خلاصه داستان: ماریو، کارمند یک دفتر اشیاء گمشده در حومه شهر، روزی با چمدانی عجیب مواجه میشود که از بستر یک رودخانه خشکیده بیرون کشیده شده است. داخل چمدان بقایای انسانی قرار دارد و ماریو که از روال عادی زندگی خود خسته شده، تصمیم میگیرد هویت فرد ناشناس را پیدا کند. او در این مسیر با اسناد قدیمی، تصاویر مبهم و سرنخهایی پراکنده روبهرو میشود که او را به گذشتهای دور و رازهایی فراموششده میکشاند. هرچه بیشتر پیش میرود، مرز میان واقعیت و خیال برای او کمرنگتر میشود و ماریو درمییابد که این چمدان نهتنها یک پرونده جنایی، بلکه آینهای از زندگی خود اوست.
خلاصه داستان: یک بازرس معلق پس از کشف جسدی سوخته در ساختمانی از آثار گائودی، به خدمت بازمیگردد. او همراه با یک معاون بازرس باید این پروندهٔ وحشتناک را که بارسلونا را تکان داده است، حل کند.
خلاصه داستان: جاناتان پاین، سرباز پیشین بریتانیایی، پس از آشنایی با زنی مرموز در قاهره، وارد دنیای خطرناک تجارت غیرقانونی اسلحه میشود. او مأموریتی مخفی از سوی سازمان اطلاعات بریتانیا دریافت میکند تا به حلقهٔ درونی ریچارد روپر، دلال مرگبار اسلحه، نفوذ کند. پاین در این مسیر با چالشهای اخلاقی و خطرات جانی متعددی روبهرو میشود و باید میان وفاداری به کشور و حفظ هویت خود تعادل برقرار کند.
خلاصه داستان: پس از مرگ ناگهانی همسرش در یک انفجار مرموز، زنی سوگوار به همراه یک بازپرس بازنشسته که هنوز درگیر خاطرات تلخ گذشته است، وارد یک پرونده پیچیده میشوند. آنها در تلاش برای کشف حقیقت پشت مجموعهای از قتلهای زنجیرهای هستند که به نظر میرسد با نمایشگاه جهانی سویا ۹۲ ارتباطی ترسناک و ناگسستنی دارد. هر سرنخ جدید آنها را به لایههای تاریکتری از توطئه و فریب میکشاند.
خلاصه داستان: لولا و همسرش پس از تجربه تلخ سقط جنین، تصمیم میگیرند سرپرستی دو خواهر و برادر دوقلو به نامهای تین و تینا را بر عهده بگیرند. این کودکان که در یک صومعه کاتولیک بزرگ شدهاند، ظاهری معصوم و آرام دارند، اما به تدریج رفتارهای عجیب و نگرانکنندهای از خود نشان میدهند. تین و تینا که تحت تأثیر تعالیم مذهبی افراطی قرار گرفتهاند، شروع به اجرای مراسمی خطرناک میکنند و مرز میان ایمان و جنون را در هم میشکنند. لولا که در ابتدا امیدوار بود این فرزندان خلأ عاطفی او را پر کنند، حالا با کابوسی روبرو میشود که آرامش خانوادهاش را تهدید میکند. این فیلم دلهرهآور روانشناختی، داستانی پرتنش از تقابل عشق مادرانه با ترسی عمیق و ناشناخته را روایت میکند.
خلاصه داستان: میای جوان که باردار است، در بحبوحه جنگی ناشناس، خود را در یک کانتینر فلزی درون کشتی باری پنهان میکند تا از کشورش فرار کند. طوفانی سهمگین کشتی را در هم میکوبد و کانتینر میا به دریا میافتد. او در میان اقیانوس بیکران و بیکسی، درون آن جعبه تنگ و تاریک، فرزندش را به دنیا میآورد. حالا میا باید با تمام توان برای بقای خود و نوزادش در دل آبهای ناآرام بجنگد. او با کمبود آب و غذا، گرمای طاقتفرسا و تنهایی مطلق دست و پنجه نرم میکند. هر موج، هر ساعت، چالشی تازه برای مادری است که جز عشق به کودکش هیچ سلاحی ندارد.