خلاصه داستان: سانی هیِز، راننده افسانهای مسابقات فرمول یک، پس از یک حادثهی سخت از دنیای رقابت کناره گرفته است. اما حالا، با پیشنهادی غیرمنتظره، او به دل پیست بازمیگردد تا هدایت تیمی بحرانزده را بر عهده بگیرد و در کنار یک راننده جوان و جاهطلب، مسیر تازهای را برای رسیدن به افتخار آغاز کند. این بازگشت نهتنها آزمونی برای مهارتهای فنی اوست، بلکه سفری درونی برای غلبه بر ترسها و یافتن دوبارهی معنا در زندگی است. در میان فشارهای رسانهای، رقابتهای نفسگیر و پیچیدگیهای تیمی، او باید تصمیم بگیرد که آیا هنوز هم ارزشش را دارد که جانش را بر روی خط سرعت بگذارد.
خلاصه داستان: پس از شکست در نبرد شیچی، ارتش سلسله شانگ به فرماندهی تایشی ون ژونگ و با همراهی دِنگ چانیو و چهار سردار خاندان مو، بهسوی شهر شیچی لشکرکشی میکند. در آنسو، جی فا با یاری جاودانگان کوه کونلون همچون جیانگ زیا، سپاه و مردم شیچی را برای دفاع از سرزمین خود رهبری میکند. نیروهای تاریکی بهدنبال نابودی شیچی هستند و جی فا باید با تکیه بر شجاعت و خرد، در برابر این تهدید بزرگ بایستد. نبردهای حماسی میان خیر و شر آغاز شده و سرنوشت سرزمین بهتوازن این جنگ بستگی دارد.
خلاصه داستان: فیلم «تکتیرانداز» به کارگردانی علی غفاری، روایتی از زندگی عبدالرئوف زرین، تکتیرانداز نامدار ایرانی در جنگ ایران و عراق است. زرین که با سلاح دراگونوف میجنگید، به دلیل مهارت بینظیرش به عنوان یکی از مؤثرترین تکتیراندازان تاریخ جنگهای معاصر شناخته میشود. داستان فیلم به فراتر از آمار و ارقام میرود و تلاش میکند ابعاد انسانی این قهرمان جنگی را به تصویر بکشد. او در حالی که با تردیدهای درونی و فشارهای روانی ناشی از جنگ دستوپنجه نرم میکند، مسئولیت خطیری بر دوش میکشد. فیلم با نگاهی واقعگرایانه به فضای جبههها، مخاطب را با چالشهای اخلاقی و عاطفی یک سرباز در موقعیتهای دشوار همراه میکند. اجرای قابل توجه بازیگران و فضاسازی دقیق صحنههای نبرد، از ویژگیهای برجسته این اثر سینمایی است.
خلاصه داستان: در دوران چنگیز خان، ارتش مغول به سمت غرب پیش میرود تا سلسله جین را نابود کند و سپس چشم به سلسله سونگ دارد. در میان اختلافات داخلی میان مدارس هنرهای رزمی، گوو جینگ جنگجویان دشتهای مرکزی را متحد میکند تا از شیانیانگ دفاع کنند و در این مبارزه برای وطن، نماد شجاعت و وفاداری میشود.
خلاصه داستان: دیوا که زندگی آرامی دارد، با مرگ مشکوک دوست صمیمیاش به هم میریزد. او برای کشف حقیقت، وارد باندی قدرتمند میشود که در سایهها فعالیت میکند. در این مسیر، دیوا در شبکهای از جنایت، خیانت و رازهای گذشته گرفتار میشود و باید در حالی که از عزیزانش محافظت میکند، با دشمنان خطرناکی روبهرو شود.
خلاصه داستان: مرتضی، رزمنده ایرانی، در پی درگیری شدید با نیروهای عراقی در جنگلی در خاک عراق به اسارت آنان درمیآید. سامی جابر، فرمانده عراقی، دستور میدهد او را به اردوگاهی متروک و دور از چشم صلیب سرخ منتقل کنند. اردوگاه شرایط بسیار بدی دارد و اسرا به چند گروه تقسیم شدهاند. مرتضی قصد فرار دارد و این موضوع را با دیگران در میان میگذارد، اما بیشتر اسرا به دلایل گوناگون با نقشه او مخالفت میکنند. او باید میان ایمان، شجاعت و واقعیتهای تلخ اسارت، راهی برای رهایی بیابد.