خلاصه داستان: فاتح سینگ، افسر سابق نیروهای ویژه هند، پس از سالها زندگی آرام در یک شهر کوچک، با حادثهای تلخ مواجه میشود: دختری جوان قربانی یک باند جرایم سایبری شده و جان خود را از دست میدهد. این اتفاق او را برمیانگیزد تا دوباره به میدان بازگردد. او در جستجوی عاملان این جنایت، با شبکهای پیچیده از هکرها، کلاهبرداران و مافیای اینترنتی روبهرو میشود که نهتنها هویت مردم را میدزدند، بلکه جان آنها را نیز به خطر میاندازند. فاتح با کمک یک متخصص فناوری، پا به دنیای تاریک جرایم سایبری میگذارد و در مسیری خطرناک قرار میگیرد. او باید میان قانون و عدالت، و گذشته و حال خود تعادل برقرار کند. هرچه به حقیقت نزدیکتر میشود، دشمنان قدرتمندتری در برابر او صف میکشند. این مبارزه نهتنها جسمی، بلکه ذهنی و فناورانه است و فاتح باید از تمام مهارتهای نظامی و هوش خود استفاده کند تا جلوی فاجعهای بزرگتر را بگیرد.
خلاصه داستان: کانگ هیون، مأمور سابق اطلاعات کره جنوبی که به دلیل سوء رفتار به تیم عملیات ویژه یاکشا تبعید شده، در چین با رهبر این گروه، جی هون، آشنا می شود. جی هون با نام مستعار «یاکشا» - روحی اهریمنی که از گوشت انسان تغذیه می کند - شناخته می شود و در منطقه مرزی بین کره، چین و روسیه، عملیات های مخاطره آمیزی را مدیریت می کند. وقتی تحقیقات فساد، کانگ هیون را به این گروه می کشاند، او درگیر بازی پیچیده ای از جاسوسی، خیانت و عملیات های خطرناک می شود. همکاری اجباری این دو مأمور، آن ها را به قلب توطئه ای می برد که نه تنها زندگیشان، بلکه ثبات منطقه را تهدید می کند.
خلاصه داستان: میلیاردر عجیب و جنجالی، مایلز برون، گروهی از دوستان قدیمی خود را به جزیرهای خصوصی و لوکس در یونان دعوت میکند تا یک مهمانی آخر هفته برگزار کند. اما این گردهمایی که قرار بود پر از خوشگذرانی و رازگشایی باشد، به یک معما تبدیل میشود؛ زیرا یکی از مهمانان به قتل میرسد. در این میان، کارآگاه زبده، بنویت بلانک، که بهطور غیرمنتظرهای در این جزیره حضور دارد، وارد پرونده میشود و با زیرکی خاص خود، لایههای پنهان روابط، دروغها و انگیزههای هر یک از شخصیتها را کنار میزند. داستانی پر از پیچشهای هوشمندانه که در فضایی پر زرق و برق و طنز تلخ روایت میشود و مخاطب را تا لحظه آخر درگیر نگه میدارد.
خلاصه داستان: پس از نابودی امپراتوری مواد مخدرش، فری بومان تلاش میکند تا زندگی تازهای دور از دنیای تبهکاری برابانت بسازد. اما گذشتهای که فکر میکرد پشت سر گذاشته، دوباره به سراغش میآید و او را به ورطهای از خشونت و انتخابهای دشوار میکشاند. فری که حالا مسئولیتهای تازهای بر دوش دارد، باید میان محافظت از عزیزانش و پاسخ به درخواستهای خطرناک همکاران سابقش یکی را برگزیند. تعقیب و گریزها و خیانتها، او را بار دیگر به قلب جنایتهای هلند میبرد. در این مسیر، فری با رازهایی روبهرو میشود که هویت واقعی او را به چالش میکشند و نشان میدهند که هیچکس نمیتواند برای همیشه از گذشته فرار کند. آیا او میتواند یک بار برای همیشه از این چرخه بیرون بیاید یا سرنوشتش به دنیای تاریکی گره خورده است؟
خلاصه داستان: کابوراگی به عنوان مظنون یک پرونده قتل وحشیانه دستگیر میشود، اما در جریان تحقیقات فرار میکند. او در سراسر ژاپن پنهان شده و مدام جابهجا میشود تا از دست قانون فرار کند. در این مسیر، با سه نفر به نامهای سایاکا، کازویا و مای آشنا میشود که هر کدام به نوعی با او درگیر میشوند. در همین حال، کارآگاه ماتانوکی مصمم است او را دستگیر کند و برای یافتن سرنخ، افرادی را که با کابوراگی ملاقات کردهاند بازجویی میکند. اما هر یک از این افراد توصیفی متفاوت از کابوراگی ارائه میدهند؛ توصیفهایی که گاه کاملاً متناقض و گیجکننده است. این اختلاف روایتها، هویت واقعی کابوراگی را در هالهای از ابهام قرار میدهد و کارآگاه ماتانوکی را با این پرسش مواجه میکند که آیا او با یک فرد باهوش و چندچهره روبهروست یا اینکه حقیقت چیز دیگری است. داستان با تعلیقی مداوم، مرز میان واقعیت و برداشت ذهنی شخصیتها را کاوش میکند و مخاطب را تا پایان درگیر راز خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: متهم به قتل خانوادهاش و رها شده در آستانه مرگ، یک قاتل حرفهای سابق برای انتقام از «شیاطین» نقابداری که شهرش را تسخیر کردهاند، از هیچ چیز دریغ نخواهد کرد.