خلاصه داستان: جیک سالی، پس از سالها زندگی در پاندورا، اکنون با نیتیری و فرزندانشان خانوادهای تشکیل داده است. اما آرامش آنها با بازگشت بشر به پاندورا برای بهرهبرداری از منابع آن، به هم میخورد. جیک مجبور میشود برای محافظت از خانواده و سیارهاش، با ارتش ناوی متحد شود و به سرزمینهای آبی و قبیلهی صخرهای متوسل شود. در این میان، فرزندانش نیز با چالشهای جدیدی روبهرو میشوند و رازهای آبهای عمیق و موجودات آن را کشف میکنند. این دنبالهی حماسی، ادامهی مبارزهی ناوی برای بقا و پیوند عمیق آنها با طبیعت است.
خلاصه داستان: وقتی قطاری به طور غیرمنتظره حرکت میکند و فقط حیوانات خانگی را با خود میبرد، حیوانات متوجه میشوند که هانس، گورکن کینهتوز، پشت همه این اتفاقات است. در حالی که تصادف اجتنابناپذیر به نظر میرسد، حیوانات میتوانند روی فالکون، یک راکون شیطون، حساب کنند که برای نجات آنها هر کاری میکند. این ماجراجویی پر از لحظات خندهدار و هیجانانگیز است، جایی که هر حیوان شخصیت و تواناییهای منحصر به فرد خود را برای فرار از خطر و بازگشت به خانه به کار میگیرد.
خلاصه داستان: وقتی حملهای صلح شکننده بین دنیای ارواح و بشریت را از بین میبرد، هی با لویه، آخرین شاگرد شیفو ووشیان خود، متحد میشود تا توطئهای را که هر دو قلمرو و پیوندی را که برای محافظت از آن قسم خوردهاند، تهدید میکند، افشا کند.
خلاصه داستان: پت کلیفتون، پستچی محبوب و خوشاخلاق شهر کوچک گریندیل، زندگی آرامی را با رساندن نامهها و بستهها به اهالی میگذراند. اما آرامش او با اعلام برگزاری مسابقه بزرگ استعدادیابی تلویزیونی «تو همان هستی» در شهر به هم میریزد. پت که همیشه رویای حضور در تلویزیون را در سر میپروراند، تصمیم میگیرد در این مسابقه شرکت کند. در این میان، مدیر یک شرکت بزرگ پستی به نام «ولیدوود» قصد دارد با معرفی فناوری پهپادهای پستی، شغل پت را از بین ببرد و سیستم سنتی پست را کنار بگذارد. پت و دوستانش، از جمله گربه وفادارش جس، باید با مشکلات متعددی دستوپنجه نرم کنند و ثابت کنند که هیچ چیز نمیتواند جای ارتباط انسانی و تلاش صادقانه را بگیرد.
خلاصه داستان: الی، روح کوچک و بیخانمانی است که در شبی طوفانی به درِ قطار اشباح پناه میبرد. ورود او، نظم عجیب و غریب ساکنان این قطار را بر هم میزند و بهطور ناخواسته توجه موجودات دنیای بیرون را به قطار جلب میکند. حالا الی باید با گروهی از هیولاهای رنگارنگ و دستوپاچلفتی همراه شود تا در یک ماجراجویی پرهیجان و خندهدار، هم قطار اشباح و ساکنانش را از خطری قریبالوقوع نجات دهد و هم برای خودش خانهای تازه پیدا کند. این همراهی، او را با دوستی، شجاعت و معنی واقعی خانواده آشنا میکند.
خلاصه داستان: گروهی از دوستان که به میانسالی رسیدهاند، در تلاشاند فیلم ترسناکی را که در جوانی ساخته بودند، دوباره بازسازی کنند. آنها به امید تکرار خاطرات و فرار از یکنواختی زندگی، به دل جنگلهای آمازون میزنند، اما خیلی زود متوجه میشوند که ماجرای واقعی بسیار خطرناکتر از فیلمنامهشان است. برخورد با یک مار غولپیکر، نقشههای آنها را به هم میریزد و هر یک از اعضای گروه باید برای زنده ماندن بجنگند. در این میان، رازهایی از گذشته نیز برملا میشود که روابط آنها را دستخوش تغییر میکند. این اثر کمدی-ماجراجویانه، با نگاهی طنز به ژانر وحشت، تلاش میکند تعادلی میان هیجان و خنده ایجاد کند و مخاطب را با شخصیتهایی دوستداشتنی اما دستوپاچلفتی همراه سازد.