خلاصه داستان: در پروازی معمولی که ناگهان به صحنهی گروگانگیری تبدیل میشود، گروهی از تروریستها کنترل هواپیمای مسافربری را به دست میگیرند. در میان مسافران، سربازی زبده به نام یودها حضور دارد که به طور اتفاقی در این پرواز است. او که خارج از وظیفه رسمی است، با تکیه بر آموزشهای نظامی و ذهن استراتژیک خود، نقشهای پیچیده برای مقابله با هواپیماربایان طراحی میکند. در حالی که موتور هواپیما از کار افتاده و هر لحظه خطر سقوط جدیتر میشود، یودها باید با همکاری مسافران، تروریستها را خلع سلاح کرده و جان همه را نجات دهد. این نبرد نفسگیر در آسمان، آزمونی برای شجاعت، فداکاری و هوش نظامی اوست.
خلاصه داستان: آمریت، کماندوی ارتش هند، در راه بازگشت از مأموریتی در کشمیر متوجه میشود که عشق دوران کودکیاش، تولیکا، برخلاف میل خود با مردی دیگر نامزد شده است. او سوار قطاری میشود که تولیکا و خانوادهاش را به دهلی نو میبرد تا این ازدواج را برهم بزند. اما در نیمهی شب، گروهی از دزدان مسلح به چاقو به قطار حمله میکنند و قصد غارت و کشتار مسافران را دارند. آمریت که آموزشهای رزمی دیده، مجبور میشود برای نجات جان مسافران بیگناه وارد یک نبرد بیرحمانه شود. آنچه آغاز یک سفر ساده بود، به کشتاری خونین و نفسگیر در تاریکی واگنها تبدیل میشود. او باید در فضای بسته قطار با دشمنی خطرناک و بیرحم بجنگد تا عشق و عدالت را در میان خشم و هرجومرج به سرانجام برساند.
خلاصه داستان: ایتن کاپک، مأمور امنیتی فرودگاه، در آستانه شب کریسمس با چالشی غیرمنتظره روبهرو میشود؛ مسافری مرموز با او تماس میگیرد و او را مجبور میکند یک چمدان مشکوک را سوار بر هواپیما کند. در حالی که زمان به سرعت میگذرد و هر ثانیه بر تنش ماجرا میافزاید، ایتن باید میان نجات جان مسافران و محافظت از زنی که دوستش دارد، یکی را برگزیند. او در یک بازی مرگبار و نفسگیر گرفتار میشود که در آن هیچکس را نمیتواند کاملاً مورد اعتماد بداند. هر تصمیم او میتواند عواقبی جبرانناپذیر به همراه داشته باشد و او باید با تکیه بر ذکاوت و شجاعت خود، راز پشت این توطئه پیچیده را کشف کند.
خلاصه داستان: یک زن و شوهر به همراه پسرشان در دل اقیانوس و روی قایق تفریحی خود جشن تولد برگزار کردهاند. اما ناگهان طوفانی سهمگین آرامش آنها را در هم میشکند و از اعماق تاریک آب، موجوداتی وحشتناک و گرسنه سر برمیآورند. خانواده در محاصره این هیولاها گرفتار میشود و برای زنده ماندن باید با تمام توان بجنگند. این نبرد نفسگیر میان انسان و طبیعت خشمگین، آنها را به مرزهای جسمی و روحیشان میکشاند و هر لحظه ممکن است یکی از آنها قربانی شود. آیا این خانواده میتواند از چنگال مرگ بگریزد و به ساحل امن برسد؟
خلاصه داستان: در این فیلم ماجرایی، تانگ سانزانگ و شاگردانش در مسیر سفر به غرب به کوهستان شیر شتر میرسند و با روستاییانی روبهرو میشوند که به دام شیاطین افتادهاند. تلاش ووکانگ برای نجات آنها ناکام میماند و او و ژو باجیه در تلهای که توسط سه پادشاه شیطان طراحی شده گرفتار میشوند. ووکانگ که از مقابله با دشمنان ناتوان است، از بودا یاری میطلبد و اهمیت اتحاد و کار گروهی را درمییابد. با کمک برادرانش و یک بودیساتوا، آنها با همکاری یکدیگر روستاییان را آزاد کرده و سفر خود را با قدرت و اتحادی بیشتر ادامه میدهند.