خلاصه داستان: در قلب دنیایی خیالی که موجودات عجیبوغریب و هیولاهای خطرناک در آن زندگی میکنند، زَک سیزدهساله برای یافتن برادر دوقلویش، کایل، که بهطرز مرموزی ناپدید شده، راهی سفری پرماجرا میشود. او سنگی جادویی از جنس یشم به همراه دارد که قدرتهای خارقالعادهاش را هنوز نمیتواند کنترل کند. در این مسیر، مادربزرگش ناینای و ایندیانا، قانونشکنی زیبا که توانایی ارتباط با موجودات شگفتانگیز دنیا را دارد، او را همراهی میکنند. او همچنین با وو، که پیشتر یک پاچیدرم پشمالوی سهمتری بود و اکنون به موجودی کوچک، بامزه و عجیبغریب تبدیل شده، این ماجراجویی را ادامه میدهد. آنها باید با هم از خطرات بیشماری عبور کنند، راز سنگ یشم را کشف کنند و به سرنوشت مرموز کایل پی ببرند. آیا زَک میتواند برادرش را نجات دهد؟
خلاصه داستان: در یک روز گرم تابستانی، توتفرنگی کوتکیک و دوستان صمیمیاش در حال آماده شدن برای بهترین تعطیلات تابستانیشان هستند. اما ناگهان یک هیولای بزرگ و ترسناک ظاهر میشود و تلاش میکند تا این فصل شاد و رنگارنگ را به یک کابوس تبدیل کند. حالا توتفرنگی و همراهانش باید شجاعت به خرج دهند، با ترسهایشان روبهرو شوند و راز این هیولا را کشف کنند. در این ماجراجویی پر از خنده و هیجان، آنها یاد میگیرند که دوستی و همکاری میتواند هر مشکلی را حل کند و هیچ چیز به اندازه با هم بودن مهم نیست. آیا آنها میتوانند تابستان را نجات دهند و هیولا را به دوست خود تبدیل کنند؟
خلاصه داستان: خانم پووه، روزنامهنگاری سیاسی که به دلیل رسوایی به بخش فوتبال منتقل شده، مأمور میشود تا کارزار انتخاباتی ریاستجمهوری در حال انجام را پوشش دهد. نامزد پیشتاز، وارث پنجاهساله یک خانواده قدرتمند فرانسوی و تازهکار در سیاست است. اما خانم پووه که گذشته نهچندان بیعیب این نامزد را به یاد دارد، وارد تحقیقاتی میشود که به همان اندازه که شگفتانگیز است، پرشور نیز میباشد.
خلاصه داستان: توتفرنگی کوتکیک و دوستانش در حال آمادهشدن برای جشن سالانهٔ بری باگ هستند که موجودی مرموز و ترسناک در باتلاق ظاهر میشود و آرامش شهر را بر هم میزند. هیولا تلاش میکند فصل ترسناک را خراب کند و همه را بترساند. توتفرنگی و دوستانش باید شجاعت خود را پیدا کنند، با ترسهایشان روبهرو شوند و راز این موجود را کشف کنند. در این مسیر، آنها یاد میگیرند که دوستی و همکاری میتواند بر هر ترسی غلبه کند و چیزهایی که در ابتدا ترسناک به نظر میرسند، همیشه آنقدرها هم که فکر میکنیم بد نیستند.
خلاصه داستان: در این انیمیشن ماجراجویانه، موريس، پنگوئن ببریشده و گروه ناهماهنگش از حیوانات جنگل، بار دیگر در برابر خطر بزرگتری قرار میگیرند. بیور شروری به نام دانکن نقشهای هولناک برای نابودی کامل جنگل کشیده است؛ او منطقه را با مادهای صورتی و خطرناک پوشانده که به محض تماس با آب منفجر میشود. با نزدیک شدن فصل بارانی و آغاز بارشها، تیم جنگل تنها زمان بسیار کمی دارد تا پادزهر این ماده مرگبار را در عمق کوهستان پیدا کند. آنها برای نجات زیستگاهشان باید از موانع طبیعی عبور کنند، با دشمنان جدید روبهرو شوند و در این مسیر به یکدیگر تکیه کنند. سفر پرمخاطره آنها، آموزنده و سرگرمکننده است و روحیه کار گروهی را در برابر تهدیدهای بزرگ به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: رودگر پسری است که هیچکس نمیتواند او را ببیند، تصوری از طرف آماندا که برای همراهی در ماجراجوییهای هیجانانگیز خیالیاش ساخته شده است. وقتی رودگر به تنهایی به شهر تخیلات میرسد، جایی که موجودات خیالی فراموششده زندگی میکنند و به دنبال کار میگردند، با تهدیدی مرموز روبهرو میشود.