خلاصه داستان: روستایی آرام در حاشیه جنگل، زندگی اهالیاش را گرازهای وحشی تهدید میکنند. شیرک، نوجوانی که پدرش را بر اثر حمله این حیوانات از دست داده، درگیر مأموریتی دشوار میشود. حاج خالو، دشتبان سالخورده روستا، دیگر توانایی مقابله با این تهدید را ندارد. شیرک با وجود سن کم، تصمیم میگیرد راهحلی برای نجات روستا بیابد. او با استفاده از تجربههای گذشته و با کمک دیگر اهالی، نقشهای برای دفع گرازها طراحی میکند. در این مسیر، او با ترسها و تردیدهای خود روبهرو میشود و معنای واقعی شجاعت را میآموزد. فیلم شیرک اثری اجتماعی درباره مسئولیتپذیری، همبستگی و رویارویی با دشواریهای زندگی است که در دل طبیعت بکر ایران روایت میشود.
خلاصه داستان: تابستان پوموکل و فلوریان با یک سفر غیرمنتظره به روستا آغاز میشود. قرار است در جشن تولد همسایهشان «بورکه» شرکت کنند، اما یک لاکپشت کنجکاو و حواسپرتیهای پوموکل، برنامهها را به هم میریزد. در میان این ماجراها، دوستی آنها با چالشهایی روبهرو شده و محک میخورد. پوموکل که همیشه شیطنتهایش دردسرساز است، این بار هم با یک سوء تفاهم بزرگ، همهچیز را پیچیده میکند. فلوریان باید راهی پیدا کند تا هم دوستش را نجات دهد و هم جشن تولد را به بهترین شکل برگزار کند. این فیلم پر از لحظات خندهدار و احساسی است و نشان میدهد که دوستی واقعی چگونه از پس هر مشکلی برمیآید.
خلاصه داستان: یک دونده با استعداد، همکلاسی مصمم اما بیمهارت خود را آموزش میدهد، غافل از اینکه با این کار رقیبی برای خود میسازد که سالهای آینده او را در مسیر مسابقه به چالش خواهد کشید.
خلاصه داستان: یک روز آفتابی بهاری، طوطی رنگارنگی در باغچه خانم یوسیه فرود میآید و او را به ماجرایی بزرگ فرا میخواند. این طوطی پیام آور جنگلی است که در خطر نابودی قرار دارد. خانم یوسیه که به تازگی قدرتهای شگفتانگیزی به دست آورده، به شکل سوپرمیس در میآید و برای نجات جنگل و ساکنانش راهی سفری پر از چالش میشود. او در این مسیر با دوستان جدیدی آشنا میشود و باید بر ترسهای خود غلبه کند. آیا سوپرمیس میتواند جلوی نابودی جنگل را بگیرد و آرامش را به آن بازگرداند؟
خلاصه داستان: چیبوراشکا، موجودی پشمالو و مهربان، در باغی از درختان پرتقال در یک کشور گرمسیری زندگی میکند. او که از سرزمین خود دور افتاده، به شهری بزرگ میرسد و با انسانهایی آشنا میشود که هرکدام داستانی برای گفتن دارند. در این مسیر، چیبوراشکا با چالشهایی روبهرو میشود که او را به شناخت خود و دیگران میرساند. این فیلم ماجراجوییهای او را با مهربانی و کودکانههایش روایت میکند و در دل مخاطب جایی باز میکند. شخصیتهای داستان، هرکدام با مشکلات خود، به چیبوراشکا یاد میدهند که دوستی و محبت میتواند هر مانعی را از پیش رو بردارد. در این سفر، او میآموزد که خانه فقط یک مکان نیست، بلکه جایی است که در آن دوست داشته میشوی.
خلاصه داستان: ننه لالا، پیرزنی مهربان، در خانهای قدیمی در محلهای در حال توسعه زندگی میکند. خانهای که قرار است برای ساخت خیابان جدید تخریب شود. همه فرزندانش از آنجا رفتهاند و او برای برقراری تماس با آنها تلفنی در خانه ندارد. در این میان، گروهی از کودکان شجاع محلی برای کمک به او وارد ماجرا میشوند. آنها تلاش میکنند با هر وسیلهای که ممکن است، ننه لالا را به پسرش برسانند. داستانی ساده اما پر از احساس، درباره عشق، فداکاری و همبستگی انسانی.