خلاصه داستان: آوریل ۱۹۴۰، جهان درگیر جنگ جهانی دوم است و آلمان نازی به نروژ حمله میکند. نارویک، بندری کوچک در شمال این کشور، به دلیل سنگ آهن استراتژیکش هدف اصلی ارتش هیتلر قرار میگیرد. در میان برف و سرمای شدید، سربازان نروژی و متحدان بریتانیایی، فرانسوی و لهستانی مقاومتی جانانه آغاز میکنند. این نبرد سخت که به نخستین شکست زمینی هیتلر در جنگ منجر شد، سرنوشت اروپا را تغییر داد. فیلم از نگاه یک سرباز نروژی و همسرش روایت میشود؛ زنی که برای نجات خانوادهاش مجبور به همکاری با اشغالگران میشود و درگیر معماهای اخلاقی و عاطفی پیچیدهای میگردد. داستان، تلفیقی از درام انسانی، عشق و میهنپرستی است و لحظات تلخ و پرشور جنگ را با نگاهی نزدیک و بیواسطه به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: مرینت و آدرین به همراه همکلاسیهایشان برای یک سفر مدرسه به نیویورک میروند. در همین حال، یک شیء مرموز و قدرتمند که از نمایشگاه لوور به سرقت رفته، به دست یک شرور خطرناک میافتد. لیدیباگ و گربهسیاه باید با ابرقهرمانان محلی آمریکا متحد شوند تا جلوی نابودی شهر را بگیرند. در این میان، رازهایی درباره هویت واقعی قهرمانان و پیوندهای تازهای شکل میگیرد.
خلاصه داستان: سعید، مردی که با مشکلات مالی دستوپنجه نرم میکند، از یکی از آشنایان خود طلبکار است؛ اما بدهکار به جای پول، محمولهای هندوانه به سعید میدهد. همزمان، نامزد سعید به همراه خانوادهاش راهی تهران میشود و سعید برای تأمین هزینههای زندگی مشترک آینده، تصمیم میگیرد هندوانهها را نقد کند. اما فروش این محموله به سادگی که فکر میکرد پیش نمیرود و او درگیر یک سلسله ماجراهای غیرمنتظره و موقعیتهای طنزآمیز میشود. تلاش سعید برای رسیدن به پول و حل مشکلات، او را در مسیری قرار میدهد که هر قدم آن، چالش تازهای برایش به همراه دارد.
خلاصه داستان: در یک شهرک حاشیهای در شمال دوبلین، شار، دختر نوجوانی است که مادرش آنجلا ناگهان ناپدید میشود و ساعاتی بعد با رفتاری عجیب و غریب بازمیگردد. شار که از تغییرات خطرناک مادرش به وحشت افتاده، به دنبال کشف حقیقت پنهان خانوادهاش میگردد و با رازهای تاریکی روبهرو میشود که ریشه در گذشتهای فراموششده دارد.
خلاصه داستان: داستان پسر جوانی به نام سامان است که عاشق دختری از خانوادهای ثروتمند به نام شیرین میشود. برای جلب توجه او و اثبات عشقش، دست به رفتارهای عجیب و اغراقآمیز میزند و خود را به جنون میزند. این اقدامات، او را در موقعیتهای خندهدار و پیچیدهای قرار میدهد. شیرین که از این رفتارها سرگردان شده، نمیداند آیا سامان واقعاً دیوانه است یا عاشق. در این میان، خانواده شیرین نیز با نگرانی به ماجرا نگاه میکنند. سامان تلاش میکند با وجود تمام موانع، عشق خود را ثابت کند و در این راه با چالشهای زیادی روبهرو میشود.
خلاصه داستان: استن و جنی از دوران دبیرستان عاشق یکدیگر بودهاند؛ اما هیچگاه جرئت نکردهاند احساساتشان را رو در رو ابراز کنند. در طول سالها، آنها نامههای عاشقانهای برای هم مینوشتند و گاهگاه با یکدیگر ارتباط برقرار میکردند، اما زندگی هر کدام مسیر جداگانهای را طی کرد. پس از ده سال، سرنوشت دوباره آنها را در موقعیتی غیرمنتظره به هم میرساند و این بار همه چیز تغییر میکند. برخورد دوباره، خاطرات گذشته و احساسات قدیمی را زنده میکند و آنها را با این پرسش مواجه میسازد که آیا عشق دبیرستانی آنها میتواند به سرنوشتی تازه تبدیل شود؟ «دختر خارق العاده» روایتی گرم و احساسی از عشق، فرصتهای از دست رفته و دومین شانس است که در بستر کمدی و درام پیش میرود و تماشاگر را به دنیایی پر از حس نوستالژی و امید میبرد.