خلاصه داستان: ژانلوک گدار، منتقد جوان سینما، پس از سالها نوشتن در مجلهٔ «کایه دو سینما»، به این باور میرسد که بهترین نقد یک فیلم، ساختن خود فیلم است. او با تهیهکنندهای جسور به نام ژرژ دو بورگار همکاری میکند تا با بودجهای اندک، نخستین فیلم بلندش را بسازد. همراه با فرانسوا تروفو، نویسندهٔ همفکر موج نو، فیلمنامهای دربارهٔ یک زوج جوان و گانگستر مینویسد. نتیجه، فیلمی است که قواعد سینمای کلاسیک را به چالش میکشد: «از نفس افتاده» (À bout de souffle). این فیلم با بازی ژانپل بلموندو و جین سیبرگ، سبک نوی سینمایی را معرفی میکند و به نماد جنبش موج نو تبدیل میشود.
خلاصه داستان: نیکلاس و ایزابل برای هم ساخته شدهاند، اما چطور میتوانند از این حقیقت باخبر شوند؟ در حالی که ارواح، سرنوشت و نیروی خالص عشق واقعی آنها را بهسوی یکدیگر میکشند، زندگی نیز در تلاش است تا آنها را از هم جدا کند. این دو غریبه که در دو سوی دنیا و با فاصلهای بسیار زندگی میکنند، هرگز یکدیگر را ندیدهاند، اما نیرویی فراتر از درک آنها را به هم پیوند میدهد. سرنوشت، آنها را در مسیری پر از فراز و نشیب قرار میدهد که هر لحظه امکان از دست دادن این پیوند ناشناخته وجود دارد.
خلاصه داستان: کاگامی تسوروگی، دوست صمیمی مارینت، او را به توکیو دعوت میکند تا با قهرمانان محلی به نام استلارها در برابر یک ابرشرور جدید مبارزه کنند. اما مارینت بهزودی متوجه میشود که این سفر تنها برای نبرد نیست و کاگامی راز پنهانی در دل دارد. در این میان، آدرین نیز بهصورت ناشناس به ژاپن میآید و ماجراهایی پیچیدهتر میشود. این فیلم انیمیشنی، ترکیبی از اکشن، ماجراجویی و فانتزی است که دنیای میراکلس را به فرهنگ ژاپن پیوند میزند.
خلاصه داستان: ۱۹۳۴. کارآگاه خصوصی میراندا گرین در حال بررسی قتلی است که در سفارت بریتانیا در قاهره رخ داده است، جایی که یک سند فوق سری به سرقت رفته و کاخ باکینگهام و صلح جهانی را به خطر انداخته است. همه کسانی که در این مکان بسته حضور دارند مظنون هستند: عکاس آمریکایی، دانشجوی انگلیسی، بازیگر آمریکایی، نگهبان امنیتی مصری، مترجم سفیر، باغبان مصری و - چرا که نه؟ - خود سفیر. اما چه کسی انتظار داشت که گروه کوچکی از نازیها پشت نقشهای باشند که کاخ باکینگهام و صلح جهانی را به خطر بیندازد؟
خلاصه داستان: مایک، یک کارتنخواب بیخانمان در لندن، در تلاش برای تغییر زندگیاش، در چرخهای از خودویرانگری گرفتار شده است. در طول مسیر، او با فرصتهای غیرمنتظرهای برای شروعی تازه روبرو میشود.
خلاصه داستان: در یک بعدازظهر دلپذیر، الن و پاول در حال برگزاری جشن بیست و پنجمین سالگرد ازدواج خود هستند که پسرشان دوست دختر جدیدش را به آنها معرفی میکند. این آشنایی که در ابتدا بیآزار به نظر میرسد، به تدریج رازهای پنهان خانواده را برملا میکند. دوست دختر جدید، لیز، دانشجوی سابق الن است که چند سال قبل به دلیل انتقاد الن از ایدئولوژی رادیکالش دانشگاه را ترک کرده بود. بازگشت ناگهانی لیز به زندگی این خانواده، تنشها و درگیریهای قدیمی را زنده میکند. الن که حالا با گذشتهای که سعی در فراموشی آن داشت روبهرو میشود، باید با پیامدهای تصمیمات قبلی خود کنار بیاید. این ملاقات ساده، آغازگر فروپاشی آرام اما ویرانگر این خانواده به ظاهر خوشبخت است.