خلاصه داستان: سالها پس از پایان جنگ صدساله و در دوران جوانی، آنگ و دوستانش کاتارا و ساکا با تهدیدی تازه و مرموز روبهرو میشوند. صلح به دست آمده شکننده است و نیروهایی تاریک در سایه به دنبال برهم زدن تعادل جهانی هستند. آنگ که اکنون یک آواتار بالغ است، باید با تکیه بر خرد پیشینیان و قدرت عناصر چهارگانه، بار دیگر مسئولیت محافظت از جهان را بر عهده بگیرد. اما این بار خطر از جنس جنگ نیست؛ رازی کهن و نفرینی ناشناخته، سرنوشت همه را به خطر انداخته است. سفر آنگ او را به سرزمینهای دور و فرهنگهای گوناگون میبرد و در این مسیر، دوستیهای قدیمی و پیوندهای تازه شکل میگیرند. او باید تصمیم بگیرد که آیا آماده پذیرش کامل قدرت آواتار و رویارویی با سرنوشتی است که هیچکس نمیتواند از آن بگریزد؟
خلاصه داستان: دو دوست از یک روستای کوچک در شمال هند برای یافتن شغلی در نیروی پلیس تلاش میکنند تا به زندگی خود عزت و احترام ببخشند، اما با افزایش ناامیدی و فشارهای اجتماعی، دوستیشان دچار تنش و چالشهای جدی میشود. آنها در این مسیر با واقعیتهای تلخ و شیرینی روبهرو میشوند که مرزهای وفاداری و آرزوهایشان را آزمایش میکند.
خلاصه داستان: وقتی یکی از نقشههای هامدینگر به شکلی غیرمنتظره به هم میریزد، خانه یکی از بچهگربههای زبالهگرد ویران میشود و راکی مسئولیتی بزرگتر از توانش را بر عهده میگیرد. در حالی که این بچهگربه دردسرهای بیشتری از آنچه انتظار میرود به وجود میآورد، راکی یاد میگیرد که حتی قهرمانها هم گاهی به کمک دیگران نیاز دارند.
خلاصه داستان: در آستانه کریسمس، رابل کوچکترین تولهسگ پاو پاترول با هیجان منتظر است تا بابانوئل برایش یک مته لیزری جدید بیاورد. اما خبر میرسد که بابانوئل سرما خورده و نمیتواند هدیهها را تحویل دهد. شهردار هامدینگر که از این فرصت استفاده میکند، تصمیم میگیرد به قطب شمال برود و همه هدیهها را برای خودش بردارد. پاو پاترول به رهبری چیس و مارشال باید نقشه او را خنثی کند و کریسمس را برای همه نجات دهد. این ماجراجویی خانوادگی پر از لحظات هیجانانگیز و آموزنده است.
خلاصه داستان: استیوی و برادر کوچکش الیوت به سرزمینهای به شدت پوچ و بیمعنی رویاهایشان سفر میکنند تا از مرد شنی بخواهند خانوادهای بینقص برایشان فراهم کند. این سفر آنها را با موجودات عجیب و ماجراهای خندهدار روبهرو میکند و در نهایت آنها را به درک تازهای از معنای واقعی خانواده میرساند.
خلاصه داستان: ادا، موش جوانی که عاشق سرعت است، رویای رانندگی در مسابقات اتومبیلرانی را در سر میپروراند. او دختر اروین، متصدی نمایشگاه است که کسبوکارش در آستانه ورشکستگی قرار دارد. در آستانه پنجاهمین سالگرد مسابقات گرند پری اروپا، ادا شانس ملاقات با قهرمان دوران کودکی خود، اد، را پیدا میکند. او تصمیم میگیرد برای نجات پدرش و تحقق رویای خود، پشت فرمان بنشیند و وارد مسابقات شود. اما مسیر قهرمانی پر از چالشها و رقابتهای هیجانانگیز است.