خلاصه داستان: عطا برای دزدیدن طلا به خانهای قدیمی میرود. او متوجه حضور یک مادر پیر و نابینا میشود. مادر نابینا، عطا را با پسرش رضا که در جبهه است، اشتباه میگیرد. عطا مشغول جمع کردن طلاها میشود که دو نفر از رزمندگان، درب خانه را میزنند. آنها هم فکر میکنند عطا یکی از دوستان رضا است و خبر شهادت رضا را به او میدهند. عطا حرفی به مادر شهید نمیزند، طلاها را سر جایش میگذارد و برمیگردد.
خلاصه داستان: فیلم کوتاه «به تو از دور» روایتی احساسی از جدایی و دلتنگی است. داستان درباره افرادی است که به دلایل مختلف از یکدیگر دور افتادهاند و در تلاشاند تا با وجود فاصله، ارتباط خود را حفظ کنند. این اثر با نگاهی شاعرانه به مفهوم دوری، لحظاتی از زندگی شخصیتها را به تصویر میکشد که در آنها خاطرات مشترک، نامهها و صداهای آشنا، پلی میان گذشته و حال میسازند. فضای بصری فیلم با استفاده از نورپردازی ملایم و قاببندیهای نزدیک، حس نزدیکی عاطفی را حتی در دل جدایی منتقل میکند. موسیقی متن، که با ظرافت انتخاب شده، بر عمق احساسی صحنهها میافزاید. «به تو از دور» تلاشی است برای بازنمایی این حقیقت که گاهی فاصلههای فیزیکی نمیتوانند مانع از ارتباط روحی و عاطفی انسانها شوند. فیلم در مدت کوتاه خود، مخاطب را به دنیایی از سکوت و نگاههای پرمعنا میبرد و پایانی باز و تأملبرانگیز ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم پروا داستان خسرو امیری، مردی سیساله است که از شغل فعلی خود ناراضی است و در تلاش برای یافتن فرصتی بهتر، با چالشها و موانع متعددی روبهرو میشود. او در این مسیر، روابط و باورهایش را زیر سؤال میبرد و در نهایت به درکی تازه از زندگی و انتخابهایش میرسد. فیلم با نگاهی واقعگرایانه به طبقه متوسط شهری، تنشهای روزمره و آرزوهای برآوردهنشده را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: این مستند روایتی از زندگی شخصیتی به نام ادوارد است که ۳۸ سال از عمر خود را در غربت و اسارت سپری کرده است. او ۹ سال را بهعنوان اسیر جنگی گذرانده و پس از پیوستن به سازمان مجاهدین خلق، ۱۲ سال از زندگیاش را در کمپ اشرف سپری میکند. در نهایت، پس از خروج از سازمان، به آلمان مهاجرت کرده و زندگی جدیدی را در آنجا آغاز میکند. فیلم ادوارد با نگاهی بیطرفانه و انسانی، ابعاد مختلف این سفر پرفرازونشیب را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: به همین سادگی روایتی کوتاه و تأملبرانگیز از زندگی روزمره است؛ جایی که سادگی در نگاه و رفتار، معنای عمیقی به لحظههای معمولی میبخشد. این فیلم کوتاه با نگاهی مینیمال به رابطهها و انتخابهای آدمها، نشان میدهد که گاهی زیبایی در سادهترین اتفاقها نهفته است.
خلاصه داستان: روایتی از اسارت قریب به چهار هزار پناهجوی زنی ست که در جریان جنگ هرگز نتوانستند دیگر به خانواده هایشان در آن سوی مرزها ملحق شوند و در این راه بسیاری از این خانواده ها در دل بحران مجبور به انتخاب و تصمیم شدند…