خلاصه داستان: «در خون ما» داستان امیلی وایلند، فیلمسازی است که پس از سالها برای ساخت مستندی درباره زندگیاش با مادر جداافتادهاش ارتباط برقرار میکند. اما وقتی مادرش ناگهان ناپدید میشود، امیلی به همراه فیلمبردارش دنی، در جستجوی او در میان نشانههایی از اعتیادهای گذشتهاش، به سفری پر از رمز و راز میرود. این فیلم مرز بین مستند و دلهره را محو میکند و به کاوش در پیوندهای خانوادگی، هویت و آسیبهای نسلها میپردازد.
خلاصه داستان: خواهران نورا و اگنس پس از سالها دوری، دوباره با پدرشان گوستاو، کارگردان کاریزماتیکی که زمانی بسیار مشهور بوده، روبهرو میشوند. گوستاو به نورا، که بازیگر تئاتر است، نقشی در فیلمی پیشنهاد میکند که امیدوار است بازگشت دوبارهاش باشد. اما زمانی که نورا پیشنهاد را رد میکند، خیلی زود میفهمد پدرش همان نقش را به یک ستاره جوان و مشتاق هالیوود داده است. این اتفاق، تنشهای قدیمی خانوادگی را دوباره زنده میکند و هر یک از شخصیتها را با پرسشهایی درباره عشق، هنر و وفاداری روبهرو میسازد.
خلاصه داستان: مان-سو، مدیر باتجربهای که سالها در یک کارخانه کاغذسازی کار کرده است، پس از بازنشستگی اجباری و تحقیرآمیز، زندگیاش از هم میپاشد. او که با بدهیهای سنگین و فشارهای اجتماعی روبروست، در مییابد که سیستم قضایی و شرکتی هیچ پناهی برای او فراهم نمیکند. در نهایت، این مدیر فروتن که چیزی برای از دست دادن ندارد، تصمیمی مرگبار میگیرد: او به جای تسلیم شدن در برابر بیعدالتی، به خشونت روی میآورد و برای بازپسگیری کرامت از دست رفتهاش وارد دنیایی تاریک و پرخطر میشود.
خلاصه داستان: یک سامورایی خشن و بیپروا در جزیرهای دورافتاده کشتیشکسته میشود و هیچ راهی برای تخلیه خشم خود ندارد. او پس از آغاز سفری معنوی برای آرامکردن افکار تهاجمیاش، ناگهان توسط دیوهای بیرونی که در قالب آدمخواران ظاهر شدهاند ربوده میشود؛ اتفاقی که مرز واقعیت را برایش مخدوش کرده و تواناییهای مرگبارش را در آزمونی سخت قرار میدهد. در این مسیر، او با گذشته تاریک خود روبرو میشود و باید بین انتقام و رستگاری یکی را برگزیند. تنهایی و خشونت، دو همراه همیشگی او هستند، اما این بار او باید معنای واقعی شجاعت را در دل وحشتی فراطبیعی کشف کند.
خلاصه داستان: وقتی گذشتهاش و بدهیهایش گریبانش را میگیرند، یک قمارباز بزرگ که در ماکائو پنهان شده، با روحی همجنس و همدل روبهرو میشود؛ کسی که شاید کلید رستگاری او را در دست داشته باشد.
خلاصه داستان: پس از انفجار مرموز زمین، آندری، راننده کامیون فضایی اوکراینی، خود را تنها انسان بازمانده در جهان مییابد. او در خلأ و انزوا سرگردان است تا اینکه روزی پیامی از ایستگاه فضایی دوردست دریافت میکند: صدای زنی فرانسوی به نام کاترین که او نیز از فاجعه جان سالم به در برده است. آندری که از تنهایی رنج میبرد، تصمیم میگیرد با وجود تمام موانع و خطرات، سفری طولانی را برای ملاقات با او آغاز کند. این سفر نه تنها او را به سوی امید میبرد، بلکه او را با پرسشهای عمیقی درباره معنا، عشق و سرنوشت بشر روبهرو میکند. در این مسیر، او با خاطرات، توهمات و حقایق تلخی مواجه میشود که هویت او و جهانش را زیر سؤال میبرد. فیلم تو یعنی جهان روایتی تکاندهنده و در عین حال طنزآمیز از تنهایی، عشق و تلاش برای بقا در جهانی خالی است.