خلاصه داستان: خانوادهای برای تعطیلات به خانهای اجارهای در حومه شهر میروند. اما با قطع شدن ناگهانی تمام وسایل الکترونیکی و ارتباطات، آرامششان به هم میریزد. دو غریبه ناشناس در نیمهشب به در خانه میآیند و ادعا میکنند که صاحبان واقعی آن خانه هستند. این برخورد، شک و تردید را در دل خانواده ایجاد میکند و آنها را در وضعیتی از بیاعتمادی و ترس فرو میبرد. در حالی که رویدادهای غیرقابل توضیحی در بیرون رخ میدهد، هر دو گروه مجبور به همکاری برای بقا میشوند. مرزهای میان دوست و دشمن کمرنگ میشود و حقیقت تلخی درباره دنیای مدرن و آسیبپذیری آن آشکار میگردد.
خلاصه داستان: در دنیایی که ناگهان به دست انبوهی از زامبیهای خشمگین و گوشتخوار افتاده، آنا، پرستار جوانی، پس از فرار از خانهاش به گروهی از بازماندگان شامل پلیس، فروشنده و چند شهروند عادی میپیوندد. آنها برای نجات جان خود به یک مرکز خرید بزرگ و متروک پناه میبرند و آن را سنگر دفاعی خود میکنند. اما با گذشت زمان، درگیریهای داخلی، کمبود منابع و فشار بیامان زامبیها از بیرون، اتحاد آنها را به چالش میکشد. آنها باید تصمیم بگیرند که تا کی میتوانند در این دژ موقت دوام بیاورند و آیا راهی برای فرار و یافتن مکانی امن وجود دارد یا خیر. این مبارزه برای بقا، مرزهای انسانی و اخلاقی آنها را نیز زیر سوال میبرد.
خلاصه داستان: بیست و هشت سال پس از شیوع ویروس خشم که از یک آزمایشگاه سلاحهای بیولوژیکی گریخت، دنیا به ویرانهای خاموش و خطرناک تبدیل شده است. در این سالها، گروهی از بازماندگان در جزیرهای دورافتاده و تحت قرنطینهای سختگیرانه، زندگی خود را با ترس و امید ادامه میدهند. آنها تنها از طریق یک گذرگاه بهشدت محافظتشده با سرزمین اصلی در ارتباطاند. اما هنگامی که یکی از اعضای گروه برای مأموریتی خطرناک به قلب تاریکی سرزمین اصلی میرود، با رازهایی شگفتانگیز و هولناک روبهرو میشود. او در میان آلودهشدگان، نه فقط وحشت، بلکه بقایای تمدن و دگرگونیهای عجیبی را کشف میکند که مسیر بقا را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در دنیایی پس از فروپاشی، ویروسی مرموز انسانها را به موجوداتی خشن و بیرحم تبدیل کرده است. مادری به نام الیزابت که فرزندش را در این بحران از دست داده، در کلبهای دورافتاده در میان کوهها پناه گرفته و در انزوا زندگی میکند. او با خاطرات تلخ گذشته دستوپنجه نرم میکند و تلاش میکند معنایی برای ادامه زندگی بیابد. یک روز، غریبهای زخمی و آشفته به کلبهٔ او پناه میآورد و ادعا میکند که نشانههایی از امید و درمان در جایی دور پیدا کرده است. الیزابت ابتدا مردد است، اما ناگزیر تصمیم میگیرد به او اعتماد کند. این دو در سفری خطرناک و پر از موانع، با گروههای آدمخوار و طبیعت خصمانه روبرو میشوند و در میان وحشت و ناامیدی، رابطهای عمیق و غیرمنتظره شکل میگیرد. فیلم «همه ما را ببخش» روایتی است از رستگاری، امید و انسانیت در دل تاریکی مطلق.
خلاصه داستان: در جهانی پس از یک فاجعه ی خورشیدی، نیمکره ی شرقی زمین به ویرانه ای سوخته تبدیل شده است. گروهی از شکارچیان گنج که به دنبال اشیای ارزشمند از جمله مونالیزا و سنگ روزتا هستند، در دل این زمین جهش یافته با خطرات متعددی روبرو می شوند. آن ها باید با شکارچیان رقیب، جهش یافته ها و دزدان دریایی مقابله کنند تا بقا یابند و گنجینه های باقی مانده را استخراج کنند.
خلاصه داستان: پس از یک فاجعه نظامی مرموز در تاسمانی، رویدادی فراطبیعی رخ میدهد که مردگان را دوباره به زندگی بازمیگرداند. اما این بازگشت آرامشبخش نیست؛ اجساد با خشمی بیامان به شکار زندگان میپردازند. در این هرجومرج، آوا، زنی جوان، در جستوجوی همسر گمشدهاش است و باید از میان انبوه مردگان متحرک راهی به پناهگاهی امن بیابد. او بهزودی با گروهی از بازماندگان آشنا میشود که رازهایی تاریک درباره منشأ این فاجعه و سرنوشت عزیزان از دسترفتهشان دارند. آوا در این سفر پرخطر نه تنها با تهدیدهای بیرونی، بلکه با پرسشهای اخلاقی دشواری درباره مرگ، انسانیت و آنچه پس از آن میآید روبهرو میشود. او باید تصمیم بگیرد که برای یافتن همسرش تا کجا پیش برود و آیا میتواند به آنچه از او باقی مانده وفادار بماند.