خلاصه داستان: در قلب شهر ویران رقه، پایگاه خودخوانده داعش، دو جاسوس از دو سوی جهان با یکدیگر روبهرو میشوند؛ یکی مأمور مرموز روسیه و دیگری جاسوس اسپانیایی مراکشیالاصلی که برای یوروپل کار میکند. هر دو در جبهههای متخاصم قرار دارند، اما هدفی مشترک آنها را به هم پیوند میدهد: یافتن یکی از رهبران ارشد جهاد، معروف به «اردنی»، و فراهم کردن زمینه حذف او. در فضایی سرشار از بیاعتمادی و خیانت، این دو باید از خطرات مرگبار جان سالم به در ببرند؛ از اعدامهای صحرایی گرفته تا زنانی که به بردگی فروخته میشوند. در این میان، همپیمانی ناپایدار شکل میگیرد که هر لحظه ممکن است به نابودی هر دو طرف بینجامد.
خلاصه داستان: پس از ده سال فعالیت بهعنوان مأمور مخفی در FBI، جک «کش» کانری همه چیز را رها کرد تا پس از درگذشت همسرش، خود را وقف دو دخترش کند. با وجود داشتن زندگی خانوادگی رضایتبخش، کش دلتنگ فرصتهایی است که میتوانست تأثیرگذار باشد و به بازگشت به سازمان فکر میکند. این تصمیم از طرف او گرفته میشود زمانی که دخترخوانده شریک قدیمیاش، جیمی، برای کمک با او تماس میگیرد و کش را دوباره وارد دنیایی پر از خطر، فساد و دسیسه میکند.
خلاصه داستان: پس از آنکه مادرشان بر اثر اوردوز جان میبازد، دو خواهر نوجوان هراسان از اینکه سیستم مراقبت از کودکان آنها را از هم جدا کند، تصمیم میگیرند جسد را مخفی کنند. آنها در تلاش برای حفظ رازشان، دروغی میبافند که هر لحظه ممکن است فروریزد. در این میان، فشار روانی و ترس از کشف شدن، مرز میان محافظت و جنایت را برایشان مبهم میکند. داستانی پرتنش و احساسی که نشان میدهد عشق خواهرانه تا کجا میتواند پیش برود و آیا پنهان کردن حقیقت، آنها را نجات میدهد یا نابود میکند.
خلاصه داستان: پس از خشکسالی در روستایی در سیستان و بلوچستان، تنها حیدر با دو فرزند خردسالش، جعفر و جمال در روستا ماندهاند. حیدر هنگام حفر چاه آب کشته میشود و جعفر و خواهر کوچکش جمال پیاده به سوی شهر میروند. در راه رانندهای آنها را پیدا کرده و به قاچاقچی به نام عبدالله میفروشد. پسر را برای آوردن جنس قاچاق به پاکستان میبرند و دختر را برای فروش به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس میفرستند. حال جعفر به دنبال راهی برای فرار از دست عبدالله و نجات خواهر کوچکش است.
خلاصه داستان: داستان فیلم آزادی مشروط روایتگر ۷۲ ساعت پرهیجان از زندگی خانوادهای است که با یک مشکل بزرگ و غیرمنتظره روبهرو میشوند. این اتفاق ناگهانی، آرامش آنها را برهم زده و هر یک از اعضای خانواده را در موقعیتهای دشوار و چالشبرانگیزی قرار میدهد. آنها در تلاش برای یافتن راهی جهت حل این بحران، با حقایقی درباره یکدیگر و روابطشان مواجه میشوند. هر ساعت از این ۷۲ ساعت، بر پیچیدگی ماجرا میافزاید و آنها را به تصمیمهایی مهم و سرنوشتساز سوق میدهد.
خلاصه داستان: هانی اُداناهیو، کارآگاه خصوصی یک شهر کوچک، درگیر تحقیق درباره مجموعهای از مرگهای عجیب میشود که با کلیسایی اسرارآمیز ارتباط دارند. او در مسیر بررسی این پروندهها، به شبکهای از رازهای پنهان و روابط پیچیده میان اهالی شهر پی میبرد. هر چه بیشتر پیش میرود، مرز میان حقیقت و توهم برای او مبهمتر میشود و او باید میان وجدان خود و حقیقت تلخ، یکی را برگزیند.