خلاصه داستان: پس از وقوع فاجعهای غیرمنتظره و مرگبار در یک جشن عروسی، یک بازپرس جنایی که مسئول رسیدگی به این پرونده شده، با حقایقی تکاندهنده روبرو میشود. او در مسیر کشف رازهای پنهان، با شبکهای از دروغها و خیانتها مواجه میگردد که هر یک از مظنونان را به سوی انگیزهای تاریک سوق میدهد. این سریال جنایی معمایی با نگاهی عمیق به روانشناسی شخصیتها، مخاطب را درگیر پیچیدگیهای یک پرونده قضایی میکند.
خلاصه داستان: عماد، یک روحانی خوشنام و چهره محبوب تلویزیونی، زندگی آرامی را با همسر و فرزندانش سپری میکند. اما ناگهان اتهامهایی جدی علیه او مطرح میشود که زندگی شخصی و حرفهایاش را به چالش میکشد. این اتهامها نه تنها جایگاه اجتماعی عماد را تهدید میکند، بلکه خانوادهاش را نیز درگیر بحرانی عمیق میسازد. او در مسیر اثبات بیگناهی خود با موانع متعددی روبهرو میشود و مجبور است میان حفظ آبرو و حقیقت یکی را انتخاب کند. داستان سریال به تدریج لایههای پنهان شخصیتها و روابط پیچیده آنها را آشکار میسازد.
خلاصه داستان: مرتضی پس از سالها تحمل حبس، به خانه بازمیگردد و در تلاش است زندگی تازهای را آغاز کند. اما بازگشت او با پیچیدگیهایی همراه میشود که او را در موقعیتهای دشواری قرار میدهد. او که به دنبال آرامش و جبران گذشته است، در مسیری قرار میگیرد که عشق، انتقام و معماهای قدیمی در هم میآمیزند. در این میان، شخصیتهایی از گذشته و حال، هر یک با انگیزههای پنهان، بر سرنوشت او سایه میاندازند و او باید میان خواستههای قلبی و واقعیتهای تلخ، دست به انتخابی سرنوشتساز بزند.
خلاصه داستان: فیلم «من همسرش هستم» به کارگردانی مصطفی شایسته، داستان زندگی زوجی را روایت میکند که پس از دوازده سال زندگی مشترک، بر اثر اتفاقی ناخواسته با چالشی غیرمنتظره در رابطهشان مواجه میشوند. این ماجرا که در بستر یک زندگی آرام شکل میگیرد، بهتدریج لایههای پنهان اعتماد و عشق را آشکار میسازد. بازی لادن طباطبایی در نقش همسری وفادار و مصطفی زمانی در نقش مردی که در برابر بحران قرار گرفته، از نقاط قوت فیلم به شمار میرود. میترا حجار و نیکی کریمی نیز در نقشهای مکمل، به عمق داستان میافزایند. فیلم با نگاهی روانشناختی به روابط زناشویی، سوالاتی درباره مرزهای صداقت و فداکاری مطرح میکند و تماشاگر را تا پایان با خود همراه میسازد.
خلاصه داستان: گروهی از ایرانیها کشته میشوند وقتی که پالایشگاه حلب توسط داعش سقوط میکند، اما لیلا معتقد است که همسرش، محمد، زنده است و تلاش میکند او را پیدا کند.
خلاصه داستان: نویسندهای به نام بهروز بهروزان پس از سالها تلاش، سرانجام موفق میشود فیلمنامهای سینمایی بنویسد. او به همراه همسرش رویا، تصور میکند که درهای خوشبختی به رویشان گشوده شده و آیندهای درخشان در انتظارشان است. اما وقتی برای فروش فیلمنامه به دفاتر سینمایی و نزد تهیهکنندگان مختلف میرود، با واقعیت تلخ و کاملاً متفاوتی روبهرو میشود. در این مسیر، او با موانع گوناگون، سوءتفاهمها و موقعیتهای طنزآمیز مواجه میشود که نگاه او را به زندگی و حرفهاش تغییر میدهد.