خلاصه داستان: رابرت، دونی و خاویر سه دوست دوران کودکی هستند که پس از سالها جدایی، در مراسم عروسی برادر رابرت دوباره به هم میرسند. خاطرات گذشته و رازهای ناگفته، آنها را بار دیگر درگیر ماجراهایی میکند که ریشه در یک تراژدی خانوادگی دارد. هر یک از آنها مهارتهای رزمی خاصی دارند که در مواقع بحران به کارشان میآید. اما دشمنی قدیمی با یک باند محلی، زندگی آنها را به خطر میاندازد. آنها مجبور میشوند برای محافظت از خانوادههایشان و انتقام از ظلمهایی که در گذشته بر آنها رفته است، متحد شوند. این اتحاد آنها را به سفری پر از خشونت و هیجان میکشاند که در آن هر تصمیم میتواند عواقب جبرانناپذیری داشته باشد.
خلاصه داستان: زندگی باگاوانث کساری زمانی که نگهبان ویجایا لاکشمی با نام مستعار ویجی، دختر زندانبانش میشود، تغییری غیرمنتظره پیدا میکند. کساری با احساس عدالتناپذیر خود، سفری را آغاز میکند تا ویجی را به یک زن جوان انعطافپذیر تبدیل کند که مشتاق پیوستن به ارتش هند است. در این روایت حضور راهول سانگوی، یک سرمایهدار قدرتطلب است که ارتباطش با باگاوانث و ویجی، اسرار پنهان را آشکار میکند.
خلاصه داستان: زندانبان بازنشستهای به نام راجر با زندگی آرام و معمولی در کنار خانوادهاش روزگار میگذراند. زندگی آرام او با ناپدید شدن پسرش به هم میریزد. جستجوهای او به رازهای تاریکی از گذشته و سازمانی مرموز میرسد. راجر که سالها از دنیای خلاف فاصله گرفته بود، حالا برای پیدا کردن پسرش و نجات او باید با چهرههای خطرناک و دشمنان قدرتمندی روبهرو شود. او در این مسیر پرمخاطره، متوجه میشود که قاتلان پسرش از گروهی با نفوذ و برنامهریزی دقیق هستند که ریشههای عمیقی در گذشته خود او دارند. این سفر پر از پیچ و خم، راجر را به چالش میکشد و او باید از تمام مهارتها و تجربههای گذشتهاش استفاده کند تا بتواند از این وضعیت دشوار جان سالم به در ببرد.
خلاصه داستان: در دهکدهای کوچک و دورافتاده، هانومانتو، جوانی بیکار و دزد خردهپا، زندگی سادهای را میگذراند. اما سرنوشت او با پیدا کردن یک جواهر اسرارآمیز که قدرتهای خداگونه به او میبخشد، دگرگون میشود. او که حالا صاحب قدرتهای شگفتانگیز و مسئولیتهای سنگین است، باید یاد بگیرد که از این نیروها برای نجات روستایش و مردمش استفاده کند. در سوی دیگر، دشمنان قدرتمندی نیز به دنبال این جواهر هستند و برای به دست آوردن آن دست به هر کاری میزنند. هانومانتو در مسیر قهرمان شدن، با چالشهای زیادی روبهرو میشود و باید میان قدرت، خیر و شر یکی را انتخاب کند. آیا او میتواند دهکدهاش را از نابودی نجات دهد و قدرتهایش را در دستان اشتباه قرار ندهد؟
خلاصه داستان: ویکرام، پلیسی سرسخت و بیرحم، در جستوجوی یک خلافکار مرموز به نام ودا است که در چنای جنایتهایی بیرحمانه انجام میدهد. اما ودا با زیرکی و روایتهای پیچیدهاش، ویکرام را به چالش میکشد و مرز میان خیر و شر را محو میسازد. این فیلم پرکشش، ماجرای تعقیب و گریزی است که در هر لحظه، بیننده را به بازاندیشی درباره حقیقت و عدالت وا میدارد.
خلاصه داستان: ساتیابهاما، رئیس پلیس آگاهی، با پروندهای پیچیده درباره ناپدید شدن یک مرد جوان روبرو میشود. در جریان تحقیقات، او ناگزیر به روبرو شدن با گذشته پررمزوراز خود میگردد و رازهایی که سالها در سایه پنهان کرده بود، یکییکی آشکار میشوند. هر سرنخ او را به عمق توطئهای تاریک میکشاند و مرز میان حقیقت و دروغ را محو میکند. ساتیابهاما با تکیه بر غریزه و تجربهاش، در مسیری پرخطر گام برمیدارد و در این راه، با چهرههای دوگانهای از شهر و آدمهایش روبهرو میشود. آیا او میتواند از پس مأموریتی که زخمهای کهنهاش را تازه میکند، برآید؟