، گروهی از کارگران تصمیم میگیرند برای رهایی از این وضعیت، راهی برای فرار پیدا کنند. در میان این تلاش جمعی، تنشها، ترسها و امیدهای شخصیتها آشکار میشود و داستان حالوهوایی تاریخی، جنگی و پرتحرک پیدا میکند؛ بیآنکه پایان ماجرا را فاش کند.
خلاصه داستان: سوکهی از کودکی برای تبدیل شدن به یک قاتل حرفهای آموزش دیده است؛ زنی که خشونت و انتقام بخش جداییناپذیر زندگیاش شدهاند. هر بار که برای تسویهحساب با گذشته دست به خشونت میزند، ردپایی از مرگ پشت سرش باقی میماند. با این حال، او نمیخواهد تا همیشه در این چرخه گرفتار بماند. سوکهی تلاش میکند از گذشته خود فاصله بگیرد و راهی برای شروع دوباره پیدا کند، اما خاطرات و روابط قدیمی اجازه نمیدهند به آسانی از زندگی پیشینش جدا شود. داستان میان میل به رهایی، فشار گذشته و انتخابهای دشوار شخصیت اصلی حرکت میکند.
خلاصه داستان: پس از مدتی بستری بودن در بیمارستان روانی، سوییم همراه با خواهر عزیزش به خانه پدری بازمیگردد؛ خانهای که پدرشان پس از مرگ مادر، زندگی تازهای را در آن آغاز کرده است. حضور نامادری از همان ابتدا برای دو خواهر خوشایند نیست و فضای خانه میان اعضای خانواده تنشآلود به نظر میرسد. با گذشت زمان، اتفاقهای عجیب و نشانههای ناآشنا در گوشهوکنار خانه پدیدار میشوند و آرامش شکننده خانواده را به هم میزنند. سوییم تلاش میکند میان خاطرات، رفتارهای اطرافیان و رخدادهای غیرعادی ارتباطی پیدا کند؛ اما هرچه بیشتر پیش میرود، مرز میان واقعیت، ترس و برداشتهای ذهنی پیچیدهتر میشود.
خلاصه داستان: در شهری در نزدیکی سئول، شیوع ویروسی شدید و کشنده بهسرعت گسترش پیدا میکند و هر روز بر شمار قربانیان افزوده میشود. با رسیدن بحران به پایتخت کره جنوبی، زندگی مردم زیر سایه ترس، بینظمی و تصمیمهای دشوار قرار میگیرد. همزمان، شخصیتهایی با پیشینهها و مسئولیتهای متفاوت تلاش میکنند در میان آشفتگی فزاینده راهی برای مقابله با این وضعیت پیدا کنند. «آنفولانزا» با تمرکز بر فشار روانی ناشی از یک همهگیری، روابط انسانی و واکنش جامعه در برابر خطر، فضایی پرتنش میسازد و مخاطب را تا پایان در انتظار نتیجه تصمیمها نگه میدارد.
خلاصه داستان: پس از کشته شدن نامزد کارآگاه خصوصی کیم سو هون، زندگی او تحت تأثیر این فقدان قرار میگیرد. سو هون که نمیتواند از کنار این اتفاق بگذرد، برای پیدا کردن قاتل وارد مسیری سخت و خطرناک میشود. وسواس او برای شناسایی مجرم، کمکم شکل انتقامی شدید به خود میگیرد و او را در موقعیتی قرار میدهد که مرز میان عدالت، خشم و جنون برایش کمرنگ میشود. این جستوجو، رویارویی میان دو شخصیت متفاوت را شکل میدهد و فضای فیلم را به سمت تعلیق روانشناختی و تنشی بیوقفه پیش میبرد.
خلاصه داستان: فیلم خانم باک داستان زنی منزوی را دنبال میکند که گذشته سختش همچنان سایهبهسایه او حرکت میکند و اجازه نمیدهد به دیگران نزدیک شود. او عادت کرده دردهایش را پنهان کند و با کسی صمیمی نشود، اما آشنایی با دخترکی که در خانه تحت خشونت قرار دارد، این انزوا را تغییر میدهد. زن تصمیم میگیرد از کودک محافظت کند و برای مقابله با شرایط دشوار، توان و شجاعت خود را به کار بگیرد. در این مسیر، مردی که به او علاقه دارد نیز به شیوه خودش کنار آنها میایستد. فیلم بدون آشکار کردن پایان، روی شکلگیری این رابطه و رویارویی با جهانی بیرحم تمرکز میکند.