خلاصه داستان: داستان پسر جوانی به نام مجید است که به همراه مادر و ناپدریاش که مرتب او را کتک میزند زندگی میکند. مجید تصمیم میگیرد در کامیون آقا جواد سوار شود و از آنجا فرار کند، اما وقتی آقا جواد متوجه میشود حسابی او را سرزنش میکند و به خانه بازمیگرداند. مجید که دچار مشکل عاطفی شدیدی شده است با یک درخت درد و دل میکند. وقتی آقا جواد پی به این موضوع میبرد رابطه صمیمانهای با مجید برقرار میکند.
خلاصه داستان: خانوادهای مدرن بهتازگی به یک خانه روستایی دورافتاده نقل مکان میکنند. فرزندان آنها، در حین کاوش در باغ، درختی عظیم و باستانی پیدا میکنند که ساکنانش موجوداتی عجیب و دوستداشتنیاند. این درخت، راهی به سرزمینهای جادویی و شگفتانگیز میگشاید؛ سرزمینهایی که هر بار متفاوتاند و ماجراهای تازهای پیش میآورند. در طول این سفرها، بچهها با چالشها و خطراتی روبهرو میشوند که آنها را به هم نزدیکتر میکند. این ماجراجوییها نهتنها آنها را به دنیاهای جدید میبرد، بلکه به کشف رازهای خانوادگی و تقویت پیوندهای عاطفیشان نیز کمک میکند.
خلاصه داستان: لیلا و بهرام، دو خواهر و برادر کوچک، همراه با مادرشان در خانهای اجارهای زندگی میکنند و از دست صاحبخانهٔ بداخلاق و خسیسشان، که به «خورخور» معروف است، به ستوه آمدهاند. مادر آنها تصمیم میگیرد با گرفتن وام مسکن، خانهای بخرد تا بچهها از آزارهای خورخور رهایی یابند. اما خورخور که بیرون از شهر زندگی میکند، نقشههایی در سر دارد تا آنها را از رسیدن به آرامش بازدارد. در این میان، ماجراهای شیرین و پرماجرایی پیش میآید که بچهها را وارد دنیایی از تخیل و کنجکاوی میکند. آنها در تلاش برای حفظ رویاهایشان و مقابله با موانع، درسهایی از شجاعت، دوستی و امید میآموزند. فیلم با فضایی گرم و کودکانه، روایتی ساده اما جذاب از تلاش یک خانواده برای ساختن آیندهای بهتر ارائه میدهد.
خلاصه داستان: اولیویا دختری جوان است که زندگیاش با تهدید اخراج از آپارتمان کوچکشان در هم میریزد. او برای محافظت از برادر کوچکترش تیم در برابر فشارهای واقعیت، دنیایی خیالی و سینمایی در ذهن خود میسازد. در این جهان درونی، زلزلهای نامرئی نماد بحرانهایی است که بزرگترها از گفتنش عاجزند. اولیویا تلاش میکند تعادل را میان خیال و واقعیت حفظ کند و خانوادهاش را در برابر فروپاشی نگاه دارد. داستانی لطیف درباره تابآوری، امید و قدرت تخیل در مواجهه با سختیهای زندگی.
خلاصه داستان: فلاویا د لوس، دختری یازدهساله با ذهنی کنجکاو و علاقهای عمیق به حل معماهای جنایی، زندگی آرامی را در عمارت قدیمی خانوادهاش در روستایی انگلیسی سپری میکند. اما آرامش او با متهم شدن پدرش به قتل، به هم میریزد. فلاویا که به بیگناهی پدرش ایمان دارد، تصمیم میگیرد خودش دست به کار شود و راز این جنایت را کشف کند. او در میان رازهای پنهان خانواده، خاطرات تلخ گذشته و شواهد گیجکننده، با کمک دوستانش و با تکیه بر هوش و شجاعتش، قدم در مسیری پرخطر میگذارد. هرچه به حقیقت نزدیکتر میشود، خطرات بیشتری او را تهدید میکند و او باید ثابت کند که سن کم، مانعی برای کشف یک راز بزرگ نیست.
خلاصه داستان: روستایی آرام در حاشیه جنگل، زندگی اهالیاش را گرازهای وحشی تهدید میکنند. شیرک، نوجوانی که پدرش را بر اثر حمله این حیوانات از دست داده، درگیر مأموریتی دشوار میشود. حاج خالو، دشتبان سالخورده روستا، دیگر توانایی مقابله با این تهدید را ندارد. شیرک با وجود سن کم، تصمیم میگیرد راهحلی برای نجات روستا بیابد. او با استفاده از تجربههای گذشته و با کمک دیگر اهالی، نقشهای برای دفع گرازها طراحی میکند. در این مسیر، او با ترسها و تردیدهای خود روبهرو میشود و معنای واقعی شجاعت را میآموزد. فیلم شیرک اثری اجتماعی درباره مسئولیتپذیری، همبستگی و رویارویی با دشواریهای زندگی است که در دل طبیعت بکر ایران روایت میشود.