خلاصه داستان: فیلم درخت گردو به کارگردانی محمدحسین مهدویان، روایتی درام و تاریخی از زندگی قادر مولانپور، مردی از روستای مرزی رشهرمه در نزدیکی سردشت است. داستان در سه بازه زمانی ۱۳۶۶، ۱۳۸۴ و ۱۳۹۵ روایت میشود و بر پایه اتفاقی واقعی و تلخ ساخته شده است. قادر و خانوادهاش درگیر فاجعه بمباران شیمیایی سردشت میشوند و این حادثه تأثیری عمیق بر زندگی آنان میگذارد. فیلم با نگاهی انسانی و بیطرفانه، ابعاد شخصی و اجتماعی این تراژدی را به تصویر میکشد و تلاشهای قادر برای زنده ماندن و حفظ خانوادهاش را در برابر مصائب نشان میدهد.
خلاصه داستان: خانوادهای برای جمعآوری وسایل خانه به حاشیه جنگل میروند، اما ناگهان لاید کوچک ناپدید میشود. در همین حین، آتشسوزی مهیبی در جنگل شعله میکشد و مادرش با درک خطر، تلاش میکند پیش از رسیدن شعلهها او را پیدا کند. مسیر پر از دود، ترس و موانع است و هر ثانیه تأخیر میتواند مرگبار باشد. او باید با تکیه بر عشق مادری و شجاعت، در دل هرجومرج آتش، به دنبال فرزندش بگردد. این جستوجوی نفسگیر، مرز میان امید و ناامیدی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک معلم علوم، تنها در یک سفینه فضایی از خواب بیدار میشود. با بازگشت تدریجی حافظهاش، درمییابد که مأموریتی برای متوقف کردن مادهای مرموز دارد که خورشید زمین را از بین میبرد؛ و اینکه یک دوستی غیرمنتظره میتواند کلید حل این بحران باشد.
خلاصه داستان: در یک شهر ساحلی آرام، زندگی روزمره مردم با هشدار طوفانی سهمگین درجهٔ ۵ در هم میریزد. موج عظیم و ویرانگری که از طوفان برمیخیزد، سیل و خرابی را به همراه میآورد، اما خطر اصلی چیزی نیست که از آسمان میبارد. در میان آبهای متلاطم و خیابانهای زیر آب، دستهای کوسههای گرسنه به کمین نشستهاند. گروهی از بازماندگان که در تلاش برای فرار و نجات عزیزانشان هستند، ناگهان خود را در محاصرهٔ موجوداتی مرگبار مییابند. هر لحظه نبرد برای بقا سختتر میشود؛ آنها باید هم از خشم طبیعت و هم از آروارههای مرگبار کوسهها فرار کنند. آیا میتوانند از این فاجعهٔ طبیعی دوچندان جان سالم به در ببرند؟ تلاطم مرگبار داستانی است از ترس، هیجان و ارادهای انسانی در برابر غیرممکنها.
خلاصه داستان: داستان آموزگار جوان روستایی در حاشیه شهر بم را روایت میکند که پس از بیرون آمدن از زیر آوار پی میبرد همکارش جان سپرده است، او به سوی شهر راه میافتد تا برای اهالی کمک بیاورد، اما با رسیدن به شهر ناباورانه درمییابد که فاجعه اصلی در آنجا روی داده و از هر گوشه و کناری فریاد شیون و زاری و درخواست کمک بلند است. او در میان ویرانهها به دنبال آرزو، دختربچهای که شاید زنده مانده باشد، میگردد و با مردمی مواجه میشود که هر یک داستانی از فقدان و امید دارند. این فیلم با نگاهی انسانی و بدون شعارزدگی، ابعاد شخصی و جمعی یک فاجعه طبیعی را به تصویر میکشد و پرسشهایی درباره مسئولیت، همدلی و معنا در شرایط بحرانی مطرح میسازد.
خلاصه داستان: در یک صبح معمولی، کارگران یک پروژه ساختمانی در قلب لندن با کشف یک بمب عملنکرده از دوران جنگ جهانی دوم، شهر را در آستانه یک فاجعه بزرگ قرار میدهند. نیروهای نظامی و پلیس بلافاصله عملیات تخلیه گستردهای را آغاز میکنند، اما پیچیدگیهای ترافیکی، شلوغی مرکز شهر و مقاومت برخی شهروندان، کار را دشوار میکند. در حالی که زمان بهسرعت میگذرد و هر لحظه ممکن است انفجار رخ دهد، یک تیم ویژه برای خنثیسازی بمب تلاش میکند و در همین حین، رازهایی از گذشته این مکان آشکار میشود. این فیلم دلهرهآور با فضاسازی تعلیقی، تلاش انسانها را برای بقا در یک شرایط بحرانی به تصویر میکشد.