خلاصه داستان: آنامیکا، دختر جوانی از یک خانواده با پیشینه چندفرهنگی، پس از سالها دوری به خانه کودکیاش بازمیگردد تا از مادر جدا شدهاش، سادانا، که به زوال عقل مبتلا شده، مراقبت کند. او در محلهای قدم میگذارد که خاطرات مبهمی از آن دارد و با زنی روبهرو میشود که گاهی او را به یاد نمیآورد. این بازگشت، گذشتهای را که آنامیکا سعی در فراموشی آن داشت، دوباره زنده میکند. رابطه مادر و دختر در میان فراموشیهای سادانا و سرزنشهای پنهان آنامیکا شکل تازهای به خود میگیرد. فیلم «ماهی قرمز» روایتی لطیف از عشق، بخشش و پیوندهای خانوادگی است که مرز میان خاطره و واقعیت را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: ماریا، زنی چهلساله و مادر چهار فرزند، در تلاش است تا میان زندگی خانوادگی و شغلی پرتنش خود تعادل برقرار کند. همسر دومش، زیگموند، به دلیل شغلی که دارد مدام در سفر است و همین فاصلهها، شکاف عاطفی میان آنها را عمیقتر میکند. با افزایش فشارهای ناشی از انتظارات متضاد، رابطهشان به تدریج از هم میپاشد و ماریا ناگزیر با واقعیتهای تلخی درباره خود و انتخابهایش روبهرو میشود. فیلم دوست داشتنی روایتی صمیمی و بیپرده از پیچیدگیهای عشق، هویت و پذیرش مسئولیت است.
خلاصه داستان: در کرالای جنوب هند، خانوادهای آرام درگیر تحقیقات پلیس درباره ناپدید شدن مرموز چند گردشگر میشود. رازهای پنهان و دروغهای خانوادگی کمکم برملا میشود و هر یک از اعضای خانواده در هالهای از ابهام فرو میروند. کارآگاه پرونده با کنار هم چیدن سرنخهای پراکنده، به خانه این خانواده و باغ پر از گل کاغذی آن میرسد؛ جایی که به نظر میرسد پاسخ بسیاری از پرسشها در آن دفن شده است. فیلم با فضاسازی تعلیقی، مخاطب را به دل یک معمای پیچیده میبرد و لایههای پنهان شخصیتها را یکییکی آشکار میکند.
خلاصه داستان: پس از اخراج از واحد ویژهاش، یک پلیس سرسخت و پرمشکل به نام آنتوان بستاندی، به دلیل روشهای غیرمتعارف و سرکشیهایش، حالا در یک اداره پلیس عادی مشغول به کار است. اما آرامش نسبی او با قتلهای مرموز و زنجیرهای که همکاران سابقش را در واحد نخبه هدف قرار میدهد، به هم میریزد. آنتوان که عمیقاً با این مأموران پیوند خورده، با وجود ممنوعیت رسمی، تحقیقات شخصی خود را آغاز میکند. او در این مسیر با رازهایی تلخ از گذشته واحد مواجه میشود و باید میان وفاداری به دوستان قدیمی و عدالت، یکی را برگزیند. هرچه به حقیقت نزدیکتر میشود، خطر بیشتری او و عزیزانش را تهدید میکند و پرده از توطئهای برمیدارد که فراتر از یک انتقام ساده است.
خلاصه داستان: کیارا ماسترویانی، بازیگر زن، در میانه بحران هویتی و در آستانه پنجاهسالگی، خود را به شکلی عجیب شبیه پدر فقیدش، مارچلو ماسترویانی، میبیند. او که تحت تأثیر این شباهت و فشارهای ذهنی قرار گرفته، تصمیم میگیرد برای مدتی هویت مارچلو را بر خود بگیرد و مانند او زندگی کند. این سفر عجیب و تأملبرانگیز، او را به پاریس و ایتالیا میکشاند و در طول مسیر با مادرش کاترین دنو و دوستان قدیمی پدرش روبرو میشود. فیلم «مارچوی من» (Marcello Mio) با ترکیب واقعیت و خیال، به درونمایههای هویت، میراث خانوادگی، هنر و رهایی از انتظارات دیگران میپردازد. کیارا در این سفر نه تنها با خاطرات پدر، بلکه با جنبههای پنهان شخصیت خودش نیز مواجه میشود و در نهایت باید تصمیم بگیرد که میخواهد چه کسی باشد.
خلاصه داستان: در بحبوحه جنگ هند و پاکستان در سال ۱۹۶۵، نیروی هوایی هند با حملهای غافلگیرکننده و ویرانگر از سوی دشمن مواجه میشود. فرمانده آهوجا، خلبانی باتجربه، مسئولیت طرحریزی یک عملیات تلافیجویانه را بر عهده میگیرد. در جریان این مأموریت دشوار، سرگرد ویجایا، خلبان جوان و شجاع، پس از نبردی تن به تن با یک جنگنده برتر دشمن، ناپدید میشود. آهوجا که از سرنوشت ویجایا بیاطلاع است، ۲۳ سال از زندگی خود را وقف جستجوی حقیقت میکند. او در این مسیر با رازها و ماجراهای پنهانی روبهرو میشود که ابعاد تازهای از جنگ و فداکاری را آشکار میسازد. این فیلم روایتی احساسی و حماسی از ایثار، دوستی و جستجوی عدالت در بستر یکی از مهمترین نبردهای هوایی تاریخ هند است.