خلاصه داستان: در محل ساخت یک مجتمع مسکونی آیندهنگرانه، وینسنت و همکارانش با ناپدید شدن یکی از کارگران مواجه میشوند. آنچه در ابتدا یک حادثه عجیب به نظر میرسد، با ناپدید شدن فرد دیگری به یک راز تاریک و نگرانکننده تبدیل میشود. گروه که میان بیاعتمادی به مدیریت و ترس از آینده گرفتار شدهاند، باید پرده از راز این مکان بردارند. اما هر قدم آنها را به کشف حقیقتی تلختر نزدیکتر میکند و مرز میان واقعیت و توهم را محو میسازد. آسمان بیکران داستانی پرتعلیق از شک، ترس و اراده انسان برای یافتن حقیقت در شرایطی است که هیچکس را نمیتوان قابل اعتماد دانست.
خلاصه داستان: داستان دربارهٔ کلانتر موقتیِ یک شهر کوچک است که پس از سرقت از بانک محلی، رازهای تاریکی را کشف میکند. او در جریان تحقیقات خود با شبکهای از فساد و جنایت روبرو میشود که آرامش ظاهری شهر را در هم میریزد. این فیلم هیجانانگیز و جنایی با بازی باب ادنکیرک و لینا هیدی، به کارگردانی بن ویتلی، روایتگر تعقیب و گریزی نفسگیر در بستری از معما و خشونت است.
خلاصه داستان: در یک صبح معمولی، کارگران یک پروژه ساختمانی در قلب لندن با کشف یک بمب عملنکرده از دوران جنگ جهانی دوم، شهر را در آستانه یک فاجعه بزرگ قرار میدهند. نیروهای نظامی و پلیس بلافاصله عملیات تخلیه گستردهای را آغاز میکنند، اما پیچیدگیهای ترافیکی، شلوغی مرکز شهر و مقاومت برخی شهروندان، کار را دشوار میکند. در حالی که زمان بهسرعت میگذرد و هر لحظه ممکن است انفجار رخ دهد، یک تیم ویژه برای خنثیسازی بمب تلاش میکند و در همین حین، رازهایی از گذشته این مکان آشکار میشود. این فیلم دلهرهآور با فضاسازی تعلیقی، تلاش انسانها را برای بقا در یک شرایط بحرانی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در دنیایی که مرز بین قانون و جرم محو شده است، یک تیم مخفی از مأموران زبده در سایهها زندگی میکنند. زمانی که یک دیکتاتور بیرحم ثروتی میلیارد دلاری را از مردمش میدزدد، آنها مأمور میشوند تا آن را بازپس بگیرند؛ سرقتی ظاهراً غیرممکن که آنها را به قلب یک نبرد مرگبار از استراتژی، فریب و بقا میکشاند. هر یک از اعضای تیم رازها و انگیزههای پنهانی دارد و اعتماد در این گروه به اندازهای شکننده است که یک اشتباه کوچک میتواند همه چیز را نابود کند. آنها باید در منطقهای خاکستری عمل کنند، جایی که هیچکس کاملاً خوب یا بد نیست و هر تصمیم میتواند عواقب غیرقابل پیشبینی داشته باشد. این مأموریت نه فقط یک سرقت، بلکه آزمونی برای وفاداری، اخلاق و بقاست.
خلاصه داستان: رای بازِ «صابر»، جوان جنگزده جنوبی پس از نه سال صادر میشود. او طی ۴۸ ساعت مرخصی قصد دارد تا همراه با «آنکل» همبند سابقش در تهران بزرگ، از «شریف» همکار سابقش انتقام گرفته و...
خلاصه داستان: گلرخ کمالی، نویسندهای که سالها پیش شوهرش ناصر معاصر را به گمان خیانت ترک کرده، پس از پایان جنگ به تهران بازمیگردد. او در بازگشت با واقعیتی تلخ روبهرو میشود: شوهرش ورشکست شده و در آستانه زندان است. گلرخ درگیر ماجرایی میشود که او را به دنیای پنهان و پیچیدهای از روابط، فساد و خشونت میکشاند. او در تلاش برای نجات شوهر سابقش و یافتن حقیقت، با شخصیتهای مرموزی روبهرو میشود که هرکدام نقشی در این بازی تاریک دارند. داستان به تدریج لایههای پنهان زندگی آدمها را برملا میکند و گلرخ را با پرسشهای دشواری درباره عشق، انتقام و عدالت مواجه میسازد.