خلاصه داستان: پدر و پسری به نامهای تامی و آستین که در یک سردخانه خانوادگی مشغول به کار هستند، با جسد زن ناشناسی به نام «جین دو» مواجه میشوند. این جسد هیچ نشانهای از ضربه، جراحت یا بیماری ندارد و در عین حال ظاهری سالم و طبیعی دارد. در حین کالبدشکافی، آنها به نشانههای عجیبی برمیخورند که هرچه بیشتر پیش میروند، رازهای تاریک و ترسناکی از گذشته این زن فاش میشود. این رازها نه تنها آنها را به وحشت میاندازد، بلکه جانشان را نیز به خطر میاندازد.
خلاصه داستان: گروهی از کارگران پیمانکاری کوچک برای پاکسازی آزبست به بیمارستان روانی متروکهای در حومه شهر اعزام میشوند. گوردون، رئیس گروه، بهتازگی پدر شده و زیر فشار سنگین مسئولیتهای خانوادگی و مالی قرار دارد. او بههمراه چهار همکارش وارد ساختمانی میشود که زمانی محل نگهداری بیماران روانی خطرناک بوده است. در حین کار، یکی از کارگران نوارهای ضبطشدهای از جلسات درمانی یک بیمار به نام مری هابز پیدا میکند. این نوارها بهتدریج اسراری هولناک از گذشته بیمارستان و جنایات پنهان آن را فاش میکنند. همزمان، تنش میان اعضای گروه بالا میگیرد و هر یک از آنها با شیاطین درونیشان روبهرو میشوند. با گذشت زمان، مرز میان واقعیت و توهم کمرنگ میشود و نیرویی شوم بهنظر میرسد که گروه را به سمت فاجعهای اجتنابناپذیر سوق میدهد.
خلاصه داستان: یک پرستار آمریکایی که در توکیو زندگی و کار میکند، در معرض یک نفرین ماوراءالطبیعه مرموز قرار میگیرد، نفرینی که فرد را در خشمی قدرتمند گرفتار میکند و سپس جان او را میگیرد و به قربانی دیگری سرایت میکند.
خلاصه داستان: در آیندهای نزدیک، آمریکا درگیر یک جنگ داخلی تمامعیار شده و چندین ایالت از دولت فدرال اعلام استقلال کردهاند. در این میان، گروهی از روزنامهنگاران جنگی به رهبری یک عکاس باتجربه، تصمیم میگیرند سفری پرمخاطره را از نیویورک به واشینگتن آغاز کنند تا پیش از سقوط نهایی، مصاحبهای با رئیسجمهور انجام دهند. آنها در طول مسیر با صحنههای هولناک درگیری، بیعدالتی و خشونت مواجه میشوند و هر یک به نوعی با معنا و اخلاق حرفهای خود روبهرو میشوند. این فیلم نهتنها به نمایش بحران سیاسی میپردازد، بلکه روایتی انسانی از تلاش برای بقا و ثبت حقیقت در میان هرجومرج است.
خلاصه داستان: در پسزمینهای پرشور و الهامگرفته از دههی ۱۹۶۰ با فضایی رترو-فوتوریستی، نخستین خانوادهی مارول ناچار است میان نقشهای قهرمانانهی خود و استحکام پیوند خانوادگیشان تعادل برقرار کند، در حالی که از زمین در برابر خدای گرسنهی فضایی به نام «گالاکتوس» و فرستادهی مرموز او، «سیلور سرفر»، دفاع میکنند. این تیم متشکل از ریچاردز، زن نامرئی، مشعل انسانی و تینگ، با چالشهای تازهای روبهرو میشوند که نه تنها بقای خودشان، بلکه سرنوشت تمام بشریت را به خطر میاندازد. آنها باید بیاموزند که با وجود تفاوتهایشان، اتحاد و اعتماد کلید پیروزی است.
خلاصه داستان: سالها پس از ماجراهای عجیب تس و آنا، حالا آنا زندگی جدیدی را با یک دختر و یک دخترخوانده آغاز کرده است. اما ادغام دو خانواده چالشهای تازهای به همراه دارد و تس و آنا دوباره با پدیدهای ماورایی مواجه میشوند که زندگیشان را زیر و رو میکند. این بار اما پای نسل جدید هم به ماجرا باز میشود و آنها باید یاد بگیرند که درک متقابل، کلید عبور از هر بحرانی است. رعد و برق شاید دوباره بزند، اما این بار درسهایی که میگیرند عمیقتر از همیشه است.