خلاصه داستان: داستان سریال Climax حول یک دادستان به نام Tae-seob شکل میگیرد که برای رسیدن به بالاترین جایگاه قدرت در کره جنوبی وارد ساختاری قدرتمند و بانفوذ میشود. او در مسیر پیشرفت خود با شبکهای از منافع و روابط پیچیده روبهرو میشود و تلاش برای حفظ موقعیت، او را وارد رقابتی جدی برای بقا میکند.
خلاصه داستان: وقتی ساختمانی که برای سو جونگ حکم همهچیزش را دارد در آستانه مصادره قرار میگیرد، او مستأصل به دنبال راه نجات میگردد. در همین زمان، هوال سونگ پیشنهادی عجیب میدهد: اجرای یک آدمربایی ساختگی در زیرزمین همان ساختمان. نقشهای که قرار است فقط یک نمایش باشد، اما خیلی زود از کنترل خارج میشود و ماجرا را به جای یک حقه ساده، وارد دنیایی تاریک، پرتنش و غیرقابلپیشبینی میکند.
خلاصه داستان: در سریال «بهای اعتراف»، آن یون‑سو، معلم هنر، ناگهان شوکه میشود وقتی شوهرش به قتل میرسد و او متهم اصلی این جنایت میگردد. زندگیاش وارونه میشود: زندگی آرام، اعتماد و امنیت خانوادگیاش با شک و اتهام جایگزین میشود. ولی وقتی در زندان با مو اُن، زنی مرموز با اسراری تاریک دیدار میکند، تلاشی خطرناک و پیچیده برای اثبات بیگناهیاش آغاز میگردد. او باید بین حقیقت و قربانی شدن یکی را انتخاب کند؛ تصمیمی که نه فقط سرنوشت خودش، بلکه عدالت، حقیقت و زندگی کسانی که دوست دارد را رقم خواهد زد.
خلاصه داستان: در سریال The Manipulated، زندگی «پارک ته-جونگ»، مردی معمولی و بدون دشمن، در یک چشمبههمزدن فرو میریزد وقتی به اتهامی که مرتکب نشده، محکوم شده و راهی زندان میشود. اما وقتی میفهمد همهی این کارها برای یک بازی بزرگ طراحی شده است، سفری سرد و انتقامجویانه را آغاز میکند تا کسانی را که زندگیاش را خراب کردهاند؛ ویران کند...
خلاصه داستان: داستان سریال درباره زنی جوان به نام شن شییی است که در یک دوره سخت از زندگی خود با مشکلات شخصی و فشارهای روزمره روبهرو میشود. آشنایی او با پزشکی به نام هه سو، مسیر تازهای را در زندگی او ایجاد میکند و این دو شخصیت به تدریج با شناخت بیشتر یکدیگر، رابطهای متفاوت را تجربه میکنند.
خلاصه داستان: قهرمانهای دیروز، بازندههای امروز.
سه مرد میانسال که روزی رویای فتح دنیا را داشتند، اکنون در بنبست زندگی خود گیر افتادهاند؛ شغلهایی بیروح، رابطههایی نیمهجان و آرزوهایی که سالهاست خاک میخورند. دیداری دوباره، پس از سالها دوری، همهچیز را بههم میریزد. این ملاقات ناگهانی، شروع سفری است میان خاطرات فراموششده، شکستهای فروخورده و پیروزیهای کوچکی که هنوز میشود به آنها دل بست.