خلاصه داستان: فیلم اللهیار و افسانه مارخور داستان نوجوانی به نام اللهیار است که با یک اسب دوستی ویژه دارد. زندگی او در مسیری آرام پیش میرود، اما روزی خودش را در شرایطی میبیند که هرگز تصورش را نمیکرد. این اتفاق، آغاز ماجرایی تازه و پرتحرک برای اوست؛ ماجرایی که با فضای طبیعت، دوستی و تجربههای ناشناخته پیوند میخورد. اللهیار در این مسیر با موقعیتی روبهرو میشود که نگاهش به اطراف و تواناییهای خودش را تغییر میدهد. این انیمیشن اردو با حالوهوای خانوادگی و کودکانه، مخاطب را به سفری ماجراجویانه دعوت میکند، بدون آنکه پایان یا گره اصلی داستان را آشکار کند.
خلاصه داستان: تد، پسری ماجراجو، بهطور اتفاقی باعث فعال شدن یک نفرین کهن میشود؛ نفرینی که جان دوستانش را به خطر میاندازد. پس از این اتفاق، اطرافیان و دوستانش با او دشمن میشوند و تد در موقعیتی دشوار قرار میگیرد. در این میان، تنها سارا حاضر است به او کمک کند. آنها برای پیدا کردن راهی جهت پایان دادن به نفرین مومیایی، وارد ماجرایی پرتنش و سرگرمکننده میشوند. مسیر پیشرو با اتفاقهای غیرمنتظره، لحظههای کمدی و موقعیتهای ماجراجویانه همراه است و تد باید برای نجات دوستانش با پیامدهای تصمیم خود روبهرو شود.
خلاصه داستان: اسکروج مردی خسیس و گرفتار حسابوکتاب است که در جستوجوی خوشبختی، با زندگی و انتخابهای خودش روبهرو میشود. در شبی سرنوشتساز، فرصتی غیرمنتظره برای او فراهم میشود تا گذشته را مرور کند و نگاهی تازه به آینده داشته باشد. این سفر، اسکروج را با احساسات، روابط و پیامدهای رفتارهایش مواجه میکند و مسیر داستان را به سوی تغییری مهم میبرد. روایت با فضای کریسمسی، موسیقی و لحظات فانتزی، قصهای خانوادگی درباره امکان دگرگونی و پیدا کردن معنای واقعی خوشبختی شکل میدهد، بیآنکه از حالوهوای افسانهای خود فاصله بگیرد.
خلاصه داستان: فیلم خاطرات یک حلزون داستان حلزونی تنها را دنبال میکند که در جستوجوی معنا و خاطرات گمشدهاش، با چالشهای درونی و بیرونی روبهرو میشود. مسیر او آرام به نظر میرسد، اما هر گام کوچک، بخشی از تجربههای دشوار زندگی، عشق و از دست دادن را آشکار میکند. این روایت در فضایی احساسی و متفاوت شکل میگیرد و مخاطب را با پرسشی مهم همراه میسازد: آیا میتوان در جهانی که همیشه در حرکت است، معنای واقعی آرامش را پیدا کرد؟ داستان بدون افشای گره اصلی، سفری انسانی و تأملبرانگیز را پیش روی تماشاگر میگذارد.
خلاصه داستان: هزار و پانصد سال پس از جنگ خدایان، جهان در دورهای تازه و پرآشوب قرار دارد. یانگ جیان، خدای ارلنگ، برای گذران زندگی به شکارچی تبدیل شده و روزهایش را با انجام مأموریتهای مختلف میگذراند. ورود زنی مرموز، مسیر زندگی او را تغییر میدهد؛ زیرا یانگ جیان مأمور میشود چنشیانگ، خواهرزاده گمشدهاش را پیدا کند و جلوی او را بگیرد. چنشیانگ در جستوجوی فانوس نیلوفر آبی است و همین جستوجو، یانگ جیان را وارد سفری پرخطر میکند؛ سفری که گذشته، خانواده و مسئولیتهای او را دوباره پیش رویش قرار میدهد.
خلاصه داستان: کارین، دختری ۱۱ ساله، پس از درگذشت مادرش همراه پدرش به معبد سوسهجی میرود و نزد پدربزرگش میماند. در آنجا با آنزو، گربهای روحی و سخنگو آشنا میشود؛ موجودی که مانند انسانها حرف میزند و رفتاری انسانگونه دارد. رابطه کارین و آنزو در ابتدا آسان نیست و تفاوت روحیه آنها باعث شکلگیری موقعیتهای پرتنش میشود، اما کمکم دوستی عمیقی میانشان به وجود میآید. آن دو در ادامه سفری را آغاز میکنند تا روح مادر کارین را بازگردانند. این سفر، آنها را با موجودات افسانهای و چالشهای گوناگون جهان ارواح روبهرو میکند.