خلاصه داستان: پیشگویی باستانی ویتیاز بوریسپول نوید تولد پسری را میداد که روزی جنگجویی بزرگ میشد و روسیه را از فاجعهای عظیم نجات میداد. اما سرنوشت بازی دیگری کرد و قهرمانِ موعود، دختری جوان از آب درآمد. حالا که روسیه بیش از هر زمان دیگری به نجات نیاز دارد، او باید با دشمنی سهسر روبرو شود که هر سر آن نقشههای شوم خود را دارد. در این مسیر، او با همراهان غیرمنتظرهای روبرو میشود و باید ثابت کند که قهرمانی به جنسیت نیست، بلکه به شجاعت و ایمان است. آیا او میتواند از پس این مأموریت برآید و سرنوشت سرزمینش را تغییر دهد؟
خلاصه داستان: مسکو، اواسط اکتبر ۱۹۵۲، نوزدهمین کنگره حزب کمونیست شوروی به تازگی پایان یافته است. یک آپارتمان مشترک در بولشایا پیروگوکا. در یکی از اتاقها خانواده پتکویچ زندگی میکنند: آریادنا به همراه همسرش بوریس و والدینش، پروفسور فلسفه پیوتر کازیمرویچ و همسرش آنجلینا فیودورونا. در این چند ماه باقیمانده تا مرگ استالین، این خانواده با مجموعهای از وقایع دراماتیک مواجه میشود. اما در پسزمینهای از دوران وحشتناک، یهودستیزی، پرونده ساختگی «پزشکان»، تهمتزنیها و خبرچینیها، افرادی وجود دارند که بدون از دست دادن شأن و وقار خود، به زندگی ادامه میدهند.
خلاصه داستان: یک سال پس از شکست دکتر طاعون، ایگور گروم به قهرمان محبوب سنت پترزبورگ تبدیل شده است. اما آرامش شهر دیری نمیپاید؛ چراکه دشمنی جدید از دل لژیون مردگان سر برمیآورد که نقشهای هولناک برای گروگان گرفتن تمام شهر و نابودی زندگی گروم دارد. حال گروم باید در یک بازی مرگبار شرکت کند که در آن هیچ چیز آنطور که به نظر میرسد نیست.
خلاصه داستان: فیلم کلاشینکف روایتی از زندگی میخائیل تیموفیویچ کلاشنیکوف، مخترع و طراح اسلحههای کوچک است. او در جوانی به عنوان سرباز در جنگ جهانی دوم شرکت کرد و پس از مجروحیت، با مشاهده ضعف سلاحهای موجود، تصمیم گرفت سلاحی ساده، مقاوم و کارآمد طراحی کند. این فیلم مسیر دشوار او را از یک کشاورز ساده تا خلق معروفترین سلاح جهان، AK-47، در سن ۲۸ سالگی نشان میدهد. داستان بر تلاشها، شکستها و موفقیتهای او در شرایط سخت جنگ تمرکز دارد و به چالشهای شخصی و حرفهای او در مسیر رسیدن به هدفش میپردازد.
خلاصه داستان: یوگنی آنگین، جوان اشرافزادهای که از زندگی پرشور و هیاهوی سنپترزبورگ خسته شده، بهناچار برای رسیدگی به املاک عموی درگذشتهاش به روستا میرود. در آنجا با تاتیانا، دختر جوان و رمانتیک همسایه، آشنا میشود که عاشق او میشود. آنگین که به احساسات بیاعتناست، عشق او را رد میکند. این برخورد سرد، زنجیرهای از اتفاقات تلخ و پشیمانیهای بعدی را رقم میزند؛ از دوئلی مرگبار با دوستش لنسکی تا سالها دوری و فرار از خود. سالها بعد، آنگین در سنپترزبورگ دوباره تاتیانا را میبیند، اما این بار او بانویی متأهل و محترم است و آنگین درمییابد که عشق واقعی را از دست داده است.
خلاصه داستان: در اوج جنگ سرد، یک فضاپیمای شوروی به نام اسپوتنیک پس از انجام مأموریتی محرمانه در مدار زمین، دچار سانحه میشود و تنها سرگرد کُنستانتین وِشنیاکوف، فرمانده آن، زنده به زمین بازمیگردد. او حافظهای از لحظات حادثه ندارد و رفتارش برای پزشکان غیرعادی است. یک روانشناس برجسته روسی به نام تاتیانا کلیمووا برای ارزیابی وضعیت او به مرکز تحقیقاتی دعوت میشود. در آنجا با دانشمندی مرموز به نام یان ریگین آشنا میشود که به او میگوید وِشنیاکوف تنها نیست و موجودی ناشناخته و خطرناک همراه اوست. تاتیانا باید راز این همزیستی را کشف کند، در حالی که پایگاه نظامی و تصمیمگیریهای سیاسی، او را از حقیقت دور نگه میدارند. او بین وظیفه علمی و وجدان انسانی خود گرفتار میشود و باید راهی برای نجات فرمانده بیابد.