خلاصه داستان: بیل فرلانگ، مردی سختکوش و خانوادهدوست، در دهه ۱۹۸۰ در یک شهر کوچک ایرلندی بهعنوان فروشنده زغال کار میکند تا خانوادهاش را تأمین کند. او که با گذشتهای تلخ دستوپنجه نرم میکند، هنگام تحویل زغال به صومعه محلی، رازی نگرانکننده را درباره رفتار اهالی آنجا کشف میکند. این کشف او را با حقایقی درباره خودش و سکوت همدستانه جامعهای که کلیسای کاتولیک بر آن سایه انداخته، روبهرو میسازد. بیل حالا باید تصمیم بگیرد که در برابر بیعدالتی سکوت کند یا صدایش را بلند کند، حتی اگر بهای آن از دست دادن آرامش و امنیتش باشد.
خلاصه داستان: کیگان، پسر جوان ایرلندی، همراه با دوستش مویا، دختری اسپانیایی، در یک سفر جادویی به دنیایی افسانهای قدم میگذارد؛ دنیایی که در آن ریتم و موسیقی ریوردنس جان میگیرد. آنها در این ماجراجویی با موجودات خیالی و چالشهایی روبرو میشوند که برای نجات سرزمین رقص باید بر آنها غلبه کنند. در این مسیر، دوستی، شجاعت و عشق به فرهنگ ایرلندی به آنها نیرو میدهد و با کمک شخصیتهای مرموز، سفری پرماجرا را آغاز میکنند.
خلاصه داستان: رقابت دیرینهای میان دو خانواده کشاورز در حومه ایرلند، مایکل و جک، به ناگاه با حادثهای کوچک به خشونتی غیرقابل کنترل تبدیل میشود. این کشمکش که ریشه در حسادت، غرور و خصومتهای کهنه دارد، بهتدریج دامنگیر اعضای هر دو خانواده میشود و آنها را به ورطهای از انتقام و ویرانی میکشاند. هر تصمیم اشتباه، پیامدهای جبرانناپذیری به بار میآورد و مرز بین قربانی و متجاوز کمرنگ میشود. در این میان، شخصیتهای داستان با انتخابهای اخلاقی دشواری روبهرو میشوند که سرنوشتشان را برای همیشه تغییر میدهد. فیلم آنها رو شکست بده روایتی تلخ و بیرحم از انتقام، وفاداری و فروپاشی اخلاقی در بستری از مناظر خشن و بیرحم ایرلند است.
خلاصه داستان: ریچارد "استیچیز" گرندل، دلقکی شکستخورده و بیذوق، در جشن تولد دهسالگی تام و دوستانش اجرای برنامه دارد، اما بچهها با او شوخی میکنند و در نهایت او در یک سانحهی مضحک جان میبازد. شش سال بعد، تام که حالا نوجوانی شده، برای دوستان قدیمیاش جشن تولدی در خانهی متروکهای ترتیب میدهد. اما شب، جشن به کابوس تبدیل میشود؛ استیچیز از گور برمیخیزد و با کیک، بادکنک و وسایل دلقکی خود، نقشهی انتقام هولناکی از جوانان میکشد. آنها باید تا سپیدهدم دوام بیاورند وگرنه قربانی بازیهای مرگبار این دلقک خشمگین خواهند شد.
خلاصه داستان: شوو، پرستار و مراقب بهداشت روان، پس از یک فاجعه شخصی، برای مراقبت از زنی مسن به نام «پگی» به دهکدهای دورافتاده و صخرهای در ایرلند فرستاده میشود. پگی از آگورافوبیا شدید رنج میبرد و در انزوای کامل به سر میبرد. او ادعا میکند که توسط موجودات افسانهای تاریکی به نام «نا شیه» ربوده شده است و اکنون از بازگشت آنها وحشت دارد. شوو که در ابتدا این باورها را هذیان میپندارد، با کاوش در رازهای دهکده و گذشته پگی، به تدریج با واقعیتی تاریک و فراطبیعی مواجه میشود که مرز میان جنون و حقیقت را محو میکند. او باید با ترسهای درونی خود روبهرو شود و برای محافظت از پگی و خودش، با نیرویی باستانی و شوم مقابله کند.
خلاصه داستان: در آخرین روز از نخستین مأموریت سرنشیندار به مریخ، یکی از اعضای پایگاه «تانتالوس» باور دارد که کشفی خارقالعاده انجام داده است: شواهد فسیلشدهای از حیات باکتریایی. او که نمیخواهد افتخار این کشف نصیب گروه پشتیبانی شود، برخلاف دستورات عمل کرده و برای جمعآوری نمونههای بیشتر، بدون مجوز به مأموریتی انفرادی میرود. اما حفاریای که قرار بود معمولی باشد، به فاجعه میانجامد؛ زمین سست فرو میریزد و او به شکافی عمیق سقوط میکند. همکارانش که از این حادثه ویران شدهاند، تلاش میکنند پیکرش را بازیابی کنند. اما وقتی یکی دیگر نیز ناپدید میشود، آنها کمکم به این نتیجه میرسند که شکل حیاتی که کشف کردهاند، ممکن است خطرناکتر از آن باشد که تصور میکردند.