خلاصه داستان: فیلم استاد بزرگ استاد کوچک روایتگر دو سرباز نخبه هندی با نامهای راکی و فیروز است که در جوانی به دلیل درگیری و اختلاف از هم جدا شدهاند. سالها بعد، یک تهدید سایبری مرموز به رهبری یک تروریست ناشناس، زیرساختهای حیاتی کشور را هدف قرار میدهد. دولت با مشاهده این بحران، تنها راه مقابله را بازگرداندن این دو مأمور کهنهکار به خدمت میبیند. آنها با وجود کینههای قدیمی و روشهای متضاد، مجبور میشوند دوباره همکاری کنند. در این مسیر، سرباز جوانی به نام ریا نیز به آنها ملحق میشود که به دنبال اثبات خود است. آنها با تعقیب سرنخها از هند به دبی و سپس به انگلیس میروند و در نهایت با خیانتهای داخلی و دشمنی پیچیده روبهرو میشوند. این مأموریت نه تنها امنیت ملی را تهدید میکند، بلکه آنها را به گذشته و خاطرات تلخ خود بازمیگرداند. داستان پر از تعلیق و اکشن است و به بررسی مفاهیمی مانند دوستی، فداکاری و میهنپرستی میپردازد.
خلاصه داستان: بهار سال ۱۹۱۷ و در اوج جنگ جهانی اول در شمال فرانسه، دو سرباز جوان انگلیسی به نامهای اسکافیلد و بلیک مأموریتی غیرممکن پیدا میکنند: رساندن پیغامی مهم به یک گردان ۱۶۰۰ نفری انگلیسی برای جلوگیری از ورود آنها به کمین مرگبار دشمن. این در حالی است که زمان به سرعت برای آنها در حال سپری شدن است.
خلاصه داستان: داستان فیلم «جوان» درباره راج واردان تاکور، مردی است که درگیر یک بازی خطرناک انتقام و عدالت میشود. او با هویتی دوگانه، در برابر سیستم فاسدی میایستد که زندگی او و بسیاری از مردم بیگناه را تباه کرده است. در این مسیر، او با زنی قوی و مصمم به نام نارمادا آشنا میشود و با کمک او و گروهی از زنان، نقشهای جسورانه برای افشای حقیقت و گرفتن انتقام از دشمنانش طراحی میکند. این ماجراجویی پرتعلیق، او را به چالش میکشد و مرز بین درست و نادرست را زیر سؤال میبرد.
خلاصه داستان: هنگامی که زندگی دخترش به دلیل تاخیر در تجمعات و اعتراضات هنگام رساندن دخترش به بیمارستان به خطر می افتد، مردی در مقابل دادگاه و سایر نقاط کشور به مقاومت در برابر این سیستم و یادآوری حقوق اساسی آن دعوت می کند.
خلاصه داستان: داستان فیلم سیتا رامام درباره سربازی جوان و یتیم به نام رام است که در دهه ۱۹۶۰ در ارتش هند خدمت میکند. او نامهای از دختری به نام سیتا دریافت میکند که در آن از او خواسته شده به نشانیای پاسخ دهد. رام که تحت تأثیر این نامه قرار گرفته، عاشق سیتا میشود و تصمیم میگیرد او را پیدا کند و با او ازدواج کند. اما او نمیداند سیتا در حقیقت یک شاهدخت است و این عشق ساده با موانع و رازهای زیادی روبهرو میشود. ماجرا در دو دوره زمانی مختلف روایت میشود: یکی در گذشته در دهه ۱۹۶۰ و دیگری در زمان حال که نوه رام به دنبال کشف حقیقت درباره پدربزرگش است. این فیلم ترکیبی از عاشقانه، درام و ماجراجویی است و داستانی احساسی و پرکشش را روایت میکند.
خلاصه داستان: مهراج آناند، مدیر خلاق یک آژانس تبلیغاتی بزرگ، در راه بازگشت از سفر کاری، به دلیل طوفان برف شدید در جادههای کوهستانی، به ناچار به خانهای قدیمی و دورافتاده پناه میبرد. صاحب خانه، پیرمردی مرموز به نام وکیل سابق، او را با مهمانان دیگری آشنا میکند که همگی از قضات و وکلای بازنشسته هستند. شب هنگام، آنان تصمیم میگیرند دادگاهی نمایشی برگزار کنند و مهراج را به خاطر اتفاقاتی در گذشتهاش محاکمه نمایند. اما خیلی زود مشخص میشود که این دادگاه، فراتر از یک بازی است و رازهای تاریکی از زندگی مهراج و دیگر حاضران در آن فاش میشود. او باید میان حقیقت و دروغ، عدالت و انتقام، یکی را انتخاب کند.