خلاصه داستان: فیلم دو دیوانه در شهر داستانی عاشقانه را روایت میکند که در فضایی شهری در هند جریان دارد. عنوان فیلم به دو شخصیت اصلی اشاره دارد که هرکدام به نوعی «دیوانه» یا بیپروا توصیف میشوند. این دو در پیچوخم زندگی شهری با یکدیگر برخورد کرده و ارتباطی پرماجرا میانشان شکل میگیرد. اطلاعات دقیقی از گرههای داستانی یا پایانبندی در دسترس نیست، اما با توجه به ژانر عاشقانه و فضای هندی، احتمالاً ماجرا حول عشقی غیرمنتظره و چالشهایی که این دو شخصیت عجیب در شهر تجربه میکنند، میچرخد. فیلم مخاطبان بزرگسال را هدف گرفته و فضای آن تلفیق عشق و شوخطبعی در بافت شهری مدرن یا سنتی هند است.
خلاصه داستان: «ریتا براون»، افسر سابق پلیس که به دلیل اعتیاد به الکل از کار برکنار شده است، به همراه همکار جوانش که هنوز در سوگ فقدانی بزرگ به سر میبرد، ناچار میشود با زخمها و مشکلات شخصی خود روبهرو شود. آنها با همکاری یکدیگر، شکار یک قاتل زنجیرهای را آغاز میکنند؛ جنایتکاری که زنان را از اقشار و پیشینههای مختلف شهر کلکته هدف قرار داده است. این سریال جنایی-درام هندی با بازی ایشان خاتار و جیشو سنگوپتا، داستانی پرتعلیق از تعقیب و گریز و کشف رازهای تاریک را روایت میکند.
خلاصه داستان: در یک شهر کوچک هند، دو جک فروت کمیاب و گرانبها از باغ یک سیاستمدار محلی ناپدید میشوند. مأمور جوان و مصمم پلیس، مهیما باسور، مأمور رسیدگی به این پرونده عجیب میشود. او که در محیطی مردسالار باید تواناییهای خود را ثابت کند، با جدیت تمام تحقیقات را آغاز میکند. در حین بررسی، مهیما با مقاومت همکاران و مافوقانش روبهرو میشود و پی میبرد که این دزدی ساده، به رویدادهای پیچیدهتری مرتبط است. او با زیرکی و پشتکار، به تدریج پرده از رازهایی برمیدارد که نه تنها به جک فروتها، بلکه به فسادهای پنهان در سیستم نیز اشاره دارند. این ماجرای معمایی-کمدی، تلاش یک زن جوان برای عدالت را در بستری طنز و اجتماعی روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم بستر: داستان نکسال روایتی از درگیریهای خونین بین ارتش هند و شورشیان مائوئیست در منطقه جنگلی باستر در ایالت چتیسگر است. داستان از یک عملیات نظامی گسترده آغاز میشود که در پی حمله مرگبار شورشیان به یک یگان امنیتی شکل گرفته است. یک افسر ارتش مسئولیت رهبری این مأموریت حساس را بر عهده میگیرد و باید با استفاده از اطلاعات میدانی و تاکتیکهای جنگی، به پناهگاههای مخفی شورشیان نفوذ کند. در این مسیر، او با چالشهای پیچیدهای مانند بیاعتمادی مردم محلی، نفوذ ایدئولوژیک مائوئیسم و نبود زیرساختهای ارتباطی در جنگلهای انبوه روبهرو میشود. فیلم تلاش میکند ابعاد انسانی این درگیری را از نگاه دو طرف نشان دهد و به ریشههای نارضایتی اجتماعی و خشونت سیاسی در این منطقه بپردازد.
خلاصه داستان: کالی، مردی میانسال، زندگی آرامی را به عنوان صاحب یک فروشگاه آذوقه در کنار همسر و فرزندش میگذراند. او در گذشته سابقهای در دنیای جرم و جنایت داشته است. آرامش زندگی او زمانی به هم میریزد که پسر رئیس سابقش، به دلیل اتهام قتل، توسط پلیس تحت تعقیب قرار میگیرد. کالی با وجود میل باطنی، ناگزیر به دنیای تاریک گذشته بازمیگردد تا به این جوان کمک کند. این بازگشت، او را درگیر درگیریهای خطرناک، خیانتها و تصمیمهای سختی میکند که سرنوشت خود و خانوادهاش را تحت تأثیر قرار میدهد. در این مسیر، کالی باید میان وفاداری به گذشته و حفظ امنیت خانوادهاش یکی را برگزیند. این فیلم دنبالهای بر داستانی است که پیشتر آغاز شده و اکنون با شدت و هیجانی بیشتر روایت میشود.
خلاصه داستان: در تابستان گرم سال ۱۹۹۸، هارشو گوپتا، پسرکی دوازده ساله در شهر کوچکی در هند، با چالشهای معمول یک نوجوان دستوپنجه نرم میکند. او در آستانه ورود به کلاس هشتم، با خواهر بزرگترش که همیشه با او کل کل دارد، پدری سختگیر اما مهربان و مادری دلسوز زندگی میکند. هر قسمت از این مجموعه، یک روز از زندگی هارشو را روایت میکند و او را در موقعیتهای خندهدار و گاه تأملبرانگیز قرار میدهد. از تلاش برای جلب توجه دوستانش گرفته تا درک ارزش خانواده در لحظات سخت، هارشو به تدریج میآموزد که خوشبختی واقعی در کنار عزیزانش نهفته است. این سریال با نگاهی نوستالژیک به دهه نود میلادی، مخاطب را به سفری شیرین به دوران کودکی میبرد.