خلاصه داستان: داستان درباره ربکا اوونز است؛ فارغالتحصیل رشته علوم تشریحی و کفنودفن که شغلی شبانه در سردخانه ریور فیلدز به دست میآورد. اما کاری که در ابتدا کاملاً عادی به نظر میرسد، خیلی زود رنگ و بویی ترسناک و شوم به خود میگیرد، زیرا او با نیروهای ماورایی وحشتناکی روبهرو میشود.
خلاصه داستان: زینال پس از بیست سال اسارت آزاد میشود و به وطن بازمیگردد. او که در آغاز جنگ همسرش هانیه را از دست داده بود، به همراه یحیی گروه مقاومت محلی تشکیل میدهد. در جریان حملات هوایی و زمینی دشمن، مسئولیت انتقال گاوصندوقی به او سپرده میشود که تصور میرود اسناد مهمی در آن است. زینال با وجود از دست دادن یارانش، گاوصندوق را به دست میرساند، اما در نهایت یحیی برای حفظ آن جان خود را فدا میکند و زینال به اسارت عراقیها درمیآید. این فیلم روایتی حماسی از مقاومت، ایثار و عشق در بستر جنگ تحمیلی است.
خلاصه داستان: در بحبوحه جنگ تحمیلی، ارتباط خط کمین با نیروهای خودی توسط دشمن قطع شده و احتمال سقوط منطقه بسیار زیاد است. مقابله و مقاومت نیروها در مقابل دشمن نیازمند حضور دیدهبانی است که بتواند آتش سنگین توپخانه را هدایت کند. عارفی برای پیوستن به خط کمین و انجام این مأموریت حیاتی، باید از مسیری عبور کند که زیر آتش شدید دشمن عراقی قرار دارد. او با وجود خطرات فراوان، عازم این سفر پرمخاطره میشود تا با جانفشانی، راه را برای نجات نیروهای خودی باز کند. فیلم دیده بان روایتی از ایثار و شجاعت در شرایط دشوار جنگی است.
خلاصه داستان: در قرن یازدهم پیش از میلاد، دانشجویی جوان از دانشگاه شیراز به کاپیتان سلیمان میپیوندد و در سفری دریایی پرماجرا راهی چین میشود. او در این مسیر با چالشها و رویدادهای غیرمنتظرهای روبهرو میشود که دیدگاهش را نسبت به جهان تغییر میدهد. این سفر نه تنها او را با فرهنگهای گوناگون آشنا میکند، بلکه او را به درکی تازه از زندگی و روابط انسانی میرساند. در میان طوفانها و درگیریها، او عشق، دوستی و شجاعت را تجربه میکند و در نهایت به حقیقتی درباره خود و سرنوشتش دست مییابد.
خلاصه داستان: در دنیایی که مرز بین قانون و جرم محو شده است، یک تیم مخفی از مأموران زبده در سایهها زندگی میکنند. زمانی که یک دیکتاتور بیرحم ثروتی میلیارد دلاری را از مردمش میدزدد، آنها مأمور میشوند تا آن را بازپس بگیرند؛ سرقتی ظاهراً غیرممکن که آنها را به قلب یک نبرد مرگبار از استراتژی، فریب و بقا میکشاند. هر یک از اعضای تیم رازها و انگیزههای پنهانی دارد و اعتماد در این گروه به اندازهای شکننده است که یک اشتباه کوچک میتواند همه چیز را نابود کند. آنها باید در منطقهای خاکستری عمل کنند، جایی که هیچکس کاملاً خوب یا بد نیست و هر تصمیم میتواند عواقب غیرقابل پیشبینی داشته باشد. این مأموریت نه فقط یک سرقت، بلکه آزمونی برای وفاداری، اخلاق و بقاست.
خلاصه داستان: نویسندهای که در ژانر وحشت قلم میزند، پس از مرگ والدینش راهی سفری به ایرلند میشود تا خاکستر آنها را در مکانی که وصیت کردهاند پخش کند. اما مهمانخانهای که برای اقامت انتخاب میکند، طبق شایعات محلی تسخیرشده است و روح یک جادوگر در آن پرسه میزند. او در ابتدا این داستانها را خرافهای بیش نمیداند، اما خیلی زود با پدیدههای عجیبی روبهرو میشود که ذهن او را به چالش میکشند. او در میان نوشتههای قدیمی و اشیای بهجامانده در خانه، به راز تاریکی پی میبرد که زندگی و گذشتهاش را زیر سؤال میبرد. تلاش او برای انجام وصیت والدینش به سفری درونی تبدیل میشود که مرز بین واقعیت و خیال را محو میکند. هر قدم او را به حقیقتی هولناک نزدیکتر میکند که با هیچ داستان ترسناکی که تا به حال نوشته برابری نمیکند.