خلاصه داستان: در یک شهر کوچک، دو دختر نوجوان با شخصیتهای کاملاً متضاد زندگی میکنند: فوجینو با اعتماد به نفس بالا و کیوموتو که درونگرا و منزوی است. هر دو به طراحی مانگا علاقهمندند و این علاقه مشترک، آنها را به یکدیگر نزدیک میکند. آنها با همکاری هم، اولین مانگای خود را میسازند و مسیر زندگیشان برای همیشه تغییر میکند. این انیمه کوتاه بر اساس مانگایی از تاتسوکی فوجیموتو ساخته شده و روایتی احساسی از دوستی، هنر و پیامدهای انتخابها ارائه میدهد.
خلاصه داستان: نوبیتا و دوستانش در آستانه کنسرت مدرسهاند، اما نوبیتا از نتخوانی میترسد. در این گیرودار، دورامون با یک ابزار موسیقیایی عجیب آنها را به دنیایی زیرزمینی میبرد که در آن موسیقی به معنای واقعی زندگی است. در آنجا با میچا، رباتی که صدایش را گم کرده، آشنا میشوند و میفهمند که سیارهشان توسط موجودی به نام فوبا تهدید میشود که میخواهد موسیقی را از جهان حذف کند. نوبیتا و گروهش باید با کمک دوستان تازه و با تکیه بر قدرت هماهنگی و دوستی، شجاعت به خرج دهند و جلوی این نابودی را بگیرند. آنها در این مسیر با چالشهای زیادی روبهرو میشوند و اهمیت تلاش گروهی را درک میکنند.
خلاصه داستان: نوبیتا در حال تمرین برای اجرای موسیقی مدرسه است، اما نتها را اشتباه میزند و باعث خنده همکلاسیها میشود. همان شب، موجودی مرموز به نام میچا از او دعوت میکند تا در سیارهای دور، جایی که موسیقی معنای زندگی است، شرکت کند. دورایمون و دوستانش با کمک ابزارهای آیندهنگرانه به آنجا سفر میکنند و با میچا و رباتهای همنوع او آشنا میشوند. در این میان، موجودی به نام ونتو به دنبال نابودی موسیقی در جهان است و قصد دارد آن را به سکوت مطلق بدل کند. نوبیتا و دوستانش باید با استفاده از استعدادهای موسیقیشان، با ونتو مقابله کنند و هماهنگی را به جهان بازگردانند. این سفر به آنها یاد میدهد که موسیقی فراتر از زبان است و میتواند قلبها را به هم پیوند دهد.
خلاصه داستان: زنی مرموز با مردی که دخترش کشته شده و اکنون به دنبال انتقام است، همپیمان میشود. آنها با هم اعضای یک سازمان را میربایند و شکنجه میکنند تا حقیقت ماجرا را کشف کنند.
خلاصه داستان: آستا، پسری بدون جادو در دنیایی که همه چیز آن به جادو وابسته است، به همراه رقیب دیرینهاش یونو، برای تبدیل شدن به پادشاه جادوگر تلاش میکند. اما ظهور پادشاه جادوگر پیشین، کنراد لتو، که به شکلی مرموز از قبر بازگشته، تهدیدی جدی برای پادشاهی چهار برگ ایجاد میکند. کنراد با به دست آوردن شمشیر افسانهای، قصد دارد تمام جادوگران را نابود کند و نظم جهان را بر هم بزند. آستا و یونو به همراه دیگر شوالیههای جادو، از جمله نویل، چارمی و فینرال، باید با قدرتهای خود و اتحادشان با یکدیگر، در برابر این تهدید بزرگ بایستند. در این مسیر، رازهای گذشته و حقیقت نیات کنراد آشکار میشود و آستا باید تصمیمی بگیرد که سرنوشت پادشاهی را تغییر دهد.
خلاصه داستان: در سال ۲۲۰۰، نائوکی و مایومی در یک اقامتگاه مجلل و شناور در فضا زندگی میکنند. از بیرون، آنها زوجی کامل و بینقص به نظر میرسند، اما در پشت این ظاهر زیبا، نائوکی به طور مخفیانه در جستجوی انتقام از همسرش است. او مایومی را به یک اندروید تبدیل میکند تا انتقام خود را بگیرد و نسخهای از ایدهآلهای شخصیاش را خلق کند.