خلاصه داستان: در فیلم گذشت، داستان زندگی یک خانواده سنتی و شریف هندی روایت میشود که با چالشهای بزرگی روبهرو میشوند. آرون، پسر بزرگ خانواده، پس از سالها دوری به خانه بازمیگردد تا در مراسم خواهرش شرکت کند. اما بازگشت او با یک راز تاریک از گذشته همراه است: پدرش، که اکنون فردی محترم و آرام به نظر میرسد، روزگاری به دلیل خیانت و ظلم برادرش، به ناحق زندانی شده بود. حالا برادر کوچک، با استفاده از قدرت و نفوذش، خانواده را تحت فشار قرار میدهد و آرون برای دفاع از عزت و ناموس خانواده وارد یک درگیری پرمخاطره میشود. او باید بین عدالت و انتقام، راهی را برگزیند که شرافتش را حفظ کند.
خلاصه داستان: آکوامن، پادشاه آتلانتیس، حالا با چالشی بزرگتر از همیشه روبهروست. بلک مانتا، دشمن قدیمی او، با استفاده از قدرت مرموز و باستانی سهگانه سیاه، بار دیگر به دنبال نابودی آکوامن و تسخیر جهان است. او برای دستیابی به این هدف، نیروهای تاریک را بیدار میکند و نقشهای خطرناک میچیند. آکوامن که برای محافظت از خانواده و پادشاهیاش چارهای ندارد، به سراغ برادر ناتنی خود، اورم، میرود که در زندان به سر میبرد. این دو که زمانی دشمن یکدیگر بودند، باید برای نجات جهان از نابودی، اتحادی بعید را شکل دهند. در این سفر، آکوامن با اسرار تازهای از آتلانتیس روبهرو میشود و باید میان وفاداری و مسئولیتهایش یکی را برگزیند.
خلاصه داستان: در یک مجتمع ورزشی پیشرفته، جیکوب، نگهبان سابق نیروهای ویژه، اکنون به عنوان مسئول امنیت مشغول به کار است. او که هنوز از آسیبهای روحی گذشته رنج میبرد، تلاش میکند زندگی آرامی برای خود و دخترش بسازد. اما در شبی که قرار است یک مسابقه مهم بسکتبال برگزار شود، گروهی از تروریستها به فرماندهی یک سرباز سابق به نام جورج ناکس، ساختمان را تسخیر میکنند و تماشاگران را به گروگان میگیرند. جیکوب که دخترش نیز در میان گروگانهاست، باید با استفاده از دانش خود از زیرساختهای ساختمان، وارد یک بازی مرگبار مرگ و زندگی شود. او با بهرهگیری از هوش، مهارتهای رزمی و آشنایی با سیستمهای امنیتی، قدم به قدم با تروریستها مقابله میکند. در این میان، او با رازهای تلخی از گذشته جورج ناکس روبرو میشود که ماجرا را پیچیدهتر میکند. آیا جیکوب میتواند قبل از انفجار ساختمان، دخترش و دیگر گروگانها را نجات دهد؟
خلاصه داستان: داستان فیلم دربارهٔ «تدی جکسون» (با بازی کوین هارت)، مردی خوشبرخورد اما بیعرضه و شکستخورده از نیویورک است که برای راضیکردن همسرش، یک کابین اجارهای را برای تعطیلات آخر هفته رزرو میکند. اما در آنجا به دلیل اشتباه هویتی، با «مردی از تورنتو» (با بازی وودی هرلسون)، آدمکشی معروف و بیرحم، جابهجا میشود. وقتی مأموران افبیآی متوجه این اشتباه میشوند، از تدی میخواهند نقش آدمکش را بازی کند تا بتوانند به یک باند تبهکار خطرناک نفوذ کنند. تدی که هیچ تجربهای در خشونت ندارد، بهناچار وارد یک ماجرای پرتنش و خندهدار میشود. در این مسیر، او با مردی از تورنتو روبهرو میشود و رابطهای غیرمنتظره میان این دو شکل میگیرد. ترکیب کمدی موقعیت، اکشن سریع و دیالوگهای تند، این فیلم را به اثری سرگرمکننده برای علاقهمندان به کمدیهای اکشن تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: ساوینی بورکار، دوندهٔ آیندهدار جوانی است که به دلیل آسیب دیدگی زانو و افسردگی ناشی از آن، در بیمارستان بستری میشود. او در آستانهٔ تصمیمی مرگبار قرار دارد که با دخالتِ یک کلاهبردار خردهپا به نام ساتیا، مسیر زندگیاش تغییر میکند. ساتیا که به تازگی در یک سرقت بزرگ شرکت کرده، با مشکلات تازهای روبهروست و ناخواسته، سرنوشت خود را به ساوینی گره میزند. این دو در یک شب پرهیجان و پر از اتفاقات غیرمنتظره، با یکدیگر هممسیر میشوند و هرکدام به دنبال راهی برای رهایی از بحرانهای خود هستند. در این میان، پیچیدگیهای داستان و موقعیتهای طنزآمیز، آنها را وارد ماجرایی میکند که هیچکدام انتظارش را نداشتند. آیا آنها میتوانند از پس این شب سخت برآیند و آیندهای تازه برای خود بسازند؟
خلاصه داستان: خوزه، یک راننده جیپ اهل ایدوکی، به دلیل مشکلاتی مجبور میشود به چنای نقل مکان کند. در آنجا با ایندو و بهترین دوستش جری درگیر ماجراهایی میشود. مجموعهای از اتفاقات غیرمنتظره در چنای در انتظار خوزه است.