خلاصه داستان: سانجای راجکوت، معروف به سیکندر، پس از درگیری با پسر وزیر قدرتمند، راکش پرادان، به هدف اصلی او برای نابودی تبدیل میشود. سیکندر که درگیر زندگی شخصی و خانواده خود است، ناگهان خود را در برابر توطئهای پیچیده میبیند که هم ثروت و هم جانش را تهدید میکند. او برای حفظ آنچه به او تعلق دارد، باید با دشمنان قدیمی و جدیدی روبهرو شود و در مسیری پر از خشونت و انتقام قدم بگذارد.
خلاصه داستان: داستان فیلم ویلیام تل در قرن چهاردهم میلادی و در دوران امپراتوری مقدس روم روایت میشود. در این دوره، کشورهای اروپایی برای کسب قدرت و برتری با یکدیگر رقابت میکنند. اتریشیهای جاهطلب که قصد گسترش قلمرو خود را دارند، به سوی سوئیس، کشوری آرام و روستایی، حمله میکنند. ویلیام تل، یک تیرانداز ماهر و نماد مقاومت، در برابر این ظلم و ستم ایستادگی میکند. او با شجاعت و مهارت خود، مردم سوئیس را علیه حاکمان ظالم متحد میکند. داستان این فیلم بر اساس افسانههای معروف سوئیسی ساخته شده است و مبارزه برای آزادی و عدالت را به تصویر میکشد. این فیلم به کارگردانی نیک هام و با بازی بازیگران مطرحی چون الی بمبر، توبیاس جاوت، کانر سوییندلز و کلیس بنگ ساخته شده است. داستان پر از صحنههای اکشن و هیجانانگیز است که بیننده را تا پایان همراه خود میکند.
خلاصه داستان: جو دیرت، یک نظافتچی با مدل موی عجیب (مولت)، شلوار جین اسیدشور و رویایی بزرگ، به دنبال پیدا کردن پدر و مادری است که وقتی تنها هشت سال داشت و در یک پارک کارواننشین بزرگ میشد، او را در گرند کنیون رها کردند. حالا، در حالی که آهنگهای ون هیلن را با صدای بلند در ماشین کوچک اما تقویتشدهاش پخش میکند، جو با خوشبینی همیشگیاش به تنهایی راهی سفری میشود تا خانوادهاش را پیدا کند.
خلاصه داستان: آروم و پیکا، دو دانشجوی پرستاری، برای گذراندن دوره کارآموزی به بیمارستان قدیمی لمبایونگ میروند. به زودی متوجه میشوند که این مکان آرام به نظر نمیرسد و شایعاتی درباره روح زنی که در حمام بیمارستان خودکشی کرده، در میان کارکنان پیچیده است. وقایع عجیب و ترسناکی رخ میدهد و آنها درگیر معمایی فراطبیعی میشوند که جان خودشان و عزیزانشان را به خطر میاندازد. آنها در تلاش برای یافتن حقیقت، با رازهای تاریکی از گذشته بیمارستان روبرو میشوند و باید پیش از آنکه دیر شود، راهی برای فرار از این کابوس بیابند.
خلاصه داستان: پاتریک بیتمن، مدیر جوان و ثروتمند بانک سرمایهگذاری در نیویورک، در دهه ۱۹۸۰ زندگی ظاهراً بینقصی دارد؛ اما در پشت این نقاب، او به تدریج به قتلهای زنجیرهای روی میآورد. بیتمن درگیر وسواسهای فکری، رقابتهای پوچ اجتماعی و توهمهای خشونتبار میشود و مرز میان واقعیت و خیال برای او کاملاً در هم میآمیزد. این درام روانشناختی تاریک، پوچی و مصرفگرایی افراطی طبقه مرفه را در آینهای هولناک به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: مردی میانسال به همراه همسرش به خانهای روستایی در حومه شهر نقل مکان میکند. در اولین روز، او با دوربین دوچشمی زنی را در جنگل میبیند و برای بررسی به سمت او میرود. بهطور تصادفی در آزمایشگاهی مرموز، وارد ماشین زمانی میشود که او را حدود یک ساعت به گذشته بازمیگرداند. حالا او با نسخه قبلی خودش روبهرو میشود و تلاش برای اصلاح اشتباهات، زنجیرهای از رویدادهای فاجعهبار را رقم میزند. هر اقدام برای بازگرداندن نظم، وضعیت را پیچیدهتر میکند و او را درگیر یک چرخه بیپایان از تعقیب و گریز با خودش میکند.