خلاصه داستان: فیلم پاوان روایتگر سه شخصیت است که در تقاطعهای زندگیشان با یکدیگر پیوند میخورند: فروشندهای کمحرف که سکوتش بار دراماتیک داستان را به دوش میکشد، یوهانِ آزاداندیش که مسئولیت پارکینگ را بر عهده دارد و به دنبال رهایی از قیدوبندهای روزمره است، و گیونگروک که دلباخته جذابیتهای میجونگ میشود. کنار هم قرار گرفتن این شخصیتها فضایی صمیمی و در عین حال پرتنش میسازد که در آن احساسات، انتخابها و روابط انسانی با ظرافت به تصویر کشیده میشود. کارگردان لی با نگاهی شاعرانه به جزئیات، تلاش میکند لایههای پنهان عشق و تنهایی را در بستری از زندگی شهری امروزی روایت کند. هر شخصیت در مسیر خود با چالشهایی روبهرو میشود که او را به بازتعریف هویت و روابطش سوق میدهد. فیلم پاوان با تکیه بر شخصیتپردازی عمیق و دیالوگهای حسابشده، تجربهای احساسی و ماندگار را برای مخاطب فراهم میآورد.
خلاصه داستان: پس از جان سالم به در بردن از یک اقدام به خودکشی با قطار، مردی غمزده به تدریج در ورطهی آشوب و پریشانی فرو میرود؛ جایی که مرز میان واقعیت و خیال محو میشود. عزیزانش در تردیدند که چه چیزی واقعی است، در حالی که حقیقتی پنهان او را به دام وسواسی عمیق و عشقی ماندگار میکشاند. این مرد که با گذشتهای پر از خشونت و پشیمانی دستوپنجه نرم میکند، در تلاش است تا هویت از دست رفتهاش را بازیابد، اما هر گامی که برمیدارد، او را به پرتگاهی نزدیکتر میکند. در این میان، نیروهای مرموزی در سایهها به دنبال او هستند و رازهایی که سالها دفن شده بودند، یکییکی آشکار میشوند. داستان در فضایی پرتعلیق روایت میشود که در آن عشق، خیانت و انتقام در هم تنیده شدهاند و قهرمان داستان باید بین نجات خود و نجات کسانی که دوستشان دارد، یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: در بحبوحه جنگ، گروهی از سربازان ایرانی و عراقی پس از درگیریای سنگین، خسته و تشنه در منطقهای بیآب و علف گرفتار میشوند. تنها منبع آب، جویباری است که میان خطوط دو طرف قرار دارد و رسیدن به آن مستلزم عبور از منطقه خطر است. هر دو گروه با احتیاط و نگرانی به سمت آب حرکت میکنند و لحظههای پرتنشی رقم میخورد که میتواند به درگیری دوباره یا آشتیای موقت منجر شود. در این میان، روابط انسانی، ترس، امید و حس همدردی در موقعیتهای غیرمنتظره شکل میگیرد. فیلم با نگاهی انسانی به جنگ، تلاش میکند چهرهای متفاوت از سربازان نشان دهد.
خلاصه داستان: دکتر متینی در سالهای پیش از انقلاب، جزو دانشجویان مبارز بوده اما با طرح و توطئه پدرزنش که از سران ساواک بوده، به همرزمانش خیانت کرده و از این رهگذر به زندگی مرفهی دست یافته است. پس از انقلاب، همسرش به همراه خانواده خود به خارج از کشور رفته و متینی برای جبران گذشته و رهایی از عذاب وجدان، درگیر ماجراهایی میشود که مرگ و عشق را در مسیر زندگیاش رقم میزند. فیلم روایتی از تقابل عاطفه و سیاست، وفاداری و خیانت، و تلاش انسانی برای بازخرید هویت از دست رفته است.
خلاصه داستان: رضا، سرباز ایرانی، پس از یک عملیات شناسایی اسیر دشمن میشود و زیر شکنجه قرار میگیرد. او را به زندانی میفرستند که کردهای ناراضی در آن نگهداری میشوند و زندانیان تحت آزمایشهای میکروبی قرار میگیرند. رسول، پزشک کرد همسلول رضا، او را معالجه میکند. آن دو در شرایطی خاص موفق به فرار میشوند و از راه کویر به کردستان عراق میروند. در آنجا با شیخ عدنان، از رهبران مبارز کرد، قراری برای آزادسازی زندانیان از زندان مخوف میگذارند.
خلاصه داستان: روستایی آرام در حاشیه جنگل، زندگی اهالیاش را گرازهای وحشی تهدید میکنند. شیرک، نوجوانی که پدرش را بر اثر حمله این حیوانات از دست داده، درگیر مأموریتی دشوار میشود. حاج خالو، دشتبان سالخورده روستا، دیگر توانایی مقابله با این تهدید را ندارد. شیرک با وجود سن کم، تصمیم میگیرد راهحلی برای نجات روستا بیابد. او با استفاده از تجربههای گذشته و با کمک دیگر اهالی، نقشهای برای دفع گرازها طراحی میکند. در این مسیر، او با ترسها و تردیدهای خود روبهرو میشود و معنای واقعی شجاعت را میآموزد. فیلم شیرک اثری اجتماعی درباره مسئولیتپذیری، همبستگی و رویارویی با دشواریهای زندگی است که در دل طبیعت بکر ایران روایت میشود.