خلاصه داستان: ساوی، زنی خانهدار و به ظاهر معمولی، زندگی آرامی را با همسرش ناکول در انگلستان سپری میکند. اما این آرامش ناگهان فرو میریزد؛ ناکول به اتهامی سنگین دستگیر و به زندان فوقامنیتی «آلتون» فرستاده میشود. ساوی که از ناتوانی سیستم قضایی در احقاق حق همسرش به ستوه آمده، تصمیمی غیرمنتظره میگیرد: او به تنهایی نقشهای پیچیده و پرخطر برای فرار ناکول طراحی میکند. زندانی که ساوی با آن روبهروست، ۴۰۰ زندانی خشن، ۷۵ نگهبان مسلح و ۶۰ دوربین نظارتی را در خود جای داده است. ساوی در این مسیر پراضطراب، از هویت واقعی و تواناییهای پنهان خود رونمایی میکند و وارد یک بازی مرگ و زندگی میشود.
خلاصه داستان: پومالای، بازیکن میانسال و باتجربه کریکت محلی، در اوج غرور و مهارت خود با چالشی تازه روبهرو میشود: انبو، جوانی ورزشکار و جاهطلب که با استعداد خام خود همه را شگفتزده میکند. رقابت این دو در زمین کریکت به نقطه اوج میرسد، اما زندگی شخصی آنها با پیچشی عاطفی در هم میآمیزد؛ انبو عاشق دورگا، دختر پومالای، میشود. این عشق تازه، مرزهای رقابت ورزشی را در هم میشکند و هر دو را وادار میکند معنای واقعی پیروزی، خانواده و احترام را بازتعریف کنند. فیلم با نگاهی گرم و طنزآمیز به فرهنگ جنوب هند، لایههای احساسی و اجتماعی را روایت میکند و لحظات کریکت را به استعارهای از کشمکشهای درونی شخصیتها بدل میسازد.
خلاصه داستان: در این انیمیشن، نگرانیهای گرومیت از وابستگی بیش از حد والاس به اختراعاتش به واقعیت میپیوندد. والاس یک «گنوم هوشمند» اختراع میکند که به نظر میرسد ذهن و اراده خودش را پیدا کرده است. اما به زودی مشخص میشود که یک شخصیت انتقامجو از گذشته در حال هدایت این اتفاقات است. حالا گرومیت باید با نیروهای شوم مقابله کند و استاد خود را نجات دهد، وگرنه ممکن است والاس دیگر هرگز نتواند اختراع دیگری انجام دهد!
خلاصه داستان: مرد جوانی پس از نقل مکان به خانه خواهرش و خانواده همسر او، برای یافتن جایگاه خود تلاش میکند. او در این مسیر با چالشها و روابط پیچیدهای روبهرو میشود که او را به بازنگری در زندگی و اهدافش وا میدارد. حضور او در این خانه، پویاییهای تازهای را در خانواده ایجاد میکند و هر یک از اعضا را با جنبههای تازهای از خودشان آشنا میسازد. داستان با نگاهی طنزآمیز و در عین حال احساسی، به اهمیت پیوندهای خانوادگی و جستجوی معنا در روابط میپردازد.
خلاصه داستان: جیک ترنر، نویسندهای موفق، در آستانه کریسمس به خانه دوران کودکیاش بازمیگردد تا املاک مادرِ ازخودبیگانهاش را مدیریت کند. او در میان وسایل قدیمی، دفترچه خاطراتی پیدا میکند که رازهایی از گذشته خودش و خانوادهاش را فاش میکند. همزمان، زنی جوان به نام ریچل به دنبال مادر زیستیاش به همان خانه میرسد. جیک و ریچل در طول سفر مشترکشان با حقایق پنهان و احساسات تازهای روبهرو میشوند. این ملاقات، مسیر زندگی هر دو را تغییر میدهد و آنها را به آشتی با گذشته و امید به آینده میرساند.
خلاصه داستان: کازویوکی کوگا، جوانی که آرزوی بازیگری در سر دارد، برای نقش اصلی در نمایش بعدی یک گروه تئاتر شرکت میکند. از میان ۳۰۰ نفر، تنها ۷ نفر برای مرحله نهایی انتخاب میشوند و او یکی از خوششانسهاست. این ۷ نفر به ویلای کوهستانی برفی دورافتاده میروند و به مدت ۴ روز در آنجا در آزمون نهایی شرکت میکنند. طبق دستورات کارگردان، هیچگونه ارتباطی با دنیای بیرون ممکن نیست. اما وقتی شبها شروع به سپری شدن میکنند، شرکتکنندگان یکی یکی ناپدید میشوند و ترس و رازهایی تاریک در دل آن مکان آغاز میشود.