خلاصه داستان: در تریواندروم، چهار دوست جدانشدنی به نامهای آناندو، ساجی، مانو و مناف که از پسزمینهای ساده و روستایی آمدهاند، نقشهی یک سرقت بزرگ را میکشند — تنها فرصتشان برای تبدیل رؤیاها به واقعیت. اما هرچه بیشتر در این ماجرا پیش میروند، سایههایی از گذشته سر برمیآورند، انگیزههای پنهان آشکار میشوند و وفاداریها به چالش کشیده میشوند. هر یک از آنها رازهایی دارد که میتواند نقشه را بر هم بزند. در دل این تعلیق، مرز بین دوستی و خیانت کمرنگ میشود و آنها باید تصمیم بگیرند که برای رسیدن به هدف، حاضرند چه چیزی را فدا کنند. فیلم گروه روایتی پرتنش از رفاقت و آزمونهای دشوار زندگی است.
خلاصه داستان: در تریواندروم، چهار دوست جداییناپذیر از پسزمینهای خام و روستایی به نامهای آناندو، ساجی، مانو و ماناف نقشهی بزرگترین سرقت زندگیشان را میکشند؛ فرصتی برای تبدیل رویاها به واقعیت. اما هرچه بیشتر در این مسیر پیش میروند، سایههایی از گذشته ظاهر میشود و انگیزههای پنهان را آشکار میکند و وفاداریها را به شیوهای آزمایش میکند که هرگز انتظارش را نداشتند. زمانی که دوستی با آرزوها و جاهطلبیها برخورد میکند، آنها تا کجا پیش خواهند رفت تا انتقام بگیرند؟
خلاصه داستان: جوانی نوزدهساله به اتهامی سنگین بازداشت شده و دستگاه قضایی او را از پیش گناهکار میداند. وکیلی تازهکار اما مصمم، پروندهای را میپذیرد که هیچکس جرئت پذیرش آن را ندارد. او در مسیر دفاع، با دیوارهای بلند بیاعتمادی، فشارهای سیاسی و پرسشهایی روبهرو میشود که مرز میان حق و مصلحت را کمرنگ میکند. هر مدرک تازه، او را به حقیقتی نزدیکتر میکند که شاید به سود هیچکس نباشد. دادگاه، صحنهای است که نهتنها سرنوشت یک جوان، بلکه اعتبار یک نظام حقوقی را رقم میزند. داستانی انسانی درباره عدالت، امید و بهایی که برای حقیقت باید پرداخت.
خلاصه داستان: یک جوان شهری به نام واسان که زندگی سادهای دارد، ناگهان با زنی به نام وایشالی آشنا میشود که در ابتدا رفتاری سرد و بیاعتنا با او دارد. واسان که از این برخورد دلخور شده، تلاش میکند از او دوری کند، اما سرنوشت آنها را بارها در موقعیتهای مختلف کنار هم قرار میدهد. در این میان، واسان متوجه میشود که دلش برای وایشالی تنگ شده و این احساس او را شگفتزده میکند. او در تلاش برای نزدیک شدن به وایشالی، با مقاومت و رازهایی مواجه میشود که پرده از گذشته او برمیدارد. این سفر احساسی، نه تنها واسان را با عمق احساسات خود آشنا میکند، بلکه او را به درک تازهای از عشق، بخشش و پذیرش میرساند.
خلاصه داستان: بابو و یسو، که پیشتر مأموران تحویل کالا بودند، در یک مأموریت هیجانانگیز بهعنوان مأموران ویژه وارد عمل میشوند و با چالشهای غیرمنتظرهای روبهرو میشوند، جایی که طنز، شگفتی و هیجان بیوقفه در انتظارشان است.
خلاصه داستان: پومالای، بازیکن میانسال و باتجربهی کریکت محلی در یک روستای تامیل، با آنبو، جوانی مستعد و جاهطلب، روبهرو میشود. این دو در زمین کریکت رقابتی شدید و نفسگیر را آغاز میکنند. اما داستان زمانی پیچیده میشود که آنبو به دورگا، دختر پومالای، دل میبازد. حالا پومالای باید هم در زمین مسابقه و هم در زندگی شخصی با رقیب جوانش دستوپنجه نرم کند. این تقابل، فراتر از یک بازی، به آزمونی برای غرور، عشق و ارزشهای خانوادگی تبدیل میشود و هر یک از شخصیتها را با چالشهایی روبهرو میکند که مسیر زندگیشان را تغییر میدهد.