خلاصه داستان: «کله بخیه» اولین موجودی است که توسط پروفسور دیوانه اراسموس تقریباً زنده شده است. در سالهای پس از آن، او به دایه حیوانات وحشیِ رو به رشدِ ارباب تبدیل شده که مورد بیمهری قرار گرفتهاند و وظیفه دارد به آنها بیاموزد که «هیولای درون» خود را سرکوب کنند و در قلعه - دور از چشمان کنجکاو و انگشتان چنگالمانندِ اراذل و اوباش روستا در دره پایین - پنهان شوند. اما وقتی مدیر کثیف سیرک، فولبرت فریکفایندر، از راه میرسد و به «کله بخیه» نقشی کلیدی در نمایش عجیب و غریبش پیشنهاد میدهد، قهرمان ما با وعده عشق و پذیرش وسوسه میشود.
خلاصه داستان: در جزیرهای آفتابی که دو گروه از خرناسها در آن زندگی میکنند، جدایی و برتریطلبی بر اساس ستارههای روی شکمشان ریشه دوانده است. اما ماجرای دوستی غیرمنتظره بین دو جوان از دو گروه، پرده از پوچی این تبعیض برمیدارد. در این مجموعه ویژه موزیکال شیرین برگرفته از داستان محبوب دکتر سوس، خرناسها با سفر به اعماق دریا و رویارویی با موجودات عجیب، معنای واقعی پذیرش و همدلی را کشف میکنند. این انیمیشن با آهنگهای شاد و شخصیتهای دوستداشتنی، پیامی timeless درباره برابری و دوستی را برای کودکان و خانوادهها به نمایش میگذارد و نشان میدهد که تفاوتهای ظاهری هرگز نباید ما را از هم جدا کند.
خلاصه داستان: پس از ماجراهای «یخزده»، آنا و السا میخواهند در آرِندل یک شروع تازه داشته باشند و قلعه را کمی راحتتر و صمیمیتر کنند. در حالی که آنها برای رهایی از قید و بندهای سنت تلاش میکنند، دوک وِزلتون همراه با گروهی از پافینهای تهدیدکننده، نقشههای دیگری برای خانه محبوب آنها در سر دارد.
خلاصه داستان: گیون، فردی ناشناس که برای کار به شانگهای آمده بود، پذیرفت که نماینده باشگاه بوکس چوانوو که رو به زوال بود، در مسابقات هنرهای رزمی «شب مبارزه شانگهای» شرکت کند تا پولی برای درمان بیماری پدرش به دست آورد. برای این کار، او باید بر همه متخصصان، تعصبات و خودش غلبه کند.
خلاصه داستان: گرگ هفلی نوجوانی است که در آستانه ورود به سال تحصیلی جدید، با انتظارات فزاینده پدرش برای «مرد شدن» مواجه میشود. پدر او که از رفتارهای بیمسئولیتانه و تنبلی گرگ خسته شده، تصمیم میگیرد با یک اولتیماتوم سخت، او را به مسیر درست هدایت کند. گرگ که همیشه از هرگونه مسئولیت و تلاش جدی فرار میکرد، حالا باید با فشارهای خانوادگی، رقابت با برادرش و موقعیتهای خندهدار اما فاجعهبار دست و پنجه نرم کند. او در تلاش است تا بدون از دست دادن هویت خودش، نظر پدرش را جلب کند و از یک تابستان پر از شکست، به فردی تبدیل شود که بتواند خودش و دیگران را غافلگیر کند. اما هر قدمی که برمیدارد، او را به دردسرهای بیشتری میاندازد و سوال اصلی این است که آیا گرگ میتواند انتظارات پدرش را برآورده کند بدون اینکه خودش را گم کند؟
خلاصه داستان: دنیای دنجی (Denji) پس از پایان ماجراهای سریال، حالا با آرامشی نسبی به زندگی عادی خود ادامه میدهد و به عنوان شکارچی شیطان مشغول به کار است. اما این آرامش با ورود دختری مرموز به نام ریزه (Reze) به هم میریزد. ریزه که در یک کافه مشغول به کار میشود، به دنجی نزدیک میشود و احساسات تازهای را در او برمیانگیزد. با این حال، هویت واقعی ریزه و نیات پنهان او، دنجی را به ورطهای از خشونت و درگیری میکشاند. او باید با یکی از مرگبارترین نبردهای زندگیاش روبرو شود؛ نبردی که در آن عشق، خیانت و بقا در هم میآمیزند. در جهانی که هیچ قانونی جز قدرت حاکم نیست، دنجی باید تصمیم بگیرد که به قلب خود اعتماد کند یا به غریزهی شکارچیاش.