خلاصه داستان: در پسزمینهای پرشور و الهامگرفته از دههی ۱۹۶۰ با فضایی رترو-فوتوریستی، نخستین خانوادهی مارول ناچار است میان نقشهای قهرمانانهی خود و استحکام پیوند خانوادگیشان تعادل برقرار کند، در حالی که از زمین در برابر خدای گرسنهی فضایی به نام «گالاکتوس» و فرستادهی مرموز او، «سیلور سرفر»، دفاع میکنند. این تیم متشکل از ریچاردز، زن نامرئی، مشعل انسانی و تینگ، با چالشهای تازهای روبهرو میشوند که نه تنها بقای خودشان، بلکه سرنوشت تمام بشریت را به خطر میاندازد. آنها باید بیاموزند که با وجود تفاوتهایشان، اتحاد و اعتماد کلید پیروزی است.
خلاصه داستان: داستان دو انسان است که در جستوجوی زندگی تازه، زادگاه خود را ترک میکنند و به جهانی کاملاً متفاوت سفر میکنند تا جایی را بیابند که حقیقتاً به آن تعلق دارند. روایت در سرزمینی خیالی به نام «یوتانیا» جریان دارد؛ سرزمینی سرشار از طبیعت و آکنده از نژادهای جادویی برگرفته از اسطورهشناسی جنوب شرق آسیا که از طریق دروازهای جادویی به ژاپن متصل است. این سفر نه تنها گذری جغرافیایی، بلکه گذری درونی است؛ جایی که مرزهای کودکی و بزرگسالی، تعلق و بیگانگی، و خیال و واقعیت به چالش کشیده میشوند. شخصیتها در مواجهه با فرهنگها و موجودات افسانهای، معنای هویت و مسئولیت را کشف میکنند. انیمیشن با نگاهی شاعرانه و تصاویری خیرهکننده، مخاطب را به دنیایی میبرد که در آن هر انتخاب، مرز تازهای از بلوغ را رقم میزند. داستان بر پیوند عمیق انسان با طبیعت و اسطورهها تأکید دارد و پرسشهایی بنیادین درباره خانه و تعلق را مطرح میکند. این اثر کوتاه، تجربهای حسی و تأملبرانگیز است که مرز میان واقعیت و افسانه را کمرنگ میسازد.
خلاصه داستان: پس از شکست در نبرد شیچی، ارتش سلسله شانگ به فرماندهی تایشی ون ژونگ و با همراهی دِنگ چانیو و چهار سردار خاندان مو، بهسوی شهر شیچی لشکرکشی میکند. در آنسو، جی فا با یاری جاودانگان کوه کونلون همچون جیانگ زیا، سپاه و مردم شیچی را برای دفاع از سرزمین خود رهبری میکند. نیروهای تاریکی بهدنبال نابودی شیچی هستند و جی فا باید با تکیه بر شجاعت و خرد، در برابر این تهدید بزرگ بایستد. نبردهای حماسی میان خیر و شر آغاز شده و سرنوشت سرزمین بهتوازن این جنگ بستگی دارد.
خلاصه داستان: در پادشاهی کاستیلیا، نیرویی تاریک بار دیگر سر برمیآورد. چند روز مانده به تاجگذاری امپراتور و امپراتریس جدید، هفت فرزند خردسال سلطنتی ربوده میشوند و تنها یک قهرمان باید آنها را سالم بازگرداند؛ پسری نوجوان و پیک ساده به نام آرتور بُز. رؤیای او برای تبدیل شدن به یک آرایشگر جهانی، زمانی به تعویق میافتد که یکشبه به والدین تبدیل میشود. اگر بخواهد این کودکان پرجنبوجوش را در طول سفرشان سالم نگه دارد، ابتدا باید خودش بالغ شود، گذشتهاش را کشف کند و در این مسیر، قهرمانان فراموششده را بیدار سازد. آیا آرتور میتواند وارثان را بازگرداند و در نهایت پادشاهی را نجات دهد؟
خلاصه داستان: داستان فیلم در دهه ۱۳۶۰ میگذرد؛ در روزگاری که زندگی سادهتر اما پر از دغدغههای تازه بود. دو دوست که سالهاست با یکدیگر همراهاند، برای رسیدن به هدفی مشترک راهی سفری میشوند که مسیر زندگیشان را تغییر میدهد. در طول این مسیر، با آدمهایی روبهرو میشوند که هر کدام داستانی دارند و رازهایی از گذشته بر ملا میشود. این سفر نهتنها آنها را به آرزویشان نزدیکتر میکند، بلکه پیوند دوستیشان را نیز در بوته آزمایش قرار میدهد. «خانهای کنار ابرها» روایتی است از وفاداری، امید و انتخابهایی که سرنوشت را رقم میزنند.
خلاصه داستان: پدری به همراه پسرش به یک مهمانی شبانه در دل کوههای جنوب مراکش میرسند. آنها در جستجوی مار، دختر و خواهرشان هستند که ماهها پیش در یکی از این مهمانیهای بیپایان و بیخواب ناپدید شده است. در حالی که غرق در موسیقی الکترونیک و حس ناآشنای آزادیاند، بارها عکس مار را به اطرافیان نشان میدهند. امیدشان رو به محو شدن است، اما آنها به راه خود ادامه میدهند و گروهی از رقاصان را دنبال میکنند که به سمت آخرین مهمانی در بیابان میروند. هرچه بیشتر در دل بیابان سوزان پیش میروند، این سفر آنها را با محدودیتهای درونیشان روبهرو میکند.