خلاصه داستان: آیزک سالها بهعنوان پیشخدمت در کشتیهای مسافرتی کار کرده است، اما شیوع یک بیماری همهگیر باعث میشود شغلش را از دست بدهد. او به ناچار به دنبال کار جدید میگردد و سرانجام در یک هتل استخدام میشود. در این هتل، آیزک با موقعیتهای غیرمنتظره و چالشهای عجیبی روبهرو میشود که زندگی او را دستخوش تغییر میکند. او در تلاش است تا خود را با محیط جدید وفق دهد، اما اتفاقات پیشبینینشدهای رخ میدهد که مسیر او را به سمت تصمیمهای دشوار میکشاند. این فیلم روایتی از تلاش برای بقا، حفظ dignity و یافتن معنا در شرایط سخت است و با نگاهی طنزآمیز به واقعیتهای تلخ زندگی میپردازد.
خلاصه داستان: جف کاستلو، قاتلی حرفهای و بیاحساس، پس از اجرای یک ترور بینقص در یک کلوپ شبانه، با یک شاهدان غیرمنتظره روبهرو میشود. در حالی که پلیس به رهبری بازپرس سرسختی او را تعقیب میکند، کارفرمایانش نیز برای پاک کردن ردپا، نقشه حذف او را میکشند. کاستلو که به تنهایی و با اصول اخلاقی خاص خود زندگی میکند، باید در دنیایی پر از خیانت و توطئه، هم از قانون و هم از همکاران سابقش فرار کند. او در این مسیر، با زنی روبهرو میشود که میتواند او را لو دهد یا نجات دهد. فیلم با فضاسازی سرد و مینیمال، به درونمایه تنهایی و جبر میپردازد.
خلاصه داستان: مانولو، پسر جوانی از خانوادهای مشهور گاوباز، در تقابل میان انتظارات پدرش و آرزوی قلبیاش برای نوازندگی گرفتار شده است. او عاشق ماریا، دختر باهوش و مستقل شهر، است اما رقیب او، خواکین، پسری مغرور و قوی است. در آستانه یک سفر دورانی، مانولو به دنیای مردگان کشیده میشود و با راهنمایی سه ایزد اساطیری، سفری پرماجرا را در سه قلمرو آغاز میکند. او باید با شجاعت و وفاداری، بر ترسهایش غلبه کند و ثابت کند که یک قهرمان واقعی بودن به شمشیر و زور نیست، بلکه به قلب و انتخابهای او بستگی دارد. در این مسیر، مانولو با شخصیتهای رنگارنگ آشنا میشود و درمییابد که حافظه و عشق، قویترین نیروها در جهان هستند.
خلاصه داستان: ویلیام براون، نوازندهای عصبی و خودشیفته که در تلاش برای تکمیل آلبوم پراگراک خود است، با همسایه پر سر و صدا و عجیبش به نام ولاد درگیر میشود. پس از یک مشاجره شدید، ویلیام ناخواسته ولاد را میکشد و تلاش او برای پنهان کردن جسد، به زنجیرهای از قتلهای تصادفی و مرگبار تبدیل میشود. هر اتفاق، ویلیام را به پرتگاه جنون نزدیکتر میکند و او را با اجسادی مواجه میسازد که گویی زندهاند و او را تعقیب میکنند. این کمدی ترسناک سیاه، با فضایی سوررئال و پر از خون، سفر پرماجرای یک موسیقیدان شکستخورده را برای رسیدن به آرامش خلاقانه روایت میکند.
خلاصه داستان: پس از باریدن حبابهایی که قوانین گرانش را زیر پا گذاشتهاند، توکیو به طور کامل از دنیای خارج جدا شده و تنها به زمین بازی گروهی از جوانان تبدیل شده است که خانوادههای خود را از دست دادهاند. در این میان هیبیکی، یک جوان بیپروا اما با استعداد است که یک روز به صورت تصادفی از پشت بام سقوط میکند اما توسط دختری مرموز با قدرتهای ویژه نجات مییابد. این دختر که «یوتا» نام دارد، با هیبیکی و دوستانش در مسابقات پارکور به سبک ترکیدن حباب رقابت میکند. در این میان، راز حبابها و ارتباط آنها با گذشته توکیو و سرنوشت یوتا به تدریج آشکار میشود و هیبیکی باید بین نجات شهر و نجات دختری که عاشقش شده، یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره چهار کودک است که به همراه والدین خود برای گذراندن تعطیلات به منطقهای ساحلی در کورنوال میروند. آنها در حین بازی در ساحل، موجودی افسانهای به نام «کوئیست» را پیدا میکنند که توانایی برآوردن آرزوها را دارد. اما هر آرزو فقط تا غروب آفتاب دوام میآورد و این موضوع ماجراهای خندهدار و هیجانانگیزی را رقم میزند. کودکان باید یاد بگیرند که با یکدیگر همکاری کنند و از قدرت جادویی این موجود به درستی استفاده کنند، در حالی که خطراتی نیز آنها را تهدید میکند.