خلاصه داستان: یک بمب هستهای در لسآنجلس منفجر میشود و کشور به آشوبی بیسابقه فرو میرود. جف اریکسون، سرباز سابق گرین بریت و خانوادهاش به پناهگاهی به نام «هوماستد» پناه میبرند، یک دژ عجیب و غریب که توسط یک فرد آمادهباش در کوهستان ساخته شده است. با نزدیک شدن تهدیدات خشونتآمیز و شرایط آخرالزمانی به مرزهای آنها، ساکنان هوماستد در شگفتند که: یک گروه از مردم چقدر میتوانند در برابر خطرات طبیعت انسانی و خونریزی در آستانه درهایشان مقاومت کنند؟
خلاصه داستان: شارلوت زنی جوان است که در زندگیاش به بنبست رسیده و به دنبال جرقهای میگردد تا او را از رکود روزمره بیرون بیاورد. پس از شبی پرهیجان و رویاپردازی درباره آیندهای مشترک با مردی به نام آدام، او ناگهان ناپدید میشود. شارلوت که سرانجام متوجه میشود آدام به بیماری لاعلاجی مبتلاست، تصمیم میگیرد در آخرین روزهای زندگیاش کنار او بماند و به او کمک کند تا این روزها را به بهترین شکل ممکن سپری کند. این ملاقاتها و گفتگوها، هر دو را با پرسشهای تازهای درباره عشق، فداکاری و معنای زندگی روبهرو میکند. داستانی احساسی و لطیف که در آن شخصیتها با حقیقت تلخ و شیرین زندگی دستوپنجه نرم میکنند و در این مسیر، رابطهای عمیق و فراموشنشدنی شکل میگیرد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۰۵، توماس ریچاردسون، مردی که از خانوادهاش جدا شده، به جزیرهای دورافتاده در سواحل ولز سفر میکند تا خواهر گمشدهاش، جنیفر، را پیدا کند. او درمییابد که جنیفر توسط اعضای یک فرقه مذهبی مرموز که جزیره را تحت سلطه خود درآوردهاند، ربوده شده است. این فرقه به رهبری مالکوم و مادرش، کوئین، ادعا میکند که با نیروهای ماورایی در ارتباط است و برای نجات محصولات و ادامه حیات جامعهشان، به قربانیهای انسانی نیاز دارد. توماس در تلاش برای نجات خواهرش، درگیر توطئهها و رازهای تاریک فرقه میشود و با خشونت و جنون مذهبی آنها روبهرو میشود. او باید در این جزیره خصمانه و خطرناک، راهی برای فرار و نجات جنیفر بیابد.
خلاصه داستان: هنگامی که یکی از آشنایان قدیمی به قتل میرسد، وولف ناگزیر میشود که این پرونده را حل کند. با درک اینکه به اقدامات شدیدتری نیاز است، او برادر مرگبار و دورافتادهاش، براکس، را برای کمک فرا میخواند. وولف با همکاری مأمور خزانهداری، مریبث مدینا، یک توطئهی مرگبار را کشف میکنند و خودشان به هدف یک شبکهی بیرحم از قاتلان تبدیل میشوند؛ شبکهای که برای حفظ اسرارش از هیچ کاری دریغ نمیکند.
خلاصه داستان: زمانی که یک سگ پلیس وفادار و صاحب افسر پلیس او در حین انجام وظیفه مجروح میشوند، یک عمل جراحی دیوانهوار اما نجاتبخش آنها را به هم متصل میکند و مرد سگ متولد میشود. مرد سگ سوگند یاد میکند که از مردم محافظت کند. در حالی که مرد سگ هویت جدیدش را میپذیرد و سعی میکند رئیس خود را تحت تأثیر قرار دهد، باید نقشههای شیطانی و زیبا از ابرشرور گربهای پیتی گربه را متوقف کند.
خلاصه داستان: میلیاردر عجیب و جنجالی، مایلز برون، گروهی از دوستان قدیمی خود را به جزیرهای خصوصی و لوکس در یونان دعوت میکند تا یک مهمانی آخر هفته برگزار کند. اما این گردهمایی که قرار بود پر از خوشگذرانی و رازگشایی باشد، به یک معما تبدیل میشود؛ زیرا یکی از مهمانان به قتل میرسد. در این میان، کارآگاه زبده، بنویت بلانک، که بهطور غیرمنتظرهای در این جزیره حضور دارد، وارد پرونده میشود و با زیرکی خاص خود، لایههای پنهان روابط، دروغها و انگیزههای هر یک از شخصیتها را کنار میزند. داستانی پر از پیچشهای هوشمندانه که در فضایی پر زرق و برق و طنز تلخ روایت میشود و مخاطب را تا لحظه آخر درگیر نگه میدارد.