خلاصه داستان: حمید که با پدرش اختلاف دارد همراه با همسرش مریم خانهٔ پدری را ترک میکند و در آپارتمانی اجارهای ساکن میشوند که پیرمرد و پیرزنی بدقلق صاحب آن هستند و مستأجرهای بچهدار را نمیپذیرند. مریم که باردار است تلاش میکند که صاحب خانه و همسایهها از باردار بودن او مطلع نشوند. پیرمرد و پیرزن صاحب خانه درصدد برمیآیند تا مدارکی دال بر باردار بودن مریم پیدا کنند و به همین منظور او و شوهرش را زیر نظر میگیرند. روزی صاحب خانه یکی از مستأجرها را که سه فرزند دارد با حکم قانون وادار به تخلیهٔ آپارتمانش میکند. حمید دوشادوش مستأجر راندهشده شهر را برای پیدا کردن سرپناهی مناسب زیر پا میگذارد. اما نتیجهای نمیگیرد و سرانجام در برابر تقاضای مادرش که او را به سکونت در خانهٔ پدری دعوت میکند تسلیم میشود.
خلاصه داستان: چیبوراشکا، موجودی پشمالو و مهربان، در باغی از درختان پرتقال در یک کشور گرمسیری زندگی میکند. او که از سرزمین خود دور افتاده، به شهری بزرگ میرسد و با انسانهایی آشنا میشود که هرکدام داستانی برای گفتن دارند. در این مسیر، چیبوراشکا با چالشهایی روبهرو میشود که او را به شناخت خود و دیگران میرساند. این فیلم ماجراجوییهای او را با مهربانی و کودکانههایش روایت میکند و در دل مخاطب جایی باز میکند. شخصیتهای داستان، هرکدام با مشکلات خود، به چیبوراشکا یاد میدهند که دوستی و محبت میتواند هر مانعی را از پیش رو بردارد. در این سفر، او میآموزد که خانه فقط یک مکان نیست، بلکه جایی است که در آن دوست داشته میشوی.
خلاصه داستان: من و نگین دات کام روایتگر زندگی زوجی جوان و عاشق به نامهای نگین و رضا است که آرزوی داشتن فرزند، آنها را به چالشهای بزرگ مالی و عاطفی میکشاند. هزینههای سنگین درمان ناباروری، رضا را به فکر راههای غیرمعمول و پرریسک میاندازد. او با دوستانش نقشههایی برای پولدار شدن سریع میکشد، اما هر بار اتفاقی پیشبینینشده نقش بر آب میشود. نگین نیز در این مسیر با مشکلات و سوءتفاهمهایی روبهرو میشود که زندگی مشترکشان را تحت فشار قرار میدهد. فیلم با نگاهی طنزآمیز و در عین حال تلخ، به آسیبهای اجتماعی، ارزش پول و اهمیت روابط انسانی میپردازد و مخاطب را با شخصیتهایی همراه میکند که در تلاش برای رسیدن به خوشبختی، دست به کارهای عجیبی میزنند.
خلاصه داستان: مردی به نام پسر بزرگ خانواده، پس از سالها دوری، به روستای منگالپور بازمیگردد تا قصر قدیمیای را که از اجدادش به ارث برده، تحویل بگیرد. او قصد دارد مراسم عروسی خواهرش را در آنجا برگزار کند، اما خیلی زود با واقعیتهای وحشتناکی روبهرو میشود. اهالی روستا از این مکان میترسند و داستانهایی از ارواح خشمگین و نفرینهای قدیمی تعریف میکنند. پسر که در ابتدا این حرفها را خرافه میپندارد، با اتفاقات فراطبیعی عجیبی مواجه میشود که آرامش او را بر هم میزند. او در تلاش برای نجات خانواده و برگزاری مراسم عروسی، مجبور میشود رازهای تاریک این عمارت را کشف کند. در این مسیر، با راهنماییهای غیرمنتظره و نیز موانع ترسناکی روبهرو میشود که او را به گذشتهای پر از خشونت و انتقام میبرد. آیا او میتواند نفرین را باطل کند و خانوادهاش را از خطر نجات دهد؟
خلاصه داستان: یک استاد زبان از سیاره کاکادو به دلیل آلوده کردن سطح سیارهاش، به عنوان تنبیه به مدت یک هفته به زمین تبعید میشود. کاکادو سیارهای است که طرفداران محیط زیست در آن زندگی میکنند و هر کس را که آلودگی ایجاد کند، به زمین میفرستند. این موجود فضایی در ایران با آدمها، بهویژه با گلنار، دخترک هشت ساله یک خانواده تکفرزند، ارتباط برقرار میکند. فیلم با زبانی طنز، تلاش این موجود برای سازگاری با زندگی زمینی و تأثیر او بر خانواده گلنار را روایت میکند.
خلاصه داستان: پرویز، مردی میانسال و خسته از روزگار، در دهه ۱۳۵۰ خورشیدی زندگی سختی را میگذراند. بدهیهای سنگین و فشارهای مالی او را به آستانه ناامیدی کشانده است. اما یک روز، اتفاقی غیرمنتظره مسیر زندگیاش را دگرگون میکند: او برنده بلیت بختآزمایی میشود. این برداشت، که میتواند رویای رهایی از فقر را محقق کند، بهسرعت او را درگیر ماجراهایی پیچیده و پر از چالش میکند. پرویز باید میان فرصتهای تازه و خطرات پنهان، راهی برای نجات خود و خانوادهاش بیابد.