خلاصه داستان: مجید، جوانی خلافکار و خوشگذران در جنوب تهران، عاشق دختر پیرمرد عارفی به نام میرزا میشود. میرزا برای رضایت به این ازدواج، شرط میگذارد که مجید راه درست را در پیش بگیرد. مجید برای اثبات این تغییر، تصمیم میگیرد به جبهههای جنگ برود و دوستانش نیز ناخواسته همراه او میشوند. حضور این گروه نامتعارف در پادگان آموزشی با مخالفتهایی روبهرو میشود، اما با ضمانت میرزا و یکی از رزمندهها، آنها راهی جبهه میشوند. هر یک از اعضای این گروه انگیزههای شخصی و گاه خندهداری برای حضور در جنگ دارند. در طول سفر، ماجراهای طنزآمیز و تأثیرگذاری برایشان رقم میخورد. این فیلم با بازی درخشان بازیگرانش، به یک طنز جنگی خاطرهانگیز در سینمای ایران تبدیل شده است.
خلاصه داستان: عباس سلمانی جوانی است که آرزوی ازدواج با دختر آمیرزا محمود را دارد، اما پدر و مادر دختر شرط میگذارند که او باید جواز کسب از اتحادیه صنف آرایشگران بگیرد. عباس هر بار در امتحان اتحادیه مردود میشود و همین موضوع او را به فکر راههای دیگر میاندازد. او با کمک دوستانش و با تکیه بر شانس و اتفاق، تلاش میکند تا نظر خانواده دختر را جلب کند. در این مسیر، موقعیتهای طنزآمیز و گاه پیچیدهای پیش میآید که زندگی عباس را دستخوش تغییر میکند. فیلم با نگاهی شیرین به مسائل اجتماعی و خانوادگی، داستانی ساده اما جذاب را روایت میکند و بازیهای بهیادماندنی اکبر عبدی و دیگر بازیگران، آن را به اثری دوستداشتنی در سینمای کمدی ایران تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: خانم بزرگ، مادربزرگ خانواده، مصمم است گردنبند معروف به آینه جادو را به نوهاش ریحان هدیه دهد. اما نیمتاج خانم، دختر طردشدهی او، و پسرش که نمیخواهند این اتفاق بیفتد، با کمک دو سارق به نامهای جهانگیر و عبدالله نقشه میکشند تا این گردنبند را بدزدند. در این میان، ریحان و دوستانش سعی میکنند از این میراث خانوادگی محافظت کنند و ماجراهای شیرین و پرکشمکشی رقم میخورد.
خلاصه داستان: زوجی که با خوشحالی نامزد کردهاند، وقتی اتفاقی غیرمنتظره برنامههای هفتهی عروسیشان را بههم میریزد، رابطهشان در بوتهی آزمایش قرار میگیرد. این اتفاق که در آستانهی یک جشن بزرگ رخ میدهد، آنها را وادار میکند تا با نگاهی تازه به گذشته، حال و آیندهی مشترکشان بنگرند. هر یک از آنها باید تصمیمهای سختی بگیرند و با واقعیتهایی روبهرو شوند که پیش از این از آنها فرار میکردند. در این میان، دوستان و خانواده نیز هر کدام نقشی در این آشفتگی ایفا میکنند و مرز میان عشق، ترس و تعهد را پررنگتر میسازند. داستان با نگاهی صمیمانه و انسانی، لحظات تلخ و شیرین یک رابطهی در حال تحول را روایت میکند و نشان میدهد که گاهی یک بحران میتواند سرآغاز درکی عمیقتر از عشق باشد.
خلاصه داستان: در این ماجراجویی پر از خنده و هیجان، پاندای غولپیکر «هو هو» و دوست قدیمیاش «جکی چان» بهطور غیرمنتظرهای به دل یک قبیلهی مرموز و ابتدایی در قلب جنگلهای دورافتاده پرت میشوند. آنها در حالی که سعی میکنند راهی برای بازگشت به خانه پیدا کنند، با آداب و رسوم عجیب و جادویی قبیله آشنا میشوند و درگیر اتفاقاتی میشوند که هیچکدام پیشبینیاش را نمیکردند. جکی چان با استفاده از مهارتهای رزمی و هوش خود و «هو هو» با قدرت و اشتیاق بیپایانش، سعی میکنند صلح را به قبیله بازگردانند و رازهای نهفته در آن را کشف کنند. در این مسیر، دوستان جدیدی پیدا میکنند، با دشمنان قدیمی روبهرو میشوند و درسهای ارزشمندی درباره دوستی، شجاعت و احترام به طبیعت میآموزند. این فیلم ترکیبی از اکشن، کمدی و لحظات احساسی است که برای تمام اعضای خانواده جذاب خواهد بود.
خلاصه داستان: دامادی که بعد از یک فاجعه در مراسم عروسیاش در رم، دلشکسته و تنها مانده، میبیند ماه عسل خرابشدهاش با کمک یک زن محلی مصمم و چند مسافر فضول به تجربهای متفاوت تبدیل میشود. این اتفاق ثابت میکند که گاهی اوقات دلشکستگی فقط شروع ماجراست. او در میان ویرانههای برنامهریزیشده برای آینده، با چهرههای تازهای روبهرو میشود که هر کدام داستانی برای گفتن دارند. تلاش او برای بازسازی تعطیلات از دست رفته، او را به کوچههای کمتر شناختهشده شهر و قلب آدمهایی میکشاند که زندگیشان را تغییر میدهند. در این سفر، مرز میان ناامیدی و امید کمرنگ میشود و او درمییابد که عشق واقعی گاهی در غیرمنتظرهترین لحظات ظاهر میشود.