خلاصه داستان: در شهر خیالی خوانسار، راجا مانار قصد دارد پسرش وارداراجا مانار را جانشین خود کند، اما وزیران و مشاوران او با استخدام ارتشهایی از روسیه و صربستان، نقشه کودتا میچینند تا واردا و راجا را از بین ببرند. واردا به همراه برادرش و چند مرد معتمد از خوانسار میگریزد و به دوست صمیمی دوران کودکیاش، دوا، پناه میبرد. دوا که از مخمصه واردا باخبر میشود، تصمیم میگیرد او را به جایگاه بیرقیب خوانسار برساند.
خلاصه داستان: لیلا در آستانه مرگ مادرش متوجه میشود که فرزند واقعی او نیست. این راز، او را به سفری پرماجرا برای یافتن هویت حقیقیاش میکشاند. در این مسیر، او با افراد مختلفی آشنا میشود و با عشق، دوستی و خیانت روبهرو میگردد. جستجوی لیلا برای پیدا کردن خانواده واقعیاش، او را به دنیایی از روابط پیچیده و رازهای پنهان میبرد. او در این سفر عاشق جوانی به نام سلمان میشود و با کمک او، پرده از اسرار گذشته برمیدارد. اما موانع زیادی بر سر راه اوست؛ از جمله افرادی که نمیخواهند حقیقت آشکار شود. داستان پر از لحظات احساسی و پیچشهای داستانی است.
خلاصه داستان: باسکار، یک جوان هندی، برای یک سفر کاری به همراه دوستانش به منطقهای دورافتاده در آروناچال پرادش میرود. در همان ابتدا، باسکار توسط گرگی مرموز گاز گرفته میشود و از آن پس تغییرات عجیبی در وجودش احساس میکند. او کمکم متوجه میشود که به موجودی نیمهگرگ تبدیل شده و قدرتهای فراطبیعی به دست آورده است. باسکار و دوستانش در تلاش برای یافتن پاسخی برای این تحول و مقابله با تهدیدی که جنگل و مردم محلی را تهدید میکند، با رازهای کهن و موجودات افسانهای روبهرو میشوند. این سفر نه تنها آنها را با خطرات جدیدی مواجه میکند، بلکه باسکار را به درکی عمیقتر از هویت و پیوندش با طبیعت میرساند.
خلاصه داستان: ویجای آنگی هوتری مردی پولدار و لوس است که به همراه مادرش در بمبئی زندگی میکند. او به زنی به نام شیوانی دل میبندد و از او خواستگاری میکند، اما شیوانی که از رفتارهای ویجای بیزار است، پیشنهاد او را رد میکند و با مرد دیگری ازدواج میکند. این رد کردن، خشم و نفرت ویجای را برمیانگیزد و او تصمیم میگیرد تا زندگی شیوانی و همسرش را نابود کند. ویجای با نقشههای شیطانی خود، شیوانی را به قتل همسرش متهم میکند و او را به زندان میفرستد. شیوانی در زندان فرزندش را به دنیا میآورد و پس از آزادی، برای انتقام و محافظت از دخترش وارد یک نبرد نفسگیر با ویجای میشود. داستان این فیلم پر از پیچشهای هیجانانگیز و لحظات دراماتیک است.
خلاصه داستان: فیلم اسب سواری درباره چیراگ (پارث سامثان) است که مادربزرگش کالیانی (آرونا ایرانی) اصرار دارد هرچه زودتر ازدواج کند. او در یک مراسم عروسی با دویکا (خوشالی کومار) آشنا شده و عاشق او میشود. از سوی دیگر، پدر چیراگ، ویر (سانجی دات)، که بیوه است، بهطور اتفاقی با مناکا (راوینا تاندون)، مادر دویکا، که دوستدختر سابقش بوده، ملاقات میکند. حالا فرزندان و والدین هر دو عاشق شدهاند؛ اما وقتی همه از این ماجرا باخبر میشوند، شرایط پیچیده میشود و هرکسی باید تصمیمی بگیرد که دلایل منطقی و احساسی را در کنار هم ببیند.
خلاصه داستان: آدیتی پس از مرگ همسرش، تنها با پسر خردسالش راج، زندگی سختی را آغاز میکند. او برای فراهم کردن آیندهای بهتر، راج را به مدرسهای شبانهروزی میفرستد و خودش در تنهایی غرق میشود. سالها بعد، راج جوان برای تحصیل به شهر بازمیگردد و با دختری به نام پوجا آشنا میشود. عشق میان آنها شکل میگیرد، اما آدیتی که هنوز از فقدان همسرش رنج میبرد، به سختی با این رابطه کنار میآید. در این میان، رازهایی از گذشته برملا میشود که زندگی همه را دگرگون میکند. فیلم احساس داستانی عاشقانه و خانوادگی است که به پیوندهای عاطفی، فداکاری مادرانه و گذشت از گذشته میپردازد.