خلاصه داستان: سریال دس (Des) یک درام جنایی واقعی به کارگردانی لوئیس آرنولد است که در سال ۲۰۲۰ منتشر شد. این سریال سه قسمتی بر اساس زندگی دنیس نیلسن، قاتل سریالی اسکاتلندی، ساخته شده است. داستان از سال ۱۹۸۳ آغاز میشود، زمانی که بقایای انسانی در لولههای فاضلاب نزدیک خانه نیلسن در لندن پیدا میشود. پلیس به سرعت او را دستگیر میکند و او به شش قتل اعتراف میکند. سریال به بررسی تعاملات پیچیده بین نیلسن، پلیس و سیستم قضایی میپردازد و تصویری تلخ از جنایات هولناک او ارائه میدهد. دیوید تننت در نقش دنیس نیلسن و دنیل میز در نقش کارآگاه پیتر جی بازی میکنند. این سریال با نقدهای مثبت منتقدان روبرو شد و توانست جوایز متعددی از جمله جایزه بفتا را کسب کند.
خلاصه داستان: در بحبوحه جنگ سرد، هری پالمر، یک جاسوس باهوش و خیابانی، به خدمت سرویس اطلاعاتی بریتانیا درمیآید. او مأمور میشود تا پرونده یک دانشمند هستهای بریتانیایی به نام دکتر کوئیل را که به طور مرموزی ناپدید شده است، بررسی کند. پالمر در این مسیر با شبکهای از توطئهها، خیانتها و عملیاتهای روانی روبرو میشود که او را به اعماق دنیای جاسوسی میکشاند. او باید با تکیه بر هوش و شجاعت خود، حقیقت را از میان دروغها بیرون بکشد و از یک فاجعه بزرگ جلوگیری کند.
خلاصه داستان: داستان سریال یک مسئله خصوصی درباره مارینا، زنی جوان و مصمم است که پس از وقوع یک سری قتلهای زنجیرهای در شهر کوچک ساحلی گالیسیا، تصمیم میگیرد به تنهایی به دنبال قاتل بگردد. او با کمک هکتور، دوست وفادار و پلیس بازنشسته، وارد ماجرایی پر از رمز و راز میشود. در این مسیر، مارینا با موانع متعددی از جمله بیاعتمادی پلیس محلی و خطرات شخصی روبرو میشود. این سریال ترکیبی از تعلیق، روابط انسانی و جستجوی حقیقت است.
خلاصه داستان: ماموران فدرال برزیل برای شکستن یک رمز پیچیده و کشف حقیقت پشت یک سرقت بزرگ که فراتر از تصورات معمولی است، مجبور به استفاده از روشهای خلاقانه و غیرمتعارف میشوند. این سریال جنایی پرتنش، داستان تلاش تیمی از کارآگاهان را روایت میکند که در مسیر تحقیق با موانع حقوقی، اخلاقی و شخصی روبرو میشوند. هر سرنخ جدید آنها را به لایههای تاریکتری از توطئه میکشاند و مرز بین قانون و بیقانونی را محو میکند.
خلاصه داستان: وینسنت، یک عروسکگردان مشهور و پدری پریشان، در تلاش برای یافتن پسر گمشدهاش اِدگار در نیویورک دهه ۱۹۸۰ است. او که با اعتیاد و مشکلات روانی دست و پنجه نرم میکند، به عروسک خیابانی پسرش به نام اریک به عنوان راهنمایی برای یافتن او متوسل میشود. در این مسیر، او با پلیس بدبین، فعالان اجتماعی و دنیای زیرزمینی شهر روبرو میشود. این سریال درام روانشناختی، لایههای تاریک عشق والدین، گناه و هویت را کاوش میکند.
خلاصه داستان: روث کلارک، زنی میانسال و سختکوش که به عنوان یکی از بهترین تولیدکنندگان شربت افرا در کانادا شناخته میشود، از قوانین دستوپاگیر بوروکراتیک و ادب اجتماعی کشورش خسته شده است. او با کمک رمی بوشار، شخصیتی ساده و کوچکاندام محلی، و مایک بیرد، یک مأمور سابق امنیتی، نقشهای جسورانه برای سرقت از انبار عظیم شربت افرا طراحی میکند. این سرقت که در دل زمستان کانادا رخ میدهد، آنها را وارد ماجراهای پیچیدهای میکند که مرز بین درست و نادرست را محو میسازد. سریال با نگاهی طنزآمیز و در عین حال عمیق، به موضوعاتی مانند نابرابری اقتصادی، هویت ملی و مقاومت در برابر سیستمهای ناعادلانه میپردازد.