خلاصه داستان: فلاویا د لوس، دختری یازدهساله با ذهنی کنجکاو و علاقهای عمیق به حل معماهای جنایی، زندگی آرامی را در عمارت قدیمی خانوادهاش در روستایی انگلیسی سپری میکند. اما آرامش او با متهم شدن پدرش به قتل، به هم میریزد. فلاویا که به بیگناهی پدرش ایمان دارد، تصمیم میگیرد خودش دست به کار شود و راز این جنایت را کشف کند. او در میان رازهای پنهان خانواده، خاطرات تلخ گذشته و شواهد گیجکننده، با کمک دوستانش و با تکیه بر هوش و شجاعتش، قدم در مسیری پرخطر میگذارد. هرچه به حقیقت نزدیکتر میشود، خطرات بیشتری او را تهدید میکند و او باید ثابت کند که سن کم، مانعی برای کشف یک راز بزرگ نیست.
خلاصه داستان: دکتر متینی در سالهای پیش از انقلاب، جزو دانشجویان مبارز بوده اما با طرح و توطئه پدرزنش که از سران ساواک بوده، به همرزمانش خیانت کرده و از این رهگذر به زندگی مرفهی دست یافته است. پس از انقلاب، همسرش به همراه خانواده خود به خارج از کشور رفته و متینی برای جبران گذشته و رهایی از عذاب وجدان، درگیر ماجراهایی میشود که مرگ و عشق را در مسیر زندگیاش رقم میزند. فیلم روایتی از تقابل عاطفه و سیاست، وفاداری و خیانت، و تلاش انسانی برای بازخرید هویت از دست رفته است.
خلاصه داستان: روستایی آرام در حاشیه جنگل، زندگی اهالیاش را گرازهای وحشی تهدید میکنند. شیرک، نوجوانی که پدرش را بر اثر حمله این حیوانات از دست داده، درگیر مأموریتی دشوار میشود. حاج خالو، دشتبان سالخورده روستا، دیگر توانایی مقابله با این تهدید را ندارد. شیرک با وجود سن کم، تصمیم میگیرد راهحلی برای نجات روستا بیابد. او با استفاده از تجربههای گذشته و با کمک دیگر اهالی، نقشهای برای دفع گرازها طراحی میکند. در این مسیر، او با ترسها و تردیدهای خود روبهرو میشود و معنای واقعی شجاعت را میآموزد. فیلم شیرک اثری اجتماعی درباره مسئولیتپذیری، همبستگی و رویارویی با دشواریهای زندگی است که در دل طبیعت بکر ایران روایت میشود.
خلاصه داستان: فیلم صددام روایتگر مردی معمولی است که به دلیل شباهت چشمگیرش به صدام حسین، رهبر معدوم عراق، به طور غیرمنتظرهای وارد یک مأموریت پیچیده میشود. او که هرگز فکرش را نمیکرد روزی چنین نقشی بر عهده بگیرد، به عنوان بدل صدام انتخاب شده و برای انجام مأموریتی به تهران فرستاده میشود. در این میان، او با چالشهای طنزآمیز و موقعیتهای دشواری روبهرو میشود که مرز میان هویت واقعی و نقش بازیشده را کمرنگ میکند. این فیلم کمدی که در سال ۱۴۰۴ ساخته شده است، با تکیه بر موقعیتهای فکاهی و بازیهای درخشان بازیگران، داستانی پرکشش را روایت میکند.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره یک خانواده سهنفره است که در آستانه فروپاشی قرار میگیرند. پدر خانواده که برای تأمین آیندهای بهتر برای دخترش تلاش میکند، ناگهان با بحرانی بزرگ روبهرو میشود. او باید میان پایبندی به قانون و عشق بیقیدوشرط به فرزندش یکی را انتخاب کند. این انتخاب دشوار، او را به سمت عبور از مرزهای قانونی سوق میدهد. در این میان، مادر خانواده نیز با فشارهای روحی و اجتماعی متعددی دستوپنجه نرم میکند. فیلم با نگاهی واقعگرایانه، لایههای پنهان روابط خانوادگی و تأثیر تصمیمهای فردی بر سرنوشت جمعی را به تصویر میکشد. هر یک از اعضای خانواده در مسیری قرار میگیرند که آنها را با پیامدهای غیرمنتظرهای مواجه میسازد. «تابستانی که برف آمد» روایتی احساسی و تأملبرانگیز از فداکاری، عشق و معنای درست و غلط در شرایط بحرانی است.
خلاصه داستان: جواد، نوجوانی که پدرش در زندان به سر میبرد، در روز عید یک ماهی قرمز کوچک به دست میآورد و آن را به خانه میآورد. مادرش او را سرزنش میکند و میگوید نگه داشتن ماهی در خانهای که پدر در زندان است، شگون ندارد و باید آزادش کند. جواد که برای به دست آوردن ماهی با یکی از همسالانش درگیر شده بود، با اکراه ماهی را از خانه بیرون میبرد. در همین حال، پدر او از زندان آزاد میشود و به خانه بازمیگردد. داستان فیلم با نگاهی لطیف و انسانی، تلاشهای جواد برای رها کردن ماهی و مواجهه او با واقعیتهای زندگی را روایت میکند.