خلاصه داستان: در فیلم گذشت، داستان زندگی یک خانواده سنتی و شریف هندی روایت میشود که با چالشهای بزرگی روبهرو میشوند. آرون، پسر بزرگ خانواده، پس از سالها دوری به خانه بازمیگردد تا در مراسم خواهرش شرکت کند. اما بازگشت او با یک راز تاریک از گذشته همراه است: پدرش، که اکنون فردی محترم و آرام به نظر میرسد، روزگاری به دلیل خیانت و ظلم برادرش، به ناحق زندانی شده بود. حالا برادر کوچک، با استفاده از قدرت و نفوذش، خانواده را تحت فشار قرار میدهد و آرون برای دفاع از عزت و ناموس خانواده وارد یک درگیری پرمخاطره میشود. او باید بین عدالت و انتقام، راهی را برگزیند که شرافتش را حفظ کند.
خلاصه داستان: «عصر جنون» داستان تئوان، خواننده دورهگردی از طبقه پانان را روایت میکند که در جستوجوی رهایی از نظام بردهداری، به اعماق جنگلی تاریک و رمزآلود میگریزد. در دل این جنگل، او به قصر کهنی پناه میبرد که ساکنانش به ظاهر سخاوتمندند، اما رفتهرفته رازهای هولناکی آشکار میشود. تئوان در این مکان با یک سنت باستانی و نیروی اهریمنی روبهرو میشود که سرنوشت او را برای همیشه تغییر میدهد. این فیلم مالایالم، با فضاسازی سیاهوسفید و حالوهوای فولکلوریک، روایتی تازه از وحشت و روانپریشی ارائه میکند.
خلاصه داستان: ماناو، بازیگر سرشناس سینما، پس از یک حادثهی تراژیک در حین فیلمبرداری، بهطور ناخواسته درگیر پروندهای جنایی میشود. او که به قتل متهم شده، مجبور است از دست پلیس و یک سیاستمدار قدرتمند که به دنبال انتقام است فرار کند. در این مسیر، او با واقعیتهای تلخ دنیای خارج از صحنهی فیلم مواجه میشود و برای نجات جان خود و اثبات بیگناهیاش، باید از مهارتهای بازیگریاش فراتر رفته و به یک قهرمان واقعی تبدیل شود.
خلاصه داستان: تایگر، مأمور اطلاعاتی نخبه هند، مأموریت مییابد تا به دوبلین برود و زویا، دختر دانشمندی را که گفته میشود اسرار هستهای را به پاکستان میفروشد، زیر نظر بگیرد. او در قالب یک محقق وارد زندگی زویا میشود و به مرور عاشق او میشود. اما وقتی حقیقت مأموریت و هویت زویا فاش میشود، تایگر بین عشق و وظیفه گیر میکند. آنها با هم فرار میکنند و در کشورهای مختلف از دست سازمانهای اطلاعاتی گریزانند. این مسیر پر از تعقیب، خیانت و نبردهای نفسگیر است و تایگر باید تصمیمی بگیرد که زندگیاش را برای همیشه تغییر دهد.
خلاصه داستان: در سال ۲۸۹۸ میلادی، حدود شش هزار سال پس از جنگ بزرگ کوروکشتره، دنیا به یک پادآرمانشهر تاریک و فاسد تبدیل شده است. در این آیندهٔ دور، اشواتثاما بهعنوان تجسم نهایی ویشنو، در رحم مادری به نام سومی در انتظار تولد است تا نابودی اهریمن را رقم بزند. اما نیروهای اهریمنی بهفرماندهی دست نشاندگان شیطان بزرگ، بهدنبال نابودی این امید هستند. در این میان، بهیراوا، یک جایزهبگیر خودخواه و شوخطبع که از زندگی پرماجرای خود خسته شده، درگیر محافظت از سومی میشود. او که در ابتدا فقط به فکر منافع خودش است، بهتدریج نقشی کلیدی در سرنوشت بشریت پیدا میکند. این سفر حماسی، او را بهسوی نبردی بزرگ با نیروهای تاریکی سوق میدهد.
خلاصه داستان: رایان، مردی ساده و خانوادهدوست، در جنوب هند زندگی میکند و تمام تلاشش را برای حفظ امنیت و آرامش خانوادهاش به کار میبندد. اما زندگی آرام او زمانی به هم میریزد که برادرانش ناخواسته درگیر پروندهای تاریک و خطرناک در دنیای زیرزمینی شهر میشوند. رایان که بارها به آنها درباره ورود به این باتلاق مرگبار هشدار داده بود، حالا خود را در میان گردابی از خشونت، انتقام، فساد و سیاست میبیند. او برای نجات خانوادهاش باید وارد دنیایی شود که از آن بیزار است و با دشمنانی قدرتمند روبهرو شود. در این مسیر پرخطر، رایان مجبور میشود میان اصول اخلاقیاش و حفظ جان عزیزانش یکی را انتخاب کند؛ انتخابی که سرنوشت همه آنها را برای همیشه تغییر میدهد.