خلاصه داستان: چارلز، برندهی عجیبوغریب قرعهکشی، بهتنهایی در جزیرهای دورافتاده زندگی میکند، اما رویایی در سر دارد: دعوت از موزیسین محبوبش، هرب مکگوایر، برای اجرای یک برنامهی خصوصی و اختصاصی. بیخبر از هرب، چارلز همچنین نامزد سابق هرب، «نل»، که هماکنون با شوهر جدیدش همراه است، و همگروهی پیشین او را نیز دعوت کرده تا قطعههای قدیمیشان را دوباره اجرا کنند. با بالا گرفتن تنشها و زنده شدن اختلافات گذشته، طوفان آنها را در جزیره گرفتار میکند و چارلز ناامیدانه بهدنبال راهی برای نجات رویای اجرای کنسرتش میگردد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۲۲، کارگردان اسطورهای فیلم صامت، اف. و. مورنو، در حال ساخت فیلم ترسناک «نوسفراتو» است. برای دستیابی به واقعگرایی بینظیر، او بازیگر مرموزی به نام مکس شرک را برای نقش خونآشام استخدام میکند. اما خدمه و بازیگران کمکم متوجه میشوند که شرک رفتار عجیبی دارد و از نور روز بیزار است. مورنو با آگاهی از راز وحشتناک، پیمانی فاوستی با این موجود بسته تا فیلمش را کامل کند، حتی اگر به قیمت جان اعضای گروه تمام شود. تنش میان وسواس هنری و مرگومیر واقعی بالا میگیرد.
خلاصه داستان: گروهی از سربازان بریتانیایی برای یک مانور آموزشی به جنگلهای دورافتاده اسکاتلند اعزام میشوند. آنها در میانه راه با گروهی دیگر از نیروهای ویژه مواجه میشوند که قتلعام شدهاند و تنها یک بازمانده زخمی دارد. بازمانده درباره موجوداتی مرموز و وحشی هشدار میدهد و آنها به زودی در محاصره موجوداتی خونخوار و فراطبیعی قرار میگیرند. سربازان در یک خانه متروکه پناه میگیرند و برای بقا میجنگند.
خلاصه داستان: بیستوهشت هفته پس از شیوع ویروس مرگبار خشم، ساکنان جزایر بریتانیا نبرد خود را در برابر این یورش از دست دادهاند، چرا که ویروس همه را در آنجا از بین برده است. شش ماه بعد، گروهی از آمریکاییها با این باور که خطر پایان یافته، جرأت میکنند قدم به این جزایر بگذارند. اما خیلی زود آشکار میشود که این بلای خانمانسوز همچنان زنده است و در کمین قربانیان بعدی نشسته است.
خلاصه داستان: وقتی یک زوج جوان برای یک تعطیلات عاشقانه به دریاچهای دورافتاده و جنگلی میروند، آرامش آخر هفتهشان توسط گروهی پرخاشگر از نوجوانان محلی برهم میخورد. سر و صدا و شیطنت بهسرعت به خشم تبدیل میشود، زیرا نوجوانان به روشهایی غیرقابل تصور زوج را وحشتزده میکنند و یک سفر آخر هفته به نبردی خونین برای بقا بدل میشود.
خلاصه داستان: پدر و پسری به نامهای تامی و آستین که در یک سردخانه خانوادگی مشغول به کار هستند، با جسد زن ناشناسی به نام «جین دو» مواجه میشوند. این جسد هیچ نشانهای از ضربه، جراحت یا بیماری ندارد و در عین حال ظاهری سالم و طبیعی دارد. در حین کالبدشکافی، آنها به نشانههای عجیبی برمیخورند که هرچه بیشتر پیش میروند، رازهای تاریک و ترسناکی از گذشته این زن فاش میشود. این رازها نه تنها آنها را به وحشت میاندازد، بلکه جانشان را نیز به خطر میاندازد.