خلاصه داستان: یک قمارباز ورشکسته به همراه دو دوست احمقش، نقشهای پیچیده میکشند تا بدهیهای عظیم قمارشان را پرداخت کنند؛ آن هم با ازدواج با دختر دردسرساز و ناسازگار یک میلیاردر تازهبهدورانرسیده. این سه نفر که هیچکدام توانایی مدیریت حتی سادهترین امور زندگی را ندارند، وارد ماجرایی پر از سوءتفاهم و موقعیتهای کمیک میشوند. نقشهای که قرار بود راهی سریع برای خلاصی از مشکلات مالی باشد، به سرعت به یک هرجومرج تمامعیار تبدیل میشود؛ زیرا دختر میلیاردر نیز نقشهها و اهداف شخصی خودش را دارد و هیچکدام از آنها با برنامههای این سه مرد هماهنگ نیست. هرچه پیش میروند، دروغها پیچیدهتر و وضعیت خطرناکتر میشود و آنها باید میان نقشه اصلی و نجات خودشان از مهلکهای که خود ساختهاند، یکی را انتخاب کنند. فیلم نقشه ازدواج یک کمدی موقعیت پرتعلیق است که در آن هیچچیز آنطور که برنامهریزی شده پیش نمیرود.
خلاصه داستان: باربارا، مادری مصمم، برای یافتن درمانی برای پسرش لوکا که به فلج مغزی مبتلاست، دست به سفری پرخطر میزند. او با وجود مخالفتهای اطرافیان، خانوادهاش را به هند میبرد تا یک درمان آزمایشی و بحثبرانگیز را امتحان کند. این سفر نه تنها چالشهای پزشکی، بلکه آزمونی برای باورها، روابط و امیدهای اوست. در این مسیر، باربارا با پزشکان، بیماران و خانوادههایی روبهرو میشود که هرکدام داستانی از رنج و امید دارند. او درمییابد که عشق به فرزند، مرزهای فرهنگی و جغرافیایی را درهم مینوردد و گاهی معجزهها در غیرمنتظرهترین مکانها رخ میدهند. فیلم «دنیای لوکا» روایتی احساسی و الهامبخش از مبارزهای بیامان برای یک زندگی بهتر است.
خلاصه داستان: آنا، کارآموز جوان و بلندپروازی است که در دنیای رقابتی هنر، به دنبال جلب توجه رئیس مستبد خود، کلر، است. او در یک سفر کاری مهم، به طور غیرمنتظرهای به کلاس اول پرواز ارتقا مییابد و در آنجا با ویل، مردی جذاب و موفق، آشنا میشود. در یک لحظه غفلت، آنا اجازه میدهد ویل تصور کند که او مدیر ارشد شرکت است. این دروغ کوچک، او را وارد یک گرداب از رویدادهای پر زرق و برق، مهمانیهای مجلل و فرصتهای شغلی میکند. آنا در حالی که سعی دارد هویت واقعی خود را پنهان کند، با عواقب این فریب و پیچیدگیهای عاطفی آن دست و پنجه نرم میکند و باید تصمیم بگیرد که آیا ارزش حفظ این دروغ را دارد یا حقیقت، مسیر بهتری برایش رقم خواهد زد.
خلاصه داستان: پس از مرگ رئیس شرور و ابرقدرتشان، سه نوچهی ردهپایین به نامهای بیتریکس، کِین و هارولد بیپول و درمانده، در یک فروشگاه متروکه زندگی میکنند. اما بیتریکس که حاضر نیست به این وضعیت تن دهد، مصمم است که خودشان دست به کار شوند و به هر قیمتی که شده، دنیا را به تصرف خود درآورند. این سه شخصیت عجیب و ناموفق در تلاشهای خود برای تبدیل شدن به ابرشرور، با موانع و موقعیتهای طنزآمیز متعددی روبهرو میشوند. داستان کمدی و تازهای که نشان میدهد شکستهای پیاپی گاهی میتواند به موفقیتهای غیرمنتظره منجر شود. آنها باید یاد بگیرند که برای رسیدن به هدف، به هم تکیه کنند و از پس ماجراهای پرماجرا برآیند. فیلم با نگاهی طنز به ژانر ابرقهرمانی و ابرشروری، روایتی متفاوت و سرگرمکننده ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک خبرنگار هندی با حقیقتی مرگبار دستوپنجه نرم میکند، هنگامی که قطاری پر از کارسِواکان (داوطلبان مذهبی هندو) در شهر گودرا به آتش کشیده میشود. سالها بعد، از او خواسته میشود تا با تکیه بر گزارشی پنهانشده، در افشای حادثه سابرمتی کمک کند.
خلاصه داستان: یک خبرنگار جسور هندی به نام سامر در جستجوی حقیقت پشت فاجعه قطار سابارماتی است، حادثهای که در آن دهها کارسِواک در گودره جان باختند. او با مدارک و شواهدی تازه روبهرو میشود که روایت رسمی را به چالش میکشد. سامر که سالها درگیر این پرونده بوده، با فشارهای سیاسی و تهدیدهای خطرناکی مواجه میشود. او به همراه همکارش، شکور، تلاش میکند تا گزارشی که پشت این فاجعه پنهان شده را افشا کند. اما هر قدم آنها با موانع جدی روبهرو میشود و سامر باید بین امنیت خود و رسالت خبرنگاریاش یکی را انتخاب کند. آیا او میتواند حقیقت را به مردم نشان دهد؟