خلاصه داستان: جون، وبتوننویس معروفی که پس از موفقیت فصل اول «قاتل جون» با فشار ساخت فصل دوم روبهرو شده، از ایدههای تازه تهی است. او بهناچار داستان یک ایمیل ناشناس را دستمایه کار خود قرار میدهد؛ داستانی درباره حملات تروریستی که بهزودی در واقعیت رخ میدهند و او را در مرکز یک توطئه خطرناک قرار میدهند. حال جون باید میان ادامه زندگی عادی و پیگیری حقیقت، یکی را انتخاب کند؛ انتخابی که مرز میان واقعیت و داستان را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: زمانیکه قاتلی اجیرشده به نام کای در مسیر جستجوی قاتلی دیگر راهی بانکوک میشود، مأموریتش برای انتقام بهتدریج به مبارزهای بزرگتر برای نجات دنیا از تهدیدی دیرینه تبدیل میشود. او در این مسیر با متحدان قدیمی و دشمنان تازهای روبهرو میشود و باید میان خواسته شخصی و مسئولیتی بزرگتر یکی را برگزیند. هر قدم او در خیابانهای پرپیچوخم بانکوک، او را به رازهایی نزدیکتر میکند که زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در یک شهر کوچک هند، دو جک فروت کمیاب و گرانبها از باغ یک سیاستمدار محلی ناپدید میشوند. مأمور جوان و مصمم پلیس، مهیما باسور، مأمور رسیدگی به این پرونده عجیب میشود. او که در محیطی مردسالار باید تواناییهای خود را ثابت کند، با جدیت تمام تحقیقات را آغاز میکند. در حین بررسی، مهیما با مقاومت همکاران و مافوقانش روبهرو میشود و پی میبرد که این دزدی ساده، به رویدادهای پیچیدهتری مرتبط است. او با زیرکی و پشتکار، به تدریج پرده از رازهایی برمیدارد که نه تنها به جک فروتها، بلکه به فسادهای پنهان در سیستم نیز اشاره دارند. این ماجرای معمایی-کمدی، تلاش یک زن جوان برای عدالت را در بستری طنز و اجتماعی روایت میکند.
خلاصه داستان: جک کانینگهام زمانی یک استعداد درخشان بسکتبال در دبیرستان بود، اما سالها پیش به دلیل مشکلات شخصی و اعتیاد به الکل، این مسیر را رها کرد و حالا زندگیاش در بحران فرو رفته است. او که به عنوان کارگر ساختمانی مشغول به کار است، پیشنهادی غیرمنتظره دریافت میکند: هدایت تیم بسکتبال دبیرستان سابقش، همان مدرسهای که روزگاری در آن میدرخشید. جک با پذیرش این مسئولیت، وارد دنیایی میشود که او را با خاطرات و آسیبهای گذشتهاش روبهرو میکند. او در حالی که تلاش میکند تیمی بینظم و بیانگیزه را به بازیکنانی هماهنگ تبدیل کند، ناگزیر با شیاطین درونی خود نیز دستوپنجه نرم میکند. این سفر همزمان، سفری برای بازسازی تیم و شاید فرصتی دوباره برای نجات خودش باشد. داستانی دربارهی امید، تلاش برای رستگاری و معنای واقعی بازگشت.
خلاصه داستان: مرتضی پس از سالها تحمل حبس، به خانه بازمیگردد و در تلاش است زندگی تازهای را آغاز کند. اما بازگشت او با پیچیدگیهایی همراه میشود که او را در موقعیتهای دشواری قرار میدهد. او که به دنبال آرامش و جبران گذشته است، در مسیری قرار میگیرد که عشق، انتقام و معماهای قدیمی در هم میآمیزند. در این میان، شخصیتهایی از گذشته و حال، هر یک با انگیزههای پنهان، بر سرنوشت او سایه میاندازند و او باید میان خواستههای قلبی و واقعیتهای تلخ، دست به انتخابی سرنوشتساز بزند.
خلاصه داستان: آیریس، زنی که پس از یک فقدان دردناک درگیر اندوهی عمیق شده، برای یافتن آرامش به دل جنگلی دورافتاده پناه میبرد. اما آرامش او با حضور مردی مرموز بر هم میخورد. این مرد که در پوشش یک غریبه مهربان ظاهر شده، ناگهان چهره واقعی خود را آشکار میکند و با تزریق مادهای فلجکننده، آیریس را در آستانه بیحرکتی کامل قرار میدهد. حال او با ذهنی هوشیار و بدنی که به تدریج از کار میافتد، باید از آخرین فرصتهای باقیمانده برای فرار و نجات جانش استفاده کند. در این جدال مرگبار با زمان، هر لحظه ممکن است آخرین لحظه باشد.